تبهکاری: مسئله ای که نظریه ارزش کار قادر به تحلیل آن نیست

-"آقای قاضی من هم برای کارم زحمت می کشم ، مجبورم مهارتهای خاصی را یاد بگیرم و آن مهارتهای خاص را موقع کار با دقت به کار ببندم من هم خطر می کنم کار من هم یک کار مثل کارهای دیگر است و..."

اینها قسمتی سخنان یک دزد موقع محاکمه است که یکی از دوستانم آن را نقل می کرد. اگر فرد دارای اطلاع کافی از مسائل اقتصادی نباشد شاید فقط تحت تاثیر تعالیم سرسختانه اعتقادی به احکام الهی بتواند خود را در مقابل چنین سفسطه هایی مصون سازد.

این دفاع یک نمونه از تفکراتی است که در سایه دیدگاه صرفا ارزش کار مارکسیستها شکل می گیرد . اگر قرار باشد ماهیت ارزش صرفا کار انجام شده باشد آنگاه بله آقا دزده هم می تواند مدعی مشروع بودن درآمد خود از دزدی باشد.

هر چند نظریه ارزش کار را به صورت مدون دیوید ریکاردو به عنوان یکی از نظریات 4 گانه اصلی خود مطرح ساخت اما بیشتر این مارکسیستها هستند که بر ارزش کار تاکید می کنند .

بعد از ریکاردو افراد دیگری چون مارشال و والراس و استلی جونز  در تکمیل نظریات وی و رفع مشکلات نظری علم اقتصاد نظریه ارزش مطلوبیت را مطرح کردند. نظریه ارزش مطلوبیت و استفاده همزمان آن ارزش کار در قالب یک مدل تعادل عمومی یا اجتماعی در قالب یک جعبه اجورث به اقتصاد دان این میدان را می دهد که تفاوت یک کار ارزش(که ارزش افزوده واقعی ایجاد می نماید) و کار ضد ارزشی( که ارزش افزوده در آن فقط منتقل می تواند بشود) را تحلیل و تفکیک نماید. در سرقت درست است که کار انجام می شود و ممکن است کار سخت و نیازمند مهارت هم باشد اما در عین این که مطلوبیت یک طرف افزایش می یابد مطلوبیت طرف دیگر کاهش می یابد و به جز حالتهای بسیار خاص معمولا نمی توان اثبات نمود که مطلوبیت کل جامعه افزایش می یابد( موقعی که دزد به دزد بزند شاید چنین امری محقق شود)

کاری که منگر در اقتصاد اتریشی انجام داد علیرغم این که بسیار شبیه مارژینالیستهایی چون والراس و مارشال بود این بود که به روابط علی بین نیازها و اشیا توجه نمود هر چند اوایل تمایز قائل شدن بین نظریه منگر و بحث مطلوبیت نهایی مارژنالیستها دشوار بود اما امروزه می بینیم که در مباحث بازار یابی عنوان می شود موسسات تجاری و بنگاهها و کارخانجات به جای تمرکز بر محصول خاص بر نیاز خاص تمرکز نمایند( مثلا تمرکز بر نیاز ابزار کمکی محاسبه باشد حالا می خواهد چرتکه باشد- ماشین حساب یا تبلت)

اما این نظریات نیز نظریات نا کافی هستند مطلوبیت - کار و رابطه علی تنها بیان کنندگان ارزش اقتصادی کالا نیستند کمیابی که در اقتصاد منابع و اقتصاد محیط زیست بدان پرداخته می شود یکی دیگر از عومل ایجاد ارزش است کار انسان ماهیتی مجازی دارد و برای تبلور یافتن معمولا نیاز به شمایلی مادی دارد شمایل مادی با کمیابی طبیعی در ارتباط تنگاتنگ است و اینجاست که می بینیم کار انجام شده بر روی طلا با کار انجام شده روی یک فلز فراوانتر ارزشهای متفاوتی می گیرند. محدودیت علاوه بر منابع طبیعی شامل محدودیت حرکت در زمان هم می شود

چهارمین رکن ارزش رکن خطر می باشد خطر از ماهیت تصادفی ناشی می شود ارزش در موضوعاتی مانند اکتشافات علمی و فنی تاثیر بسیار زیادی بر ارزش دارد  بنابراین یک مدل اقتصادیکه بخواهد به درستی اندازه ها را بگیرد باید 6 وجه مهم و اصلی ارزش را شامل باشد وگرنه تحلیل آن به اشتباه خواهد بود

  
نویسنده : کورش بهشتی ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٧