بانکدار بزرگ (گرمی لی)

مطالب قدیمی باز سازی شده

تقریبا اوایل خرداد ماه 1392 مشکلی پیش آمد و وبلاگ بانکدار بزرگ حذف شد متاسفانه نسخه پشتیبانی که از وبلاگ تهیه کرده بودم را در کامپیوترم پیدا نکردم تا دوباره بارگزاری نمایم  و ناچار شدم  تا کپی هایی که از وبلاگ روی برنامه Word داشتم به عنوان یک یادداشت جدید در وبلاگ قرار دهم .

مطالبی که در ادامه می خوانید مطالب ارائه شده در وبلاگ در سالهای 1384 و 1385 می باشد

ویرایشهایی که بعدا در مطالب صورت گرفته است به صورت مطالب با قلم آبی رنگ و داخل کروشه [ ] ذکر شده اند.

ادامه مطلب
نویسنده : کورش بهشتی : ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/۱٤
Comments نظرات () لینک دائم

برترین دانشگاههای اقتصاد جهان

یک موسسه بین المللی به نام کیو اس وجود دارد که دانشگاههای دنیا را بر اساس رشته های مختلف رتبه بندی می نماید .

کشور ما کشوری است که مسئولان آن مرتب از اقتصاد های دیگر انتقاد می کنند و ایران را مبدع یک اقتصاد خیلی مدرن و کارآمد می دانند . البته این مسئولان با اقتصاددانان و تحصیل کردگان اقتصاد داخلی نیز روابط خوبی ندارند و معمولا تحقیقات اقتصادی نیز در این کشور به خوبی پشتیبانی نمی شود . حال می خواهیم ببینیم که کشور ما با این ادعا این همه مشکلات اقتصادی از نظر دانش اقتصادی در کجای دنیا قرار دارد و رابطه بالا بودن سطح دانش اقتصادی  با رفاه در یک کشور چگونه است ؟

 در بین دانشگاههای برتر اقتصاد دنیا نام برخی دانشگاههای مطرح که در سایر رشته ها هم در صدر هستند دیده می شود دانشگاههای هارواد- ام ای تی(موسسه تکنولوژی ماساچوست)- مدرسه اقتصاد لندن- شیکاگو -برکلی-استانفورد-پرینستون- یال-کمبریج-برتیش کلمبیا- آکسفورد-پنسیلوانیا- نیویورک-سنگاپور و لس آنجلس به ترتیب در مقامهای اول تا 15 دیده می شود.

جلب آن است که دانشگاههای سنگاپور- هنگ کنگ و علوم و تکنولوژی هنگ کنگ برترین دانشگاههای اقتصاد در آسیا هستند.

کشورهای ترکیه و رژیم اشغالگر قدس(اسرائیل) که قرار است در افق ایران 1404 بالاتر از آنها بایستیم، هر کدام دارای دو دانشگاه در فهرست 200 دانشگاه برتر دنیا هستند. بهترین دانشگاه ایران که در این فهرستها نامش به چشم می خورد دانشگاه تهران است که تازه رتبه آن به زیر 400 والبته بالای 390 رسیده است.

دانشگاههایی که در این فهرست قرار دارند، از کشورهای زیر هستند(تقریبا به ترتیب تعداد دانشگاه)

آمریکا- چین- انگلستان-استرالیا-کانادا- ایتالیا- هلند- سویس- ژاپن- فرانسه- آلمان-ترکیه-کره جنوبی- آفریقای جنوبی- دانمارک-برزیل-اتریش- اسپانیا- سنگاپور- هنگ کنگ-نیوزلند- مالزی-بلژیک-فنلاند-سوئد- نروژ- تایوان-شیلی-ایرلند-اسرائیل-کلمبیا .

نگاهی به این فهرست نشان می دهد که کشورهایی که دانشگاههای بیشتری در این فهرست دارند و دانشگاههایشان نیز سطح بهتری دارند، از سطح رفاه و ثبات اقتصادی و روند رشد اقتصادی بهتری نسبت به سایرین برخوردار هستند.

