نمایشگاههای بین المللی در هر کشوری جزو شئونات و افتخارات یا به عبارت بهتر سمبلها و پرستیژ کشور محسوب می شوند و در هر کشوری وقتی از اقتدار و عظمت و قدرت اقتصادی صحبت می شود بلافاصله بعد از بورس آن کشور نمایشگاه آن کشور در ذهن تداعی می شود . شما می توانید نمایشگاههای همچون خودرو بروکسل کتاب و عکاسی هانور، نمایشگاه مواد غذایی سئول و ... را در نظر بگیرید .
برخی از این نمایشگاهها بسیار قدیمی هستند و عمر صدساله یا حتی چند صد ساله دارند مثلا گفته می شود صنعت نمایشگاهی در هلند عمر 500 ساله دارد. البته اگر بازارهای روز را به حساب بیاوریم شاید ما هم بتوانیم چنین ادعایی داشته باشیم .
یکی از مواردی که باید به آن اشاره کنم این است که صنعت نمایشگاهی چون مبتنی بر مدیریت و مهارت انسانی است یکی از صنایع دانش بنیان است و منحنی یادگیری آن در دامنه وسیعی صعودی است و حتی شیب نسبتا بالایی دارد . از طرفی یکی از شاخه های حرفه ای است که نقش برند ، تبلیغات و جا افتادگی در آن زیاد است . در کنار این موضوع این رشته فعالیت رشته ای است که نیاز مند زیر ساختهای قوی در بخش حمل و نقل و گردشگری ، شهرسازی و در کل اقتصاد کشور می باشد .
نمایشگاه بین المللی تهران به عنوان سمبل اقتدار تجاری و اقتصادی کشور در سالهای اخیر با برخی مشکلات حاد روبرو بوده است از جمله ضعف های مدیریتی ، و سوء نیتهای موجود و کارشکنی های از سوی همسایه های آن خصوصاً همسایه شرقی (صدا و سیما) ، و جنوبی(ورزشگاه انقلاب ) و نیز مجموعه وزارت کشور(راهنمایی و رانندگی، شهرداری ، شرکت مترو ، شرکت واحد، آتش نشانی و خدمات ایمنی ) بروز نموده و مسائلی که با آستان قدس رضوی در خصوص ملکیت آن داشته است .
راهنمایی و رانندگی به عنوان یک بازوی پلیس کشور که باید طبق منطق حکومتی و حقوقی به طور رایگان به موسسات خدمات ارائه دهد ظاهراً در راستای سیاستهای خصوصی سازی و نیز ادامه سیاست های مرده خوداتکایی دوران آقای هاشمی از موسسات مختلف همچون ورزشگاه آزادی و نمایشگاه بین المللی مبالغی را اخذ می نماید (ظاهراً سالانه ٣٠٠ میلیون تومان) و هر وقت در مقدار و زمان و نحوه پرداخت این مبالغ مشکلی پیش می آید سرو صدا ایجاد می کنند .
شهرداری تهران که در طی ٢٠ سال اخیر تعداد قابل توجهی پروانه غیر موجه و حتی غیر مجاز برای ساخت و ساز و تراکم در نواحی اطراف نمایشگاه صادر کرده برای تحت الشعاع قرار دادن ضعف خود هر از گاهی به نمایشگاه پیله می کند و با انواع طرق از جمله شانتاژ رسانه ای در پی حل مسئله می آید . یکی از سیاستهایی که شهرداری در سالهای گذشته پیگیری کرده و باعث مشکل برای نمایشگاه شده است ممانعت از هر گونه ساخت و ساز بوده است ، با توجه به اینکه ساختمانهای نمایشگاه اغلب قدیمی بوده و به علت محدودیتهای مالی و زمانی حتی در زمان خود با دورنگری و استاندارد مورد نیاز طراحی و ساخته نشده اند و لذا با نیازهای روز تطابق نداشته و نیازمند بازسازی و توسعه می باشند .
