تاریخ : ۱۳٩٢/۳/۱٧
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

-"آقای قاضی من هم برای کارم زحمت می کشم ، مجبورم مهارتهای خاصی را یاد بگیرم و آن مهارتهای خاص را موقع کار با دقت به کار ببندم من هم خطر می کنم کار من هم یک کار مثل کارهای دیگر است و..."

اینها قسمتی سخنان یک دزد موقع محاکمه است که یکی از دوستانم آن را نقل می کرد. اگر فرد دارای اطلاع کافی از مسائل اقتصادی نباشد شاید فقط تحت تاثیر تعالیم سرسختانه اعتقادی به احکام الهی بتواند خود را در مقابل چنین سفسطه هایی مصون سازد.

این دفاع یک نمونه از تفکراتی است که در سایه دیدگاه صرفا ارزش کار مارکسیستها شکل می گیرد . اگر قرار باشد ماهیت ارزش صرفا کار انجام شده باشد آنگاه بله آقا دزده هم می تواند مدعی مشروع بودن درآمد خود از دزدی باشد.

هر چند نظریه ارزش کار را به صورت مدون دیوید ریکاردو به عنوان یکی از نظریات 4 گانه اصلی خود مطرح ساخت اما بیشتر این مارکسیستها هستند که بر ارزش کار تاکید می کنند .

بعد از ریکاردو افراد دیگری چون مارشال و والراس و استلی جونز  در تکمیل نظریات وی و رفع مشکلات نظری علم اقتصاد نظریه ارزش مطلوبیت را مطرح کردند. نظریه ارزش مطلوبیت و استفاده همزمان آن ارزش کار در قالب یک مدل تعادل عمومی یا اجتماعی در قالب یک جعبه اجورث به اقتصاد دان این میدان را می دهد که تفاوت یک کار ارزش(که ارزش افزوده واقعی ایجاد می نماید) و کار ضد ارزشی( که ارزش افزوده در آن فقط منتقل می تواند بشود) را تحلیل و تفکیک نماید. در سرقت درست است که کار انجام می شود و ممکن است کار سخت و نیازمند مهارت هم باشد اما در عین این که مطلوبیت یک طرف افزایش می یابد مطلوبیت طرف دیگر کاهش می یابد و به جز حالتهای بسیار خاص معمولا نمی توان اثبات نمود که مطلوبیت کل جامعه افزایش می یابد( موقعی که دزد به دزد بزند شاید چنین امری محقق شود)

کاری که منگر در اقتصاد اتریشی انجام داد علیرغم این که بسیار شبیه مارژینالیستهایی چون والراس و مارشال بود این بود که به روابط علی بین نیازها و اشیا توجه نمود هر چند اوایل تمایز قائل شدن بین نظریه منگر و بحث مطلوبیت نهایی مارژنالیستها دشوار بود اما امروزه می بینیم که در مباحث بازار یابی عنوان می شود موسسات تجاری و بنگاهها و کارخانجات به جای تمرکز بر محصول خاص بر نیاز خاص تمرکز نمایند( مثلا تمرکز بر نیاز ابزار کمکی محاسبه باشد حالا می خواهد چرتکه باشد- ماشین حساب یا تبلت)

اما این نظریات نیز نظریات نا کافی هستند مطلوبیت - کار و رابطه علی تنها بیان کنندگان ارزش اقتصادی کالا نیستند کمیابی که در اقتصاد منابع و اقتصاد محیط زیست بدان پرداخته می شود یکی دیگر از عومل ایجاد ارزش است کار انسان ماهیتی مجازی دارد و برای تبلور یافتن معمولا نیاز به شمایلی مادی دارد شمایل مادی با کمیابی طبیعی در ارتباط تنگاتنگ است و اینجاست که می بینیم کار انجام شده بر روی طلا با کار انجام شده روی یک فلز فراوانتر ارزشهای متفاوتی می گیرند. محدودیت علاوه بر منابع طبیعی شامل محدودیت حرکت در زمان هم می شود

چهارمین رکن ارزش رکن خطر می باشد خطر از ماهیت تصادفی ناشی می شود ارزش در موضوعاتی مانند اکتشافات علمی و فنی تاثیر بسیار زیادی بر ارزش دارد  بنابراین یک مدل اقتصادیکه بخواهد به درستی اندازه ها را بگیرد باید 6 وجه مهم و اصلی ارزش را شامل باشد وگرنه تحلیل آن به اشتباه خواهد بود


برچسب‌ها: اقتصاد, ارزش, نظریه ها, مدلسازی اقتصادی
تاریخ : ۱۳٩٢/۳/٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

موضوع تحریم یکی از مباحث مهم سیاسی و اقتصادی جاری کشور ماست بنده خود نیز مطالبی را در این خصوص نگاشته ام اما شایسته دیدم در اینجا خلاصه ای از گزارشی که توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی تهیه شده است جهت استفاده دوستان قرار دهم.

دوستان علاقه مند به مطالعه می توانند نسخه کامل گزارش را در ادامه مطلب بخوانند.

مقدمه:

در این طرح روند تحریمهای شورای امنیت علیه کشورهای عراق، آفریقای جنوبی، کره شمالی و یوگسلاوی مطالعه شده نشان می دهدکه محتوای قطعنامه­های شورای امنیت علیه کشور مورد تحریم بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل  چگونه است و در صورت عدم برآورده شدن خواستهای شورای امنیت از سوی کشور مزبور، چه قطعنامه­هایی از سوی شورا با توجه به مقتضیات و اهداف شورا علیه کشور مورد تحریم صادر گردد.

درنهایت با توجه به میزان اثر بخشی تحریمها علیه این کشورهاو راه­های مقابله با تحریم درکشورهای مورد تحریم واقع شده ،راهکارهایی مناسب برای کشور ایران در مواجهه با این رویداد ارایه می گردد.

در این مقاله تجربه کشورهای مورد مطالعه به لحاظ نحوه مقابله با اشکال تحریم های اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است، اینکه تحریم ها چه تأثیرات نامطلوبی بر شاخصهای اقتصادی داشته و کشور مورد تحریم جهت مقابله با آنهابه چه اقداماتی دست زده است.

تحریمهای اقتصادی به عنوان یک روش دستیابی به اهداف بین المللی، بین دیپلماسی بازدارندگی و دیپلماسی اجبار قرار می­گیرند.


برچسب‌ها: ایران, اقتصاد, سیاست, تحریم
تاریخ : ۱۳٩٢/۳/٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل  تصادف کرد و در دم کشته شد.

 روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید.  این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»
سنتاتور در جواب گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»
 سن پیتر گفت اما سناتور در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید.
سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم .
سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور! سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استقبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک، بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.
به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت.
بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟
سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم که بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»
بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»
شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...
امروز دیگر تو رای دادی».!


به نظر شما فردای روز رای گیری ریاست جمهوری وضعیت شما و ما چگونه خواهد بود؟


برچسب‌ها: انتخابات, ایران, سیاست