اگر نگاهی به مقاله پیشین این وبلاگ در خصوص اقتصادهای در حال ظهور بیاندازید متوجه خواهید شد که کشورهایی از اقتصادهای در حال ظهور که در تعداد دانشگاههای بیشتری در فهرست بالا دارند و رتبه دانشگاههایشان نیز بهتر است. هم در رده بندی های بیشتری جای دارند و هم از قرار داشتن در این رده بندی ها استفاده بهتری به عمل می آورند.

وقتی کار را در مجموع علوم انسانی بررسی می کنیم می بینیم سلطه کشورهای توسعه یافته ای نظیر آمریکا بیشتر می شود و کشورهای در حال توسعه ای نظیر ترکیه- چین - آفیقای جنوبی - شیلی -کلمبیا- برزیل-مالزی و حتی کشورهای توسعه یافته تری مثل ایتالیا- نیوزلند- استرالیا- فنلاند-ایرلند-سوئد و نروژ از فهرست حذف می شود و در عوض نقش دانشگاههای کشورهایی مثل اسرائیل و هنگ کنگ و خصوصا خود ایلات متحده آمریکا پرنگ تر می شود.

عقیده بنده -به عنوان شخصی که در حد خود دستی در علوم انسانی دارد- این است که توسعه اقتصادی بدون دانش بومی اقتصادی و اقتصاددانهای قدر غیر قابل شروع است و بدون دانشمندان و دانش برتر در حوزه علوم انسانی در کل غیر قابل اتمام است. بسیار جالب است ما در حوزه علوم انسانی سازمانهای بسیار عریض و طویلی مانند دفتر همکاری حوزه و دانشگاه - سازمان مطلعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها -شورای عالی انقلاب فرهنگی و .... را داریم ولی در حوزه علوم انسانی ( که به زعم بنده در اغلب آنها در طی تاریخ یا جزو پیشتازان بودیم یا حتی بنیانگذاران) تا این حد عقب مانده هستیم .

منابع:

http://www.university-list.net/rank/univ-110040.html

http://www.university-list.net/rank/univ-110040.html

 http://www.shanghairanking.com/Institution.jsp?param=University of Tehran

 


ماهیت ماتریسی تقسییم کار بین المللی

مشاهده یادداشت خصوصی


اقتصادهای بازار نوظهور EME

 

1-مقدمه

 

پیش بینی یکی از اصول اساسی برنامه ریزی و سیاست گذاری است برای همین در سالهای اخیر مباحث آینده پژوهی در حوزه های مختلف از جمله اقتصاد به نحو چشم گیری مورد توجه قرار گرفته است اینده پژوهشی در اقتصاد بر اساس تکنیک های، شاخصها و روشهای مختلفی انجام می شود و تجارت و اقتصاد بین الملل نیز از این امر مستثنی نیست. برخی از حوزه ها و مسائل اقتصاد بین الملل با مباحث سرمایه گذاری ارتباط تنگاتنگی دارد بنابراین متخصصین حوزه سرمایه گذاری پیش قدم شده و مطالعات آینده پژوهی خوبی در این زمینه انجام داده اند در این مقاله به پاره ای از این مطالعات که مربوط به پیشبینی اقتصاد های بازار نوظهور اینده است اشاره می کنیم.

 

2-   معرفی کلی

 

 اقتصادهای بازار (باز) در حال ظهور(Emerging Market Economies) (EME)طبق تعریف ارائه شده در سایت اینوستوپدیا ( www.investopedia.com) و اینوستمنت آنسرز (www.investmentanswers.com) عبارت اند از : یک اقتصاد ملی که در فرایند پیشرفته تر شدن قرار دارد و دارای نقد شوندگی در بدهی های محلی و بازار سهام است از طرفی با برخی تغییرات در سیستم مقرراتی و بازارها روبروست.

 

اقتصادهای بازار در حال ظهور (یا نوظهور) با سطح بازارهای کارا فاصله خیلی زیادی دارند  و فاقد مقررات و استاندارهای سخت حسابداری و بازارهای اوراق بهادار می باشند که در کشورهای پیشرفته(نظیر ایالات متحده آمریکا - اتحادیه اروپا و ژاپن) مرسوم است. اما اینها دارای زیر ساختهای فیزیکی لازم نظیر سیستم بانکی- بورس اوراق بهادار و پول واحد می باشند.

 

اقتصادهای بازار در حال ظهور از سوی سرمایه گذاران به عنوان یک فرصت کسب بازدهی بالا نگریسته می شوند چرا که آنها اغلب از نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سریعتر برخوردار هستند. این اقتصادهای همچنین از روند صنعتی شدن بالایی برخوردار هستند. در عوض سرمایه گذاران در اقتصاد های بازار در حال ظهور با ریسکهای بزرگتری مواجه هستند که از بی ثباتی اقتصادی ، مسائل زیر ساختی داخلی، نوسانات نرخ ارز و محدود بودن فرصتهای منصفانه( زیرا اغلب بنگاههای بزرگ توسط دولت یا بخش خصوصی دارای نفوذ مدیریت می شود) ناشی می شود. همچنین بازار سهام بازار نقدشوندهخوبی برای سرمایه گذاران خارجی نیست.

 

اقتصادهای بازار در حال ظهور درآمد سرانه کمی دارند، بی ثباتی سیاسی اجتماعی بالاتری دارند و بیکاری آنها نیز بالاتر است. و فعالیتهای بازرگانی و صنعتی آنها در مقایسه با کشوری مانند ایالات متحده آمریکا پایین تر است اما همانطور که ذکر شد آنها نوعا نرخ رشد بسیار سریعتری دارند.

 

اقتصادهای بازار نوظهور برای فعالیتهای صنعتی بسیار مهم هستند اینها معمولا در دوره رشد خود کسب و کارهای صادراتی را توسعه می دهند و بنابراین می توانند اقتصادهای صنعتی قدیمی تر یا سایر اقتصادهای در حال صنعتی شدن را به علت تولید صنعتی و صادرات انفجاری خود تحت فشار قرار دهند در ضمن آنها دارای تقاضای قابل توجهی برای خرید محصولات مختلف هستند.

 

اغلب اقتصادهای نوظهور از رفرم اقتصادی بهره می برند و دارای تجارت مرزی( به شکل قاچاق یا بازارچه ای) برخوردارند و دارای قوانین پولی سستی می باشند .

 

به همین خاطر بازارهای سهام در آنها پر خطر است از طرفی اقتصادهایی هستند که عوامل خارجی بسیاری آنها را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد از افزایش نرخهای بهره جهانی و تورم جهانی گرفته تا سردی و رکود اقتصادی.(در دیدگاه مدلسازی اقتصادی از نوع تعادل عمومی تصادفی پویا این بدان معنی است که معادلات حالت سیستم احتمالا بیش از 3 مورد شده و سیستم آشوبناک می گردد بنابراین برای پیشبینی های دقیقتر در سیستم باید متوسل به برخی مدلهای اقتصادی مبتنی بر هندسه های نا اقلیدسی مانند فراکتال ها شد).

 

گئوگگان در سال 2010 گفته است اقتصاد های بازار در حال ظهور در یک سال مشخص 3 برابر کشورهای در حال توسعه رشد می کنند.

 

3-  گروههای معرفی و شناخته شده اقتصادهای بازار در حال ظهور

 

برای تعیین اقتصادهای بازار در حال ظهور طبقه بندی های مختلفی ارائه شده است برخی از این طبقه بندی ها حالت پیش بینی دارند و توسط برخی موسسات مطالعاتی مرتبط با سرمایه گذاری ارائه شده اند و برخی دیگر مربوط به پیمانهایی هستند که توسط دولت مردان کشورهایی که می توان در این زمره تلقی کرد تاسیس شده اند.

 

3-1- NEXT ELEVEN یا N-11

 

یکی از مهمترین عناوین ارائه شده توسط موسسات مطالعاتی NEXT ELEVEN یا همان یازده تای بعدی است که توسط بانک سرمایه گذاری گلدمن ساخس و اقتصاد دانی به نام جان اُونیل در سال 2005 ارائه شده است و شامل کشورهای بنگلادش، مصر، ایران، ترکیه، پاکستان،مکزیک، فیلیپین، نیجریه، اندونزی، کره جنوبی و ویتنام است.

 

3-2- MIKT

 

4 اقتصاد برتر این گروه یعنی ترکیه، کره جنوبی، اندونزی و مکزیک به عنوان کشورهای MIKTشناخته می شوند که 73% از تولید ناخالص داخلی NEXT ELEVEN را به خود اختصاص داده اند. این اصطلاح ابتدا فقط در حوزه های مطالعات دانشگاهی به کار می رفت اما هم اینک به همان اندازه در مباحث سرمایه گذاری نیز کار برد دارد. تولید ناخالص داخلی کشورهای MIKT برابر 3.9 ترلیون دلار در سال 2012 بوده است مطالعات تعیین این دو گروه بر اساس مطالعات مربوط به تعیین گروه کشورهای بریکس در سال 2003 انجام شده است و شامل شاخصهای ثبات اقتصاد کلان، بلوغ سیاسی، آزادی سیاستهای تجاری و سرمایه گذاری، و کیفیت آموزش می باشد.  

 

3-3- BRICS

 

در کنار اینها از گروهی به نام اقتصادهای بزرگ قرن 21 (BRICS) یاد می شود که عبارتند از : روسیه، هند، چین، برزیل و آفریقای جنوبی. تفاوت این گروه با گروه بالا در این است که آنها از رشد اقتصادی بالاتر، حجم اقتصاد بزرگتر، درجه توسعه و صنعتی شدن تقریبا بیشتر و تاثیر گذاری در مناسبات منطقه ای و بین المللی بالاتری برخوردار هستند. در سال 2013 جمعیت حوزه بریکس حدود 3 میلیون نفر و تولید ناخالص داخلی آنها حدود14.4 ترلیون دلار و مقدار ذخایر ارزی آنها حدود 4 ترلیون دلار برآورد شده است.وزرای 4 کشور اول بریکس در سال 2006 با هم نشست داشتند و در سال 2008 نیز نشست دیگری برپا کردند در سال 2010 کشور آفریقای جنوبی نیز به این گروه پیوست.

 

3-4- CIVETS

 

طبقه بندی دیگر کشورهای CIVETS می باشد که توسط رابرت وارد (Robert Ward)رئیس پیشبینی های اقتصاد جهانی از واحد هوشمندی اقتصادی در سال 2009 ارائه شده است و در سال 2010 توسط میشائیل گئوگگان رئیس بانک HSBC نیز منتشر شده است و شامل 6 اقتصاد بازار در حال ظهور کلمبیا، اندونزی، ترکیه، مصر، ویتنام، و آفریقای جنوبی می باشد. انتخاب این کشورهای بر اساس شاخصهایی نظیر " اقتصاد شایسته و پویا" " جمعیت در حال رشد و جوان" ، تورم کنترل شده و سیستم مالی با پیچیدگی قابل قبول می باشد. با توجه به جذابیتی که بازارهای سیوتس دارند تاثیر گذاری آنها در مدیریت جهانی در حال بحث است و کشورهای ترکیه ، آفریقای جنوبی و اندونزی که در G20 حضور دارند در نشست سال 2011 G20 این مسئله را مطرح کردند و این کشورها در حاشیه اجلاس بانک جهانی و صندوق بین المللی پول  مکانیزمهای رسمی برای ارتباط و هماهنگی مستقر نموده اند.کشورهای سیوتس به جز آفریقای جنوبی و کلمبیا جزو N-11 می باشند. کشورهای سیوتس دارای صادرات متنوعی هستند و البته صادرات آنها بیشتر مواد خام است و دارای ذخایر منابع طبیعی بالایی می باشند. سرمایه گذاری مستقیم خارجی در آنها دارای افزایش مداوم بوده است و در 5 سال گذشته دارای موقعیت ژئو استراتزیک برجسته ای بوده اند. طبق پیش بینی واحد هوشمندی اقتصادی رشد اقتصادی سیوتس در 20 سال اینده 4.9% خواهد بود در حالی که رشد اقتصادی کشورهای پیشرفته تنها 1.8 درصد خواهد بود. کشورهای سیوتس با چالشهای مشابهی هم روبرو هستند که از مهمترین آنها می توان از بیکاری، فساد و نابرابری نام برد.

 

4- EME ها و دیدگاه تولید کنندگان، بازرگانان و سیاستگذاران ایرانی:

 

 پدیده اقتصادیهای بازار نوظهور  پدیده جدیدی نیست- هر چند بررسی علمی آنها و پیشبینی در این خصوص جدید است- همانطور که حدود دویست سال پیش آلمان، فرانسه، بلژیک و کمی جلوتر انگلیسچنین ویژگی داشتند؛ امروزه کشور های دیگری در این طبقه بندی ظاهر می شوند. تجربه تاریخی که بشر از این کشور ها دارد، ظهور آنها به عنوان قدرت های استعمار گر است اما واقعیت این است که این کشور ها هرگز نتوانستند تا همه کشور ها را مستعمره خود کنند: مثلا آلمان، هلند،بلژیک، روسیه و آمریکا نقش  EMEرا داشتند ولی واقعیت این است که خطر مستعمره شدن متوجه قدرتهای صنعتی قدیمی تر مانند کشور های انگلیس و فرانسه نبود و هرگز این کشور ها مستعمره این قدرتهای در حال ظهور نشدند؛ هر چند مناقع اقتصادی و سیاسی شان به شدت به چالش کشیده شد. در حالی که کشور هایی چون اندونزی، کامرون و برخی کشور های دیگر که مراحل توسعه را طی نکرده بودند، تبدیل به مستعمره این کشور ها شدند .

 

حال کشور ما در عصر جدید با گروه جدیدی از EME ها روبرو بوده است کشور هایی نظیر چین، تایوان و بزودی احتمالا ترکیه، مکزیک و اسپانیا که با دو ویژگی رشد سریع اقتصاد و برونگرایی و توسعه تجارت خارجی، اقتصاد کشور های جهان، بخصوص شرکای تجاری خود را متاثر می کنند؛ البته باید در نظر داشت، رشد سریع و توسعه تجارت، دو شرط الزامی برای تبدیل کشور به EME می باشند؛ مثلا اتحاد شوروی و کشور های اروپای شرقی در سالهای بین 1948تا 1985 علیرغم رشد سریع خود هرگز EME تلقی نمی شدند .

 

اما چه موقع یک EMEمی تواند تبدیل به یک استعمار گر شود ؟ در اینجا مایلم در این مورد نیز از نظریه بازی استفاده کنم .

 

وقتی یک EMEاز یک استراتژی نفوذی به بازار استفاده می کند، مشخص است که از قبل برای آن برنامه ریخته و آمادگی لازم را کسب کرده است بنا براین تقلید از استراتژی EME می تواند به اندازه بازی میمون جلوی آینه ابلهانه باشد مثلا وقتی یک EME از استراتژی کیفیت یا تبلیغات یا قیمت استفاده می کند؛ مسلما با تهیه و آمادگی قبلی با موضوع برخورد می کند بنابراین برای بازیگر غیر مسلط که از تدارک لازم برخوردار نیست تقلید از وی می تواند بسیار اشتباه و مهلک از اب دربیاید .

 

و این متاسفانه اشتباهی است که کشور ما برای چندمین بار در برخورد با این نوع کشور ها انجام میدهد و در سالهای اخیر ملاحظه می کنیم؛ اغلب تولید کنندگان از استراتژی  قیمت (کاهش قیمت خودی و افزایش قیمت وارداتی )استفاده می کنند و این اشتباه اساسی است که در بالا ذکر شد . البته درست است که بازیگر مهاجم عمدتا با ارزیابی نقطه ضعف بازیگر ثابت عمل می کند و وی باید به رفع نقطه ضعف خود اقدام نماید، ولی نباید فراموش کرد که آمیخته بازاریابی- بر اساس نظریات مختلف بازار یابی و نقطه تاکیدشان- متشکل از 3 تا 8 عنصر است که تمرکز بر رفع نقطه ضعف می تواند مانع استفاده از نقاط قوت شود و درست مثل هر استراتژی دیگر نقاط ضعف و قوت و در کنار آن فرصت ها و تهدید ها باهم لحاظ شوند بنابراین باید بازرگانان و تولید کنندگان ایرانی نسبت به انتخاب آمیخته بازاریابی مناسب بر اساس تحلیل نظریه بازی بپردازند ، اما به نظر می رسد آنچه امروزه تولید کنندگان ایرانی را وادار به انفعال کرده است برنامه ریزی برای سهم صد درصدی از بازار ناحیه جغرافیایی محدود با حجم بازار محدود می باشد. تولید کنندگان ایرانی می توانند با بهره گیری از ظرفیت های موجود خود با فراغتر کردن محدوده جغرافیایی مزیتهای بهتر بدست بیاورند.

 

برای آن که بحث با حوادث دنیای واقعی آمیخته شده و ملموس تر شود کشور چین را به عنوان یک اقتصاد نوظهور دهه های 1990 و 2000 میلادی مورد تحلیل قرار می دهیم. استراتژی جنگ قیمتی که چین در 2 دهه  اخیر در پیش گرفته است، استراتژی بازرگانی است که می تواند برای اقتصاد آن کشور در بلند مدت بسیار مضر باشد زیرا:

 

1) این کشور را در وضعیتی قرار داده است که هیچ کشوری حاضر به عقد پیمان های تجارت ترجیحی با آن نیست .

 

2) در عوض کالا های کشور مذکور در اغلب بازار های هدف با مانع سهمیه گمرکی و عوارض حفاظتی و ضد دامپینگ مواجه است .

 

3) با افزایش اجباری نرخ برابری یوان در مقابل سایر اسعار بزودی این کشور این مزیت خود را از دست خواهد داد .

 

4) این کشور با ارزان فروشی کالای خود در واقع با بدتر کردن نرخ مبادله، اقتصاد خود را ضعیف نموده و ارزش افزوده خود را از دست می دهد و تنها در مراحل نفوذ در بازارها این استراتژی توجیه پذیر است و بعد از استقرار در بازار ادامه چنین سیاستی زیان  غیر قابل جبرانی بر اقتصاد خواهد داشت.

 5) استراتژی قیمت ارزان در بازار محصول رقابت برای خرید مواد اولیه گران در بازار مواد اولیه را تضعیف می کند. کشورهای غربی که از مزیت داشتن برندهای قوی کیفیت محصول، تکنولوژی مدرن و تنوع و مسائلی از این دست برخوردار بوده اند. در دهه2000 جنگ با چین را از بازار محصول به بازار مواد اولیه کشاندند. و علیرغم بحران رخ داده در سال 2008 هنوز این رقابت سنگین در بازار مواد اولیه را ادامه می دهند. هرچند لطمات اقتصادی غرب سنگین می باشد اما به نظر می رسد آنها توانسته اند ترمز رشد چین را 10 سال زودتر بکشند.

 

اگر به وقایع اخیر اقتصاد جهانی و پارامتر های اقتصادی چین نظیر نرخ بیکاری آن بیاندازیم که از یک نرخ دو رقمی 16% در سال 2002 به زیر 4% در سال 2012 رسیده است و مسائلی که در بازار کار و محیط زیست این کشور رخ داده و تغییرات در گرایش های مدیریتی و اقتصادی را الزامی نموده است. خواهیم دید که استراتژی فوق کاملا شکننده است و  همانطور که  اقتصاد دانان در اوایل دهه 2000 پیشبینی کرده بودند که  بین سالهای 2010 و 2015 اقتصاد چین دچار بحران شده و  فرو خواهد پاشید می بینیم که این کشور سالهایی با رکرود قابل توجه در بسیاری از صنایع را دنبال می نماید.

 

یکی از تجاربی که در مقابله با اقتصادهای نوظهور بدست آمده است این است که زمانی یک کشور تبدیل به مستعمره ( البته نه لزوما از نوع قدیمی آن ) خواهد شد که استراتژی حریف را درست و قدرتمند بیانگارد و بخواهد با نزدیکی با آن کشور به اصطلاح دوستانه فوت و فن کار را یاد بگیرد. درست کاری که بسیاری از کشورهای در حال توسعه در مقابله با ژاپن انجام دادند. در واقع تلاش کشور هایی نظیر ایران برای تقلید از ژاپن به این کشور کمک کرد تا علیرغم تزلزلی که استراتژی توسعه خود داشت این کمکها شامل باز کردن فضا برای صدور دانش فنی و سرمایه گذاری خارجی ژاپنی برای حضور در بازار این کشورها بود که کمک می کرد اقتصاد ژاپن که با کمبود زمین و فضا و منابع طبیعی و نیز گرانی نیروی کار و پایین بودن مصرف داخلی روبرو بود بتواند بر این محدودیتها تا حد زیادی فائق آید و بیست سال دیر تر از موعد مورد پیش بینی فرو پاشد (اقتصاد ژاپن در سال 1997 فرو پاشید و قیمت سهام و املاک به کمتر از یک بیستم کاهش یافت در حالی که فرو پاشی خفیف تری برای سال 1977 پیشبینی شده بود)

 

 

 

5-   نتیجه گیری و پیشنهادات:

 

در  بین گروه بندی های ارئه شده برای EME  ها تنها گروه بندی N-11 که کشورمان نیز فقط جزو آن لیست است، فاقد سازماندهی  و ارتباط درونی است و این باعث می شود تا کشور مان نتواند از پتانسیلهای موجود برای چانه زنی در دنیای در حال تحول کنونی بهره ببرد. بنابراین پیشنهاد می شود اولین اقدام برای نشست وزرای خارجه یا وزرای صنعت و تجارت کشورهای N-11 صورت پذیرد.

 

قرار داشتن برخی کشورها نظیر ترکیه،  اندونزیف آفریقای جنوبی و مصر در چندین فهرست مربوط به EME ها نشان می دهد که این کشورها از شانس بیشتری برای ظهور پرقدرت در 20 سال آینده در اقتصاد جهانی برخوردار هستند این کشور ها در 3 عرصه دارای فرصتها و چالشهایی برای کشور ما خواهند بود که عبارتند از بازارهای ثالث تامین مواد اولیه و فروش محصولات- تبادلات دوطرفه کالا و خدمات -  فعالیتهای سرمایه گذاری و تکنولوژیک دو طرفه بنابراین ضروری است برنامه ریزی ویژه ای برای ارتباطات با این 4 کشور و تقابل اقتصاد کشورمان با آنها در عرصه های یاد شده صورت پذیرد.

 

با توجه به این که قرار گرفتن در لیستهای یاد شده فوق در اقبال آتی سرمایه گذران خارجی و جریانهای تجاری و تکنولوژی به سمت کشورمان تاثیر گذار خواهد بود شایسته است تا لابی گری و رایزنی لازم با نهادهای تعیین کننده چنین گروه بندی هایی برای قرار گرفتن کشورمان در گروههای بیشتری صورت پذیرد.

 

شhttp://www.investopedia.com/terms/e/emergingmarketeconomy.asp

 

http://www.investinganswers.com/financial-dictionary/world-markets/emerging-market-economy-1518

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Next_Eleven

 

http://en.wikipedia.org/wiki/BRICS

 

http://en.wikipedia.org/wiki/MIKT

 

http://en.wikipedia.org/wiki/CIVETS