بانکدار بزرگ (گرمی لی)

خطر آرسنیک و آب زمزم

چند وقت پیش کلیپی را از مصاحبه نادر طالب زاده (کارگردان و روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی) می دیدم که به ادعای او در خصوص آلوده بودن آب زمزم به آرسنیک و عدم توجه مسئولین حج و زیارت می پرداخت.
با توجه به بررسی های قبلی که در نقشه آلودگی برخی کشورهای مبدا واردات محصولات کشاورزی انجام داده بودم بر آن شدم مجدد بررسی دقیق تری انجام دهم.
طبق نقشه های ارائه شده توسط متخصصان ( از جمله eawag که به تحقیقات آب می پردازد) در خصوص
ریسک وجود آرسنیک در آب، ریسک آبهای منطقه حجاز ۰.5 تا 0.75 میکرو (میلیونیوم) گرم در لیتر می باشد؛ در حالی که، همین خطر در
- نواحی مرکزی و تقریبا شرقی آمریکا 0.75 تا 1 میکروگرم در لیتر
- بنگلادش کلا بالاتر از 0.75 میکروگرم در لیتر
- نواحی شمالی هند همانند حجاز و بخش هایی در جنوب غرب و شرق مشابه بنگلادش
- بخشهای عظیمی از برزیل و نیز بخشهایی در شمال، مرکز و شرق آرژانتین بالاتر از 0.75 میکرو گرم
بخشهایی از تایلند هم همینطور.
@eghtesadherfei
ضمنا تنها آلودگی آب، آرسنیک نیست و انواع و اقسام آلودگی ها امکان پذیر است. مثلا میزان اوره و نیترات که باز هم بسیار خطر ناک است.

در بین کشورهایی که ایران از آنها واردات محصولات کشاورزی دارد. نیوزلند، ترکیه و مصر جزو کم خطرترین ها از نظر میزان آرسنیک می باشند.
@eghtesadherfei
کشور ما ایران جزو پاک ترین کشورها از نظر میزان آرسنیک آبهای خود می باشد.

آدم در کل عمرش یک بطری هم آب زمزم نمی خورد ولی کشورهایی که از آنها یاد کردم منابع اصلی واردات انواع محصولات کشاورزی خصوصا برنج و دانه های روغنی هستند.
@eghtesadherfei
درست است که میزان آرسنیک و سایر مواد سمی موجود در این محصولات از طرف وزارت بهداشت و سازمان استاندارد کنترل می شود
اما وقتی حجم مصرف زیاد بالاتر برود اثر انباشتگی ایجاد می شود.

توصیه: برنج بنگلادشی جزو پر مخاطره ترین برنج های دنیا از نظر میزان آرسنیک محتمل است و بعد از آن تایلندی است چون بخشی از این برنج به نام هندی در بازار عرضه می شود با احتیاط زیاد خرید کنید.
بعد از آن برنج تایلندی جزو پرخطر ترین برنج هاست.
برنج پاکستانی سالم ترین برنج های وارداتی است بعد از آن تا حدی و بسته به محل تولید، اروگوئه، آرژانتینی و اروگوئه هستند.

خطر آرسنیک در دانه های روغنی کم تر است چون دانه های روغنی به جز سویا معمولا مستقیم مصرف نمی شوند. و منابع اصلی واردات سویا برای ایران متنوع است و کشورهایی مثل اوکراین و کانادا مخاطره کمتری دارند.
با این حال بهتر است خرید روغن از شرکتهایی صورت گیرد که سیستمهای فیلتراسیون و تصفیه و کنترل کیفیت مجهز و پیشرفته و روزآمدتری دارند.


خطر آرسنیک و آب زمزم

چند وقت پیش کلیپی را از مصاحبه نادر طالب زاده (کارگردان و روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی) می دیدم که به ادعای او در خصوص آلوده بودن آب زمزم به آرسنیک و عدم توجه مسئولین حج و زیارت می پرداخت.
با توجه به بررسی های قبلی که در نقشه آلودگی برخی کشورهای مبدا واردات محصولات کشاورزی انجام داده بودم بر آن شدم مجدد بررسی دقیق تری انجام دهم.
طبق نقشه های ارائه شده توسط متخصصان ( از جمله eawag که به تحقیقات آب می پردازد) در خصوص
ریسک وجود آرسنیک در آب، ریسک آبهای منطقه حجاز ۰.5 تا 0.75 میکرو (میلیونیوم) گرم در لیتر می باشد؛ در حالی که، همین خطر در
- نواحی مرکزی و تقریبا شرقی آمریکا 0.75 تا 1 میکروگرم در لیتر
- بنگلادش کلا بالاتر از 0.75 میکروگرم در لیتر
- نواحی شمالی هند همانند حجاز و بخش هایی در جنوب غرب و شرق مشابه بنگلادش
- بخشهای عظیمی از برزیل و نیز بخشهایی در شمال، مرکز و شرق آرژانتین بالاتر از 0.75 میکرو گرم
بخشهایی از تایلند هم همینطور.
@eghtesadherfei
ضمنا تنها آلودگی آب، آرسنیک نیست و انواع و اقسام آلودگی ها امکان پذیر است. مثلا میزان اوره و نیترات که باز هم بسیار خطر ناک است.

در بین کشورهایی که ایران از آنها واردات محصولات کشاورزی دارد. نیوزلند، ترکیه و مصر جزو کم خطرترین ها از نظر میزان آرسنیک می باشند.
@eghtesadherfei
کشور ما ایران جزو پاک ترین کشورها از نظر میزان آرسنیک آبهای خود می باشد.

آدم در کل عمرش یک بطری هم آب زمزم نمی خورد ولی کشورهایی که از آنها یاد کردم منابع اصلی واردات انواع محصولات کشاورزی خصوصا برنج و دانه های روغنی هستند.
@eghtesadherfei
درست است که میزان آرسنیک و سایر مواد سمی موجود در این محصولات از طرف وزارت بهداشت و سازمان استاندارد کنترل می شود
اما وقتی حجم مصرف زیاد بالاتر برود اثر انباشتگی ایجاد می شود.

توصیه: برنج بنگلادشی جزو پر مخاطره ترین برنج های دنیا از نظر میزان آرسنیک محتمل است و بعد از آن تایلندی است چون بخشی از این برنج به نام هندی در بازار عرضه می شود با احتیاط زیاد خرید کنید.
بعد از آن برنج تایلندی جزو پرخطر ترین برنج هاست.
برنج پاکستانی سالم ترین برنج های وارداتی است بعد از آن تا حدی و بسته به محل تولید، اروگوئه، آرژانتینی و اروگوئه هستند.

خطر آرسنیک در دانه های روغنی کم تر است چون دانه های روغنی به جز سویا معمولا مستقیم مصرف نمی شوند. و منابع اصلی واردات سویا برای ایران متنوع است و کشورهایی مثل اوکراین و کانادا مخاطره کمتری دارند.
با این حال بهتر است خرید روغن از شرکتهایی صورت گیرد که سیستمهای فیلتراسیون و تصفیه و کنترل کیفیت مجهز و پیشرفته و روزآمدتری دارند.


لزوم ورود زنان در مدلهای سیاستگذاری اقتصادی

برای #سیاستگذاری بهتر، #مدلهای_اقتصادی باید زنان را به حساب بیاورند.
دناردی ( De Nardi )، بورللا (Borella ) ، یانگ (Yong ) و دارماسانکار(Dharmasankar )
4 محقق اقتصادی هستند که نکته فوق را گوشزد کرده اند.
طبق گزارش اینان، بانوان 49% نیروی کار، 44% ساعات کار،  و 37% درآمد را به خود اختصاص می دهند اما هنوز بیشتر مدلهای سیاستگذاری دولتی تفاوت های جنسیتی را نادیده گرفته و تنها بر داده های مردان تاکید می نمایند.
مادامی که رفتارها و برآیندهای بانوان مشابه مردان باشد این مشکلی را به وجود نمی آورد ولی واقعیت این است که چنین تشابهی وجود ندارد.
تحقیقات آنها تفاوتهای معنی داری را در نرخ مشارکت، ساعات کار، درآمد و پس انداز افراد بسته به جنسیت و نیز وضعیت تاهل آنها نشان می دهد.
مدلهای اقتصادی که این تفاوتها را لحاظ کنند، می توانند، پیشبینی های قابل اتکاتری در خصوص واکنش مردم به تغییرات محیط اقتصادی و نیز سیاستهای اقتصادی نظیر تغییرات دستمزد و مالیاتها نشان دهند.
این تحقیق با سه سناریو مختلف پیش رفته است:
1- استفاده از داده های فقط مردان بدون توجه به وضعیت تاهل
2- استفاده از داده های منفرد هر دو گروه مردان و زنان بدون توجه به وضعیت تاهل
3- استفاده از داده های زنان و مردان با لحاظ وضعیت تاهل
یافته های تحقیق نشان دهنده تفاوت معنی دار نتایج مدل مبتنی بر فقط داده های مردان با واقعیت است.
از طرفی تحقیق نشان می دهد جنسیت و وضعیت تاهل در دوره های مختلف زندگی تاثیر متفاوتی در نرخ مشارکت و ساعات کار و پس انداز دارد.
همچنین تحقیق نشان می دهد زنان متاهل، دارای بالاترین نوسان  و مردان متاهل، دارای پایین ترین نوسان متغیرهای تحقیق در طول دوره زندگی خود (در این تحقیق بالای 20 سال) می باشند.


آشنایی با استاندارد ایزو 20700:

کسب و کار مشاوره خصوصا مشاوره مدیریت-اقتصاد و کسب و کار در دنیای امروز با رشد بالایی مواجه است به نحوی که از بدو پایه گذاری آن در حدود سال 1900 تا کنون رشد شگرفی داشته است.
در حالی که کل درآمد این رشته در دهه 1980 میلادی به چیزی حدود 2 میلیارد دلار در سال می رسید در سال 2003 رقم 125 میلیارد دلار را تجربه نمود و اینک و در سال 2017 در آستانه عبور از حجم بازار 300میلیارد دلاری است.
در این بین شرکتهای مشاوره مدیریت، اقتصاد و کسب و کار سه کشور آمریکا و بریتانیا و آلمان بیش از 80% بازار جهانی و بیش از 95% صادرات جهانی خدمات مشاوره مدیریت را به خود اختصاص داده اند.
این رشد صرفا کمی نبوده و کیفی نیز می باشد به نحوی که 80% تجارب و دستاوردهای این صنعت مربوط به بعد از دهه 1980 می باشد.
اینک این صنعت در حال گذر از مرحله طفولیت خود و ورود به دوران بلوغ است.
یکی از اقداماتی که بعد از سال 2011 در این صنعت انجام شده است تدوین استانداردهای ایزو شماره 20700 با عنوان "راهنمای خدمات مشاوره مدیریت" می باشد.
این استانداردها بیشتر توسط CMC-GLOBAL ( جهت اجتناب از تشابه اسمی به خط تیره توجه شود) که سازمان جهانی شرکتهای مشاوره مدیریت است و کشورهای عضو آن تدوین شده و در حال توسعه است.
خوشبختانه کشورمان ایران نیز یکی از 47 کشور عضو این سازمان است.


هشدارهایی برای استفاده از اکسل در تحقیقات

#صفحات_گسترده مایکروسافت می توانند به سلامت شما آسیب بزنند!

این عنوانی است که روبین هریس نویسنده zdnet برای مقاله خودش انتخاب کرده است.
او مقاله خودش را با اشاره به مقاله قبلی اش در خصوص قضیه راینهارد روگوف ( Reinhard-Rogoff) شروع می کند.
راینهارد-روگوف یک ماجرای مشهور در اقتصاد و سیاست گذاری و کامپیوتر است.
ماجرا از این قرار است که دو استاد برجسته دانشگاه هاروارد در سال 2010 مقاله ای را در نشریه آمریکن اکونومیک دیوید (American Economic Review ) به چاپ رساندند که طی آن گفته شده بود اگر میزان بدهی خالص خارجی به 60% تولید نا خالص داخلی GDPبرسد نرخ رشد با دو درصدکاهش روبرو خواهد شد و با بدهی خارجی معادل 90% تولید نا خالص داخلی رشد اقتصادی نصف خواهد شد.
این مقاله به علت تقارن با رکود بزرگ 2007-2008به شدن توسط اقتصاددانان، سیاستمداران و فعالان مورد استناد قرار می گرفت.
اما در سال 2013 این مقاله به خاطر 3 خطا مورد انتقاد دانشگاهیان قرار گرفت.
مورد اول این بود که داده های استفاده شده برای این تحقیق به هیچ عنوان از نتایج آن پشتیبانی نمی کنند. همچنین این انتقاد وارد بود که این مدل برای کشورهای با سطح بدهی عمومی مختلف تعدیل نشده است.
تحقیقات دیگر انجام شده توسط راینهارد و روگوف و نیز صندوق بین المللی پول  که خطاهای دقیقا مشابهی نداشتند به نتایجی مشابه تحقیق اصلی دست یافتند اگرچه در آنها تاثیر بدهی بر رشد تولید نا خالص کمتر ارزیابی شد.
طرفداران و منتقدان این مقاله همچنان پر شمار باقی ماندند.
یکی از سه خطای اصلی این مقاله مربوط می شد به خطای صفحات گسترده، به نحوی که وقتی این دو استاد در دو ستون که دارای اشتباهاتی بود، اصلاحاتی انجام دادند. مرگ افزار این اصلاحات را به حساب نیاورد و نتایج اشتباهی را برون داد.
او ادامه می دهد که با یک جستجو می توان داستان های زیادی از خطاهای صفحات گسترده یافت مثلا:
- در سال 2008 پنهان کردن سلولها به جای حذف کردن آنها، میلیونها دلار به بانک بارسلون خسارت زد
- خطای کپی پیست برای ترانس آلتا 24 میلیون دلار خسارت به بار آورد.
- یک خطای کپی پیست دیگر برای چی پی مورگان، 6 میلیارد دلار خسارت ایجاد کرد.
این خطاها به نحوی سابقه دار و گسترده هستند که گروهی با عنوان ریسک های صفحات گسترده 15 سال است فعال است.
سپس او مقاله گادا آیتاراونه ( Ghada AITarawneh ) و سیمون ترون (Simon Throne ) با 《عنوان مطالعه ای مقدماتی مخاطره صفحات گسترده در پژوهشهای علمی اشاره می کند و می نویسد:
《اغلب مدل سازان صفحات گسترده، فاقد آموزشهای رسمی هستند ...و اغلب خطاها بیشتر از کاربرد ناصحیح منطق برنامه نویسی هستند تا خطاهایی که در برنامه نویسی رخ داده باشند... و یافتن خطاهای منطقی و اصلاح آنها، دشوارتر از خطاهای برنامه نویسی است.》
او می گوید هر چند این تحقیق بر یک دانشگاه و علوم اعصاب تمرکز کرده است اما نتایج آن قابل تعمیم به عموم می باشد.
در ادامه او نکاتی را افزوده و پیشنهاداتی را برای بهبود عملکرد صفحات گسترده اکسل ارائه می دهد.

با توجه به اینکه تعداد زیادی از برنامه های دیگر نظیر Oracell Cristal Ball، Economodeler , و نرم افزارهای آماری و شبیه سازی دیگر بر پایه اکسل و یا ورود داده از اکسل طراحی شده اند. به نظر می رسد افزایش اطلاعات در خصوص منطق این نرم افزار و خطاهای آن خصوصا برای دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته هایی نظیر اقتصاد، مدیریت، آمار، صنایع( که به کثرت از آن بهره می گیرند) ضروری باشد.


موضوعاتی در #اقتصاد_دفاع و #اقتصاد_جنگ و صلح (2)

جنگ_داخلی در سوریه که ششمین سال خود را پشت سر گذاشته است یکی از پر خسارت ترین جنگهای منطقه منا (MENA ) بوده است.
بر اساس گزارشی که اخیرا توسط #صندوق_بین_المللی_پول ارائه شده است به بحث خسارتهای جنگ #سوریه پرداخته شده است.
در این گزارش به تحقیق کولیر (Collier et al ) در سال 2003 اشاره شده است که عنوان می کند جنگ داخلی تولید نا خالص داخلی سرانه را برای همیشه 100هزار الی 15% کاهش می دهد یا به عبارت دقیقتر یک انتقال منفی عرض از مبدا معادل 10-15% در روند تولید نا خالص داخلی سرانه رخ می دهد.
همچنین مطالعه نشان می دهد افت تولید نا خالص داخلی در طول جنگهای داخلی حدود 18% می باشد.
سپس گزارش با استفاده از گزارش مونیتور اقتصادی منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) در سال 2017، حجم خسارتهای وارده به زیرساختهای سوریه را بر اساس دلار جاری 2017، معادل 41 میلیارد دلار برآورد کرده است.
این در حالی است که مرکز تحقیقات سیاستگذاری سوریه (SCPR ) در کار مشترکی با برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) میزان خسارتهای وارده به زیر ساختهای سوریه را حدود 67.3 میلیارد دلار برآورد کرده است.
علاوه بر این میزان تولید نا خالص داخلی از دست رفته در طول جنگ نیز 200-300 میلیارد دلار برآورد شده است.
وقوع جنگ انجام محاسبات و برآوردها را دشوار می سازد و در نبود داده های قابل اثبات (HARD DATA ) انجام برآورد ها نیازمند برخی فروض دشوار است. بنابراین هر نوع بر آوردی می تواند توام با خطاهای زیاد باشد. اندازه این خطاها می تواند به حساسیت فروض اتخاذ شده بستگی داشته باشد.
صندوق بین المللی پول برای کاهش این خطاها و افزایش دقت محاسبات از ابزار #شبیه_سازی توسعه یافته ای به نام محاسب اثرات اقتصادی (Economic Impact Calculator) استفاده کرده است که کاربر را قادر می کند تخمینهای خودش را مبتنی بر مفروضات و دانش خودش انجام دهد. این ابزار به کاربر اجازه می دهد هزینه های تعارض و اثرات اقتصادی هزینه های آتی زیرساختها را بر GDP سوریه اندازه گیری نماید.
این محاسب تعاملی حاوی داده های بانک جهانی و بینشی از ادبیات اقتصادی برای برآورد اثرات اقتصادی تخریب زیرساختها و هزینه های بازسازی آنها می باشد و می تواند این اثرات را به تفکیک هفت بخش اقتصادی زیر ارائه دهد:
کشاورزی، آموزش، انرژی ، بهداشت و درمان، مسکن، حمل و نقل، آب و ضدعفونی کردن،
 در شش شهر حلب، درعا، حما، حمص، ادلب و لاذقیه محاسبه و ارائه نماید.

آشنایی با این ابزار و استفاده از آن در تحلیلهای سوریه، می تواند به کشورمان کمک نماید تا از غافلگیری در این بازار اجتناب نماید چرا که حضور قوی و فعال شرکتهای ایرانی و پشتیبانی هوشمند دولت از شرکتهای فعال در بازسازی سوریه می تواند ضمن افزایش حجم صادرات و درآمد و سود دهی شرکتها، هزینه های بازسازی را هم برای سوریه و هم ایران کاهش دهد و عملکرد صحیح و سریع در این موقعیت می تواند به تحکیم موقعیت دولت بشار اسد و سایر سیاستمداران همسو با ایران در این کشور کمک نماید تا سوریه همچنان به عنوان یک متحد اثرگذار کنار ایران باقی بماند.
محاسبات نشان می دهد بخش کشاورزی با 4.6 میلیارد دلار، انرژی با 3.6 میلیارد دلار، مسکن با 2.3 میلیارد دلار، و بهداشت با یک میلیارد دلار بخشهای دارای بیشترین نیاز سرمایه گذاری در سوریه هستند. حمل و نقل و آموزش نیز هر کدام حدود 300 میلیون دلار هزینه نیازمند می باشند.
در این میان یکی از مسائلی که مهم است اولویت بندی اجرای پروژه های هر یک از این بخش هاست.
بخش انرژی یکی از بخشهایی است که احتمالا هم اولویت خواهد داشت هم هزینه آن زیاد است و هم احتمالا برای رقابت کیفی با برخی رقبای اروپایی دچار مشکل اساسی شویم لذا ضروری است برای تقویت مزیتها و رفع نقاط ضعف از هم اکنون دست به کار شویم.
کورش بهشتی گرمی


ته کشیدن معادن زودتر از چاههای نفت

سالهاست که خود را با واژه غیر اقتصادی و نامانوسی به نام #صادرات_غیر_نفتی فریفته ایم. و از همه بدتر اینکه #ایران را که کشوری با ذخایر معدنی ناچیز با عیار پایین است کشوری معدنی پنداشته و چوب حراج به ذخایر معدنی خود زده ایم.
امروز خبری خواندم که هرچند از قبل پیشبینی اش را می کردم ولی باز برایم شوکه کننده بود.
مدیر عامل #معدن چادر ملو اعلام کرده است که از #ذخایر این معدن فقط 76 میلیون تن باقی مانده است که آن هم در 3-4 سال آینده تمام می شود و برای فعال نگه داشتن کارخانه های خود  در آینده دنبال خرید معادن کوچک اطراف خود هستیم.
این یک زنگ خطر بزرگ است برای کشوری که بخش عمده ای از صنایع آن انرژی بر و متکی به معدن هستند.
شاید گفتنش ضروری باشد که حتی کالایی مانند سیمان به مقدار زیادی سنگ و خاک آهن البته با عیار پایین (حدود 15%) نیاز دارند که در فقدان آن مجبور به استفاده از قراضه آهن خواهند بود.
این نه تنها تهدیدی برای #کسب_و_کار معدن و اقتصاد شهرهای معدنی و #سهامداران شرکتهای معدنی است بلکه در یک گام جلوتر تهدیدی برای #بورس ایران نیز می باشد که سهم های معدنی  در آن نقش پررنگی دارند.
بی شک ایران برای رهایی از مشکلات خود، در ده سال آینده نیاز به اصلاحات ساختاری واقعی و نه از نوع تغییر مالکیت، خواهد داشت چرا که هم اکنون 5 صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، ساختمان و مصالح ساختمانی، خودرو، مواد و محصولات معدنی، و خدمات مالی نقش عمده و اساسی را در اقتصاد ایران بازی می کنند که همگی دارای ریشه های واحد مشکلات، شباهت رفتار سیکلی و تهدید های مشابهی می باشند. همه صنایع فوق از نوع متکی به منابع پایان پذیر، سیاستهای پولی و مالی دولت، بازارهای پر نوسان جهانی و پدیده هایی از این دست می باشند.
در حالی که بخش معدن امیدواری  کمتر و چشم انداز ضعیف تری نسبت به بخشهای دیگر دارد بخش مالی دارای چشم انداز قوی تر و روشنتری خصوصا با نگاه به #استارت_آپ ها یا به عبارت دقیق تر #غزال های ( استارت آپ هایی که حداقل 50 نفر پرسنل داشته  و رشد بالای 15% را تجربه می کنند) فینتک  (FINTECH ) داشته باشد و بی شک نوآوری های_مالی و ارتقا #استانداردها_و_مقررات_مالی می تواند نقش مهمی در این راستا داشته باشد.
بازار مالی یک بازار در حال رشد و معرفی در کل جهان است و بازارهای مالی ایران طبق برآورد ها هنوز تا یک چهارم ظرفیت را هم پر نکرده است و این خصوصا در بخش نوآوری های مالی نمود دارد.
اتکای صرف بر کلماتی نظیر #ربا و #بهره و تمرکز سیاستها و نظارتهای ابزارها و بازارهای مالی بر #نرخ_بهره و مسائلی نظیر مدت بازپرداخت، تنفس، استمهال و غیره که همگی صرفا #فساد زا و #رانت را بوده اند، ایران را از دست یابی به سطوحی از فعالیت مالی که سودآوری و مزیت بین المللی ایجاد نماید باز داشته است به نحوی که مثلا بانک ملی ایران علیرغم دارایی های هنگفت خود هرگز در زمره شرکتهای برجسته و بانکهای مطرح بین المللی نبوده است.


استفاده از #فرصت ها:

بیس و زیر بنای دانش اقتصاد فرصت است به نحوی که اگر نگوییم همه، اغلب مفاهیم بنیادی اقتصاد به نحوی به فرصت و #هزینه_فرصت ربط پیدا می کند.
اما وقتی صحبت از فرصت طلبی و استفاده از فرصتها می شود، مفهوم #تجدید_نظر_طلبی هم با آن همراه می شود به عبارت دقیق تر کسانی دنبال استفاده از فرصت ها هستند که از وضعیت موجود راضی نبوده و قصد ایجاد تحول و پیشرفت را دارند. بر همین اساس در جامعه هم مشاهده می شود مثلا کشورهایی که به آنچه دارند راضی هستند و به آن مباهات می کنند کمتر برای پیشرفت تلاش می کنند.  اغلب مدلهای #کارآفرینی به نحوی بر موضوع  استفاده از فرصت، متمرکز هستند که پستل (PESTEL#) نمونه ای از آنهاست.
اینجا تعدادی دیدگاه استفاده از فرصت را مرور می کنیم که به نحوی تکمیل بحث قبلی #مدیریت_انتظار و #مدیریت_صبر می باشد:

👀 فرصت طلبی سنتی: این فرد/جامعه/سازمان/کشور منتظر به وجود آمدن فرصت می شود اما هیچ سیستم، ابزار، امکانات خاصی برای آن در نظر نمی گیرد. این امر می تواند ناشی از این باشد که فرد از وضع موجود نسبتا راضی است، اعتماد به نفس ندارد و یا امکانات کافی برای اقدام دیگر ندارد.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب کلاسیک: فرد/ جامعه/ سازمان/ وکشوری است که امکانات، ساختار، سازمان خاص برای شناسایی فرصت ها اختصاص می دهد برای آن آموزش می بیند، تجربه می کند و حتی دست به پژوهش می زند.

👀 فرصت طلب فعال: این گروه، به جای اینکه صرفا بر فرصتهای ایجاد شده تمرکز کنند، سعی می کنند فرصت ایجاد نمایند. به عبارتی آنها منتظر قضا و قدر و طبیعت و جامعه و دولت و ... نمی مانند و تلاش می کنند خود سازنده فرصت باشند، اینها همانهایی هستند که می گویند: " یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت."
بی شک یک فرصت طلب فعال، یک فرصت طلب کلاسیک توسعه یافته است. برای اینکه بدانید آیا اقداماتشان واقعا فرصت خلق می کند باید آموزش، منش، تجربه، ابزار، روش، سازمان و امکاناتی را که فرصت طلب کلاسیک در اختیار داشته باشید؛ در غیر این صورت انرژی و امکانات خود را هدر خواهید داد.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب تعاملی: یک فاز توسعه یافته تر از فرصت طلب کلاسیک و یا سنتی از یک مسیر دیگر است. این گروه به جای این که تمرکز را بر خود بگذارد، اطرافیان و یا برخی اطرافیان را  در نظر می گیرد و سعی می کند فرصتهایی را که شناسایی کرده است اما خودش علاقه یا مزیتی در آن ندارد به فرد دیگر معرفی نماید. مثلا کسی که خودش شاغل است یک فرصت شغلی را به یک بیکار معرفی می نماید. این افراد سعی می کنند با این کار هزینه یافتن فرصت را کاهش دهند و امکانات جستجدی فرصت را افزایش دهند. به عبارت دیگر اینها همانهایی هستند که به همدیگر نان قرض می دهند.

👀 فرصت طلب تعاملی فعال: این گروه از فرصت طلب های تعاملی برای یکدیگر فرصت می سازند مثلا، ضامن وام همدیگر می شوند، تعاونی یا شرکت تشکیل می دهند.

👀 فرصت طلب های اخلاق مدار: این گروه تلاش می کنند خلق فرصت برای آنها به بهای حذف فرصت برای دیگران نباشد. مراقب اطرافیان و افراد جامعه هستند و فرصتهای خود را در کنار دیگران می سنجند. همه گروه های بالا، خصوصا گروههای تعاملی، ممکن است دید ابزاری به افراد پیرامون خود داشته باشند و رفاقتشان پایدار و عاطفی و قابل اتکا نباشد. اما این افراد قابل اتکا و قابل احترام هستند.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب های رقابتی: این گروه دقیقا نقطه مقابل فرصت طلب های اخلاق مدار هستند. اینها حتی ممکن است هیچ علاقه ای به استفاده از فرصتی نداشته باشند مثلا ممکن است خودشان علاقه ای به رفتن به دانشگاه نداشته باشند  اما سعی می کنند دیگران را هم از رفتن به دانشگاه باز دارند. اینها همان گروهی هستند که شاید در یک نگاه آنها را به حسود و بخیل و وندال و .. می شناسیم اما صرفا آنها نیستند. نظامیان، سیاستمداران و خیلی گروه های دیگر که به نحوی درگیر بازی های با جمع صفر هستند اغلب رفتاری این چنین دارند. برای درک منفی بودن رفتار باید تشخیص دهیم بازی با جمع صفر( برنده/بازنده) است یا خیر.

👀 فرصت طلب های #استراتژیک: این گروه اهداف فرصتی متعدد داشته و آنها را تحلیل، طبقه بندی و ارزش گذاری می کنند و بر اساس این طبقه بندی و ارزش گذاری طیفی از گرایشهای فوق را انتخاب و به اجرا می گذارند. اغلب سیاستمداران، مدیران کسب و کارهای بزرگ و ... که در کار خود موفق ترند، رفتارهایی مشابه این دارند.
حال برخی از آنها چارچوب کلاسیک مستحکم تری از این لحاظ دارند، یک گروه دیگر ممکن است بیشتر شهودی عمل نمایند.

نویسنده کورش بهشتی گرمی

 

مطالب این وبلاگ در کانال تلگرامی اقتصاد حرفه ای نیز منتشر می شود


#بیت_کوین از 4400 دلار گذشت.

پول رمزگذاری شده یا CryptoCurency# یکی از پدیده های جدید #اقتصاد است که از پیشرفتهای #فناوری آی تی و #اینترنت حاصل شده است.
همانطور که در جهان بر روی سایر انواع #نقدینگی معامله و #بورس بازی صورت می گیرد. بر روی پولهای رمزگذاری شده یا همان #کریپتوکارنسی ها هم سوداگری و معامله می شود.
یکی از انواع معروف کریپتوکارنسی ها بیت کوین است که در طی مرداد تا شهریور امسال افزایش قیمت بالایی داشته و سود خوبی را نصیب سرمایه گذاران کرده است.
بهای هر بیت کوین که در ابتدای سال جاری میلادی فقط 1000 دلار بود با طی مسیر رشد خوبی به 3600 دلار در اواسط مرداد رسید اما این پایان راه نبود به نحوی که این رشد ادامه پیدا کرد و امروز بیت کوین قیمت 4490دلار را هم تجربه کرد.
#شبا_جعفری چارتیست گلدمن ساخس که پیشبینی قیمت 4800 دلار را برای بیت کوین کرده بود الان به یک کارشناس مالی مشهور تبدیل شده است چرا که پیشبینی وی تا حد زیادی محقق شده و در آستانه تحقق کامل است.
هر چند #مقررات و محدودیتهای مالی جدیدی در اقصی نقاط جهان علیه بیت کوین  و سایر کریپتوکارنسی ها خصوصا از جهت #پولشویی وضع می شود و اتهاماتی هم مطرح شده است. اما #حجم_معاملات این نوع پول روزانه حدود 177میلیارد دلار است که حدود 80 میلیارد دلار آن فقط به بیت کوین اختصاص دارد. رشد سریع در کنار حجم بالا، این بازار را به عنوان یک بازار مالی جذاب مطرح کرده است. در بین سایر انواع کریپتوکارنسی های بازار مارکت کپ ( Market Cap ) دیلی ترانسکشن (Daily Transaction ) و مانی ساپلای (Money Supply ) از اهمیت و حجم بازار بالایی برخوردارند.
تغییر قیمت این پولهای رمزنگاری شده در سال 2017 نیز در به ترتیب زیر بوده است:
Market Cap: از 5 دلار به 80 دلار
 Daily Transaction : از 165000 دلار به 196000 دلار
Money Supply: از 16 میلیون دلار به 16.5 میلیون دلار
کورش بهشتی گرمی


شبیه سازی معمای اعتماد در نظریه بازی

نظریه بازی یکی از نظریه های مهیج در ریاضیات کاربردی است که به ویژه مورد علاقه اقتصاددانان، رفتارشناسان، سیاستمداران، نظامیان و حتی زیست شناسان و مهندسان می باشد.

اما تا کنون ارائه ای بدین حد جالب در خصوص این نظریه ندیده بودم. سایت اینترنتی زیر

http://ncase.me/trust

معمای اعتماد را با استفاده از یک سری قواعد خاص مطرح می کند و آن را مرحله به مرحله ارتقا می دهد. شبیه سازی هایی که انجام می شود و نتایجی که حاصل می شود جالب و مهیج است پیشنهاد می کنم این سایت را مرور و نتایج حاصل را تجربه و بررسی نمایید.