چند وقتی است که مطلبی ننوشته ام . راستش را بخواهید این جمله که خیلی تند می نویسی برایم جمله جالبی نیست . اصلا جالب نیست .
من نه از اطلاعات افشا نشده استفاده می کنم نه کسی را تهدید می کنم نه کسی را دعوت به اغتشاش می کنم و نه هیچچی پس نمی دانم تندی حرفهایم کجاست .
گویا افرادی فراموش کرده اند که آزمایشگاه علوم انسانی مباحثه و مناظره است . بنده تفکراتم را این جا به مناظره می گذارم ممکن است کسی هیمنجا مطلب بنویسد کسی در وبلاگی دیگر یا هر طور دلش می خواهد .
یکی از دوستان تحقیقی را برای یکی از سازمانها انجام داده بود و نزدیک یکسال وقت برایش گذاشته بود گفت وقتی امور مالی آن سازمان قرار بود چک 10 میلیون تومانی را برایم امضا کند گفت یعنی آخه چرا من باید به چند برگ ورق پاره باید 10 میلیون تومان بپردازم !!!
در این کشور این طور حرفها را نباید زیاد بعید دانست و این است تکلیف علوم انسانی!
بگذریم از این مطلب
بعد از بحران اقتصادی جهان خوب یک عده که گاها اسم خودشان را دکترای اقتصاد هم گذاشته اند و بر مناسبی نشسته اند که نبض اقتصاد کشور در آنجا می تپد عنوان می کنند که درحالی که جهان غرب در بحران فرو رفته است ایران جزیره ثبات است
اول می خواهم یک مختصر درباره بحران توضیح دهم نرخ فلاکت دکتر رضایی که یادتان نرفته است ؟!
در اقتصاد وقتی می گویند بحران رخ داده یعنی این اتفاق ها افتاده است
1- رشد کمتر از رشد روندی است ( برای اقتصادهای پیش رفته حدود 2.75% برای کشورهای درحال توسعه حدود 4%)
2- بیکاری بالاتر از نرخ بیکاری طبیعی است (برای اقتصادهای مختلف بسته به میزان مشارکت اقشار مختلف در بازار کار و میزان تحرک بازار کار بیش از چیزی بین 4-6.5% است )
3- تورم بیش از نرخ افزایش کمیابی است ( قبل چیزی به نام تورم طبیعی یا بدیهی در اقتصاد مرسوم نبود اخیرا در بحثهای اقتصاد محیط زیست موضوعی به نام نرخ افزایش کمیابی یا همان تورم طبیعی مطرح شده است که حدود 2-3%) است
خوب حالا ببینیم چند مورد از اینها برای چند سال کشور ما صدق می کند ؟! لطفا به آمارنامه های مختلف سالهای مختلف ایران مراجعه کنید بنده نیازی نیست هیچ توضیحی بدهم
حالا یک موضوع دیگر آیا این که وقتی در چند کشور بحران اقتصادی رخ می دهد ولی در کشور دیگر این بحران رخ نمی دهد چه چیزی را نشان می دهد ؟
اول این که اصولا ماهیت سیکلی در اقتصاد یک حقیقت مسلم و پذیرفته شده است . عوامل طبیعی - انسانی و مدیریتی مختلفی باعث بروز دورهای اقتصادی یا تجاری می شوند و کل تلاش اقتصاد دانان کاهش تلاطم اقتصاد در این ادوار است . اما برخی تئوریها نشان می دهد گاه مهار بی رویه این تلاطم ها باعث تجمیع قدرت شوک و در نهایت فروپاشی های بزرگ تر می شود
دوستانی که مایل به مطالعه بیشتر در خصوص ماهیت و علت و سایر مسائل ادوار تجاری هستند پیشنهاد می کنم مجموعه مقالات دو جلد ی را که توسط دکتر تقوی جمع آوری و توسط انتشارات دانشگاه آزاد چاپ شده است مطالعه بفرمایند .
اما یک بحث هم در بحث در مورد ادوار تجاری هست به نام همگرایی ادوار تجاری بین کشور ها -به عبارتی یعنی اینکه وقتی در یک کشور یک معضل اقتصادی مثل تورم یا رکود رخ می دهد چقدر احتمال دارد تا در کشور دیگری هم همان موضوضع رخ نماید
روشهایی هست که با آنها می توان این همگرایی را مشخص نمود .
اما مسئله مهم این است که این همگرایی رابطه مستقیمی با میزان روابط اقتصادی دو کشور دارد و هرچه دو کشور روابط اقتصادی گسترده تری داشته باشند همگرایی ادوار تجاری آنها بالاتر خواهد بود .
بنابراین اگر کسی بگوید که در این بحران اقتصاد جهانی در ایران بحرانی رخ نداده است تنها یک نکته را ازعان نموده است :
اقتصاد ایران یک اقتصاد منزوی است !!