برخلاف نقشه پیشبینی شده مربوط به سالهای دور نیز هیچ کدام از خطوط مترویی که قرار بوده میدان آزادی و میدان انقلاب را به نمایشگاه متصل کنند احداث نشده اند و اتوبانهای اطراف نیز همین وضعیت را دارند . ( ازجمله اتوبان کردستان که باید تا میدانی که مقرر بوده در درب جنوبی نمایشگاه احداث شود باید ادامه می یافت)
وضع آتش نشانی هم که مشخص است چند سال پیش که حادثه آتش سوزی در سالن ۵ رخ داد هیچ واحد کمکی به نمایشگاه اعزام نشد و اطفای حریق با اتکا به یک دستگاه خودروی آتش نشان مستقر در نمایشگاه داده یافت .
در این بین نباید مسائل اخیر خصوصی سازی را از نظر دور داشت که معلوم نیست با چه دیدگاه و استراتژی به پیش می رود . در برخی کشورها که نظام اقتصاد آزاد دارند صنعت نمایشگاهی از همان ابتدا توسط بخش خصوصی استارت خورده و البته تحت حمایت و هدایت دولتی پیشرفت نموده اند در سایر کشورهایی که بنده به الاعاتشان دسترسی یافته ام تغییر مالکیت در نمایشگاهها به چشم نمی خورد و اگر از اول در اختیار دولت بوده همچنان در اختیار دولت باقی مانده و اگر در اختیار تشکلهای غیر دولتی نظیر اتاق بازرگانی بوده از اول توسط آنها احداث شده و توسعه یافته اند.
مسئله دیگری که می خواهم به آن بپردازم برگزاری و مدیریت نمایشگاه است . مثلاً بهمن ماه امسال دو نمایشگاه بسیار نزدیک به هم با عنوانهای مبلمان منزل و اداری و نیز دکوراسیون داخلی برگزار می شود . در طی سال نمایشگاههای مشابه هم خیلی زیاد است از لوستر گرفته تا فرش و منسوجات داخلی که خیلی از اینها می تواند به طور همزمان برگزار شود چون اصولا با همدیگر ارتباطات تنگاتنگ دارند . این موضوع هم وجهه بین المللی نمایشگاه را افزایش می دهد و هم مسائل ترافیکی محدود به زمان مشخصی می شود که می توان از تدابیر ترافیکی برای آن بهره جست .
یکی از مسائل دیگر مدیریت نمایشگاهی این است که بسیاری از تجار ایرانی هنوز تفاوت انبار از نمایشگاه را تشخیص نمی دهند شاید شکل سوله ای ساختمانهای نمایشگاه چنین فکری را تداعی می کند ولی همانطورکه در اغلب نمایشگاههای مدرن دنیا مرسوم است دید نمایشگاه باید دید دفتر فروش باشد و در چنین حالتی آوردن تجهیزات ٣٠-۴٠ و حتی ۶٠ تنی برای نمایشگاه ضرورتی ندارد و به جای اینکار شرکتها باید از ماکت ها ، فیلمها و بروشورها و نیز افراد متخصص در این نمایشگاهها استفاده نمایند . بعنوان مثال در نمایشگاه فرش که یکی از مهمترین کالاهای تولیدی و صادراتی ماست و خودش به تنهایی سمبل هنر ، خلاقیت ، تمدن ، تاریخ و قدرت اقتصادی ایران است نمایشگاههایی اسفناک برگزار می شود که هیچ تفوتی با انبارهای بوگندو ندارد من دو سال پیش که قیمتها پایین بود عیاری از یک غرفه فرش گرفتم که ١١ میلیارد تومان فرش آورده بود البته نه ١١ عدد فرش یک میلیاردی بلکه ٢٠٠-۵٠٠ عدد فرش یک ، دو و ۵ میلیونی !!
از طرفی شکل برگزاری نمایشگاهها هم عاری از مشکل نیست ! در هر نمایشگاه غرفه ها از نو ساخته می شوند و مقدار قابل توجهی موکت ، تخته ، شیشه ، رنگ و ... هدر می رود آن هم در سال اصلاح الگوی مصرف ؟!
البته مسئله فوق با مسئله ضعف ساخت و ساز بی ارتباط نیست . در ساختمانهای این مجموعه هنوز برق رسانی مشکل دارد و هنوز فکری برای دایر کردن خطوط اینترنت با سیم یا بی سیم نشده است و پوشش موبایل جالب توجه نمی باشد . خطوط تلفن ثابت هر چند ضرورت گذشته خود را از دست داده اند ولی حتی به ازای هر سالن یک خط ثابت تلفن موجود نمی باشد و ... مسائل رفاهی هم جای خود را دارد .
در کنار این موضوع رشد قارچ گونه نمایشگاههای استانی که بدون برنامه و استراتژی ملی و فقط در جهت ساکت کردن سرو صداهای مقامات و گروههای محلی ایجاد شده و بودجه ملی را می بلعند را نیز نباید فراموش کرد . البته تمرکز نمایشگاهی یا کلاً تمرکز چیزی نیست که بنده بدان اعتقاد داشته باشم ولی لزومی ندارد هر استان نمایشگاه بین المللی داشته باشد خصوصاً اینکه نمایشگاههای بین المللی متعددی در یک رشته در استانهای مختلف کشور برگزار می شود که مطلوب به نظر نمی رسد
امیدوارم وزیر فعلی بازرگانی که خود ۴ سال در این مجموعه بوده اند در دولت دهم به طور جدی تری به مسئله نمایشگاههای بین المللی رسیدگی نمایند.
نظرات ()دکتر عزیز گسیلی از هم استانی های نجیبی بود که افتخار همکاری با ایشان را در چند سال گذشته داشتم . ایشان مدتی مدیر کل دفتر ترویج بسته بندی در سازمان توسعه تجارت بودند که با تغییر تشکیلات این سازمان و حذف دفتر فوق به عنوان مشاور سازمان به کار خود ادامه دادند . با تاسف فراوان چند امروز مطلع شدم که هفته گذشته نامبرده به علت ابتلا به بیماری سرطان کبد داری فانی را وداع نموده و به رحمت ایزدی پیوسته است . ظاهرا قرار است مراسم یادبودی نیز در شهر اردبیل برای نامبرده برگزار شود. از درگاه خداوند متعال مسئلت داریم به برکت ماه محرم ایشان نیز مشمول شفاعت ابی عبدالله الحسین قرار گیرند .
یادش گرامی !
نظرات ()کشورمان واقعا روزهای بحرانی را می گذراند و علیرغم مشکلات فراوان مردم ، گروهی از قدرت طلبان که مثلاً سیاستمدار هستند از هر ترفندی برای به در کردن مخالفان استفاده می کنند بنده در ٩ سال اخیر خصوصا ٧ ماه گذشته تا توانستم از بیان مطالبی که احیاناً بتواند مورد سوء استفاده دشمنان اسلام و ایران قرار گیرد و اوضاع را متشنج کند اجتناب کردم و سعی کردم در حد خودم به روشنگری و اطلاع رسانی کمک کنم که به تصمیم عادلانه بیانجامد هر چند که همین اندک روشنگری نیز به مذاق برخی خوش نیامد و با انواع طرق سعی در ضربه زدن برآمدند از فیلتر شدن یک هفته ای وبلاگ تا فیلتر شدن یک ماهه نظرسنجی ها و لینکها و تقریبا کل ستون کناری. تا ارسال امان نامه !
رهبر انقلاب در نماز جمعه ای که در تابستان امسال در نماز جمعه تهران اقامه شد ،فرمودند « که اگر لازم باشد بعدا خواهم آمد و صریح تر صحبت خواهم کرد » که این سخن یکی از محورهای بحث بنده در ادامه این سخن خواهد بود.
یکی از مشکلات ما ایرانیان (که خوشبختانه ما ترک زبانها کمتر به آن مبتلا هستیم) این است که نمی توانیم رک و پوس کنده با هم صحبت کنیم بدون آن که آخر قضیه به دعوا بیانجامد .
پدر بزرگ مادریم در آخرین فیلمی ویدئویی که برای فرزندانش صحبت کرده در بیان روشهای حفظ وحدت به مواردی اشاره کرده است که یکی از آنها همان رک بودن و صادق بودن است . به نظر بنده آقای خامنه ای در آن موقع هم رک و پوسکنده با مردم صحبت نکردند به غیر از این که گفتند ایشان دیدگاه عدالتشان به آقای احمدی نژاد نزدیک است و به وی رای داده اند . در مورد صادق بودن هم ایشان می دانند و خدایشان بنده از پشت صحنه اطلاع چندان موثقی ندارم . ولی فکر می کنم برای صریحتر صحبت کردن واقعی ایشان دارد دیر می شود . البته این را هم بگویم اگر قرار باشد مانند مناظره های انتخاباتی فقط ایشان صریح صحبت کنند و دیگران خفقان بگیرند این هم به درد لای جرز نمی خورد . لذا بنده بی صبرانه منتظر این گفتگوی صریح و آزاد می باشم شاید ما واقعا درگمراهی هستیم . البته برخی از این سوالاتی که را که باید در بیانات صریح ایشان بدان پاسخ داده شود مطرح خواهم کرد .
اما من در این مقاله تا حد زیادی می خواهم صریح صحبت کنم زیرا کار در حدی نیست که در لفافه صحبت کنم .و کار به جاهایی رسیده است که دیگر ساکت ماندن را جایز نمی دانم . چندین سال پیش در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی شاهد بودیم که رسانه به اصطلاح ملی( بخوانید ملکی) با پخش برنامه مربوط به کارنیوال ساختگی عاشورا سعی در تخریب چهره دولت اصلاح طلب زد که خوشبختانه آن روز موثر نیافتاد و این توطئه بر ملا شد. در سالهای بعد از آن نیز توطئه های مختلف به کار افتاد از جمله گرداندن جسد بیش از هزار شهید در شهرهای مختلف کشور در آستانه انتخابات مجلس ششم و پوشش گسترده تلوزیونی آن و نیز پخش مقابر شهدای گمنام تا شاید در مجلس ششم بر دولت اصلاح طلب غلبه یابند اما این حربه ها کارگر نشد تا اینکه از زاویه دیگری درآمدند و با بستن گسترده روزنامه های اصلاح طلب ، پرونده سازی و اتهام زدن به این افراد آن هم اتهاماتی نظیر ارتداد و بالاخره رد صلاحیت گسترده در انتخابات مجلس هفتم کار خودشان را انجام دادند .
بعد از اعتراضات نسبتاً گسترده ای که در ٧ ماهه گذشته صورت گرفت ، برخی افراد و جناحها که خودشان را خودی تر از همه به انقلاب ، اسلام و ایران می دانند، سعی کردند مرتب جناح مخالف را به دنبال روی بی بی سی ، ووا و کشورهای غربی متهم کنند و نهایت در ٢٠ روز پیش با بهانه قرار دادن توهین به حضرت امام راهپایی گسترده مقدمات سرکوب گسترده را فراهم آورند البته دولتهای بیگانه همیشه سعی در بهره گیری از تنشهای داخلی کشورها می کنند ولی نباید همه مسائل را به آنها نسبت داد کما اینکه در جریان انقلاب اسلامی نیز برخی گروهکها توسط کشورهای مختلف از جمله روسیه تحت حمایت بودند.
اما دیدیم که رحلت آیت الله منتظری این نقشه را بر آب کرد و اعتراضات گسترده تری حتی در شهر قم شکل گرفت . بعد از این وقایع که شوکی بود که بر دسیسه گران انتخابات وارد شد. واقعه عاشورای 88 که در آن عده ای پس از سرنگون کردن تابلو فروشگاه یا قرض الحسنه بسیجیان سوت و دست می زنند البته برخی شعارها نظیر «حسین حسین شعارشان تجاوز افتخارشان» را نیز سر می دادند البته برخی از این حرکات و شعارها شکل خوبی نداشت اما سران انحصار بیش از آن که از جنبه های مغایر مذهبی این حرکت عصبانی شوند از گستردگی ابعاد این شورش و نیز جنبه های سیاسی آن عصبانی شدند و از اینکه درست وقتی که کار را تمام شده می دانستند با شکست روبرو شده بودند. و بعد از آن شوک بهانه ای یافتند تا دوباره به سرکوب مخالفین بپردازند این در حالی است که در طی ماههای اخیر مرتب شاهد آن بودیم که افرادی از جمله برادران لاریجانی خواستار مشخص شدن موضع خواص یا به اصطلاح دوستان انقلاب در برابر معترضین بودند.
البته این را عرض کنم که استخوانی که در گلوی بسیاری از آزادی خواهان گیر کرده اسلام و حداقل نامی است که از اسلام بر نظام باقی مانده است و اینکه نگرانیم که حرکت مقابله جویانه جدی باعث به خطر افتادن کلی کشور و اشغال آن توسط بیگانگان یا سر کار آمدن گروهکهای فرصت طلب ضد اسلامی شود
اما در اعتراضاتی که مثلاً در پاسخ این واقعه ضد عاشورایی رخ داد اشتباهات واقعا وحشتناکی رخ داد که ستون دین اسلام که نه ، بلکه ستون کل ادیان توحیدی به لرزه در آمد و وا مصیبتا وا مصیبتا . اتفاقاتی افتاد که دندان محمد رسول الله مجدداً شکست و خون داوود و یحیی تازه شد و خون ثار الله به خروش آمد.
در این روزها شعارهایی داده شد و سخنرانی هایی شد که لرزه بر اندام و اشک بر دیده هر موحدی جاری ساخت.
در اولین این اشتباهات آقای نوری همدانی که لقب آیت الله را به یدک می کشد در سخنرانی روزهای سه شنبه و چهارشنبه خود سخن ولایت فقیه و سخن آقای خامنه ای را سخن خدا دانست و اطاعت آن را بر همگان واجب . وامصیبتا آیا پیامبر تازه ای ظهور کرده است ؟ یا نعوذ بالله خدای تازه ای ظهور کرده است ؟
البته مرجعیت شیعه در دوران غیبت امام زمان (عج) از جایگاه خاصی برخوردار است ولی این سخن خیلی خیلی فراتر از آن جایگاه است . اگر برخی اشتباهات کلامی و لفظی افراد عادی نظیر هاشم آقاجری و اکبر اعلمی که منجر به برخی سوئ برداشت ها در سالهای قبل شده است در حدی بوده که آنها را تا پای میز محاکمه با اتهام ارتداد کشانده حکم برخورد با نوری همدانی چگونه خواهد بود ؟
در واقعه ای دیگر در راهپیمایی بزرگ تهران یک اشتباه بزرگتر از ابعاد راهپیمایی رخ داد و آن این بود که از تریبون شعار « ولایت مطلقه جزو اصول دین است » مطرح شد البته ما که تا حدی هم خودمان را مقابل گروه انحصار طلب می دانیم هم آنها صد در صد مقابل خودشان می دانند ولایت مطلقه را صرفاً متعلق به خداوند باری تعالی می دانیم و تنها در آن صورت است که با توحید برابر شده و جزو اصول دین است اما اگر منظور از شعار فوