بانکدار بزرگ (گرمی لی)

ته کشیدن معادن زودتر از چاههای نفت

سالهاست که خود را با واژه غیر اقتصادی و نامانوسی به نام #صادرات_غیر_نفتی فریفته ایم. و از همه بدتر اینکه #ایران را که کشوری با ذخایر معدنی ناچیز با عیار پایین است کشوری معدنی پنداشته و چوب حراج به ذخایر معدنی خود زده ایم.
امروز خبری خواندم که هرچند از قبل پیشبینی اش را می کردم ولی باز برایم شوکه کننده بود.
مدیر عامل #معدن چادر ملو اعلام کرده است که از #ذخایر این معدن فقط 76 میلیون تن باقی مانده است که آن هم در 3-4 سال آینده تمام می شود و برای فعال نگه داشتن کارخانه های خود  در آینده دنبال خرید معادن کوچک اطراف خود هستیم.
این یک زنگ خطر بزرگ است برای کشوری که بخش عمده ای از صنایع آن انرژی بر و متکی به معدن هستند.
شاید گفتنش ضروری باشد که حتی کالایی مانند سیمان به مقدار زیادی سنگ و خاک آهن البته با عیار پایین (حدود 15%) نیاز دارند که در فقدان آن مجبور به استفاده از قراضه آهن خواهند بود.
این نه تنها تهدیدی برای #کسب_و_کار معدن و اقتصاد شهرهای معدنی و #سهامداران شرکتهای معدنی است بلکه در یک گام جلوتر تهدیدی برای #بورس ایران نیز می باشد که سهم های معدنی  در آن نقش پررنگی دارند.
بی شک ایران برای رهایی از مشکلات خود، در ده سال آینده نیاز به اصلاحات ساختاری واقعی و نه از نوع تغییر مالکیت، خواهد داشت چرا که هم اکنون 5 صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، ساختمان و مصالح ساختمانی، خودرو، مواد و محصولات معدنی، و خدمات مالی نقش عمده و اساسی را در اقتصاد ایران بازی می کنند که همگی دارای ریشه های واحد مشکلات، شباهت رفتار سیکلی و تهدید های مشابهی می باشند. همه صنایع فوق از نوع متکی به منابع پایان پذیر، سیاستهای پولی و مالی دولت، بازارهای پر نوسان جهانی و پدیده هایی از این دست می باشند.
در حالی که بخش معدن امیدواری  کمتر و چشم انداز ضعیف تری نسبت به بخشهای دیگر دارد بخش مالی دارای چشم انداز قوی تر و روشنتری خصوصا با نگاه به #استارت_آپ ها یا به عبارت دقیق تر #غزال های ( استارت آپ هایی که حداقل 50 نفر پرسنل داشته  و رشد بالای 15% را تجربه می کنند) فینتک  (FINTECH ) داشته باشد و بی شک نوآوری های_مالی و ارتقا #استانداردها_و_مقررات_مالی می تواند نقش مهمی در این راستا داشته باشد.
بازار مالی یک بازار در حال رشد و معرفی در کل جهان است و بازارهای مالی ایران طبق برآورد ها هنوز تا یک چهارم ظرفیت را هم پر نکرده است و این خصوصا در بخش نوآوری های مالی نمود دارد.
اتکای صرف بر کلماتی نظیر #ربا و #بهره و تمرکز سیاستها و نظارتهای ابزارها و بازارهای مالی بر #نرخ_بهره و مسائلی نظیر مدت بازپرداخت، تنفس، استمهال و غیره که همگی صرفا #فساد زا و #رانت را بوده اند، ایران را از دست یابی به سطوحی از فعالیت مالی که سودآوری و مزیت بین المللی ایجاد نماید باز داشته است به نحوی که مثلا بانک ملی ایران علیرغم دارایی های هنگفت خود هرگز در زمره شرکتهای برجسته و بانکهای مطرح بین المللی نبوده است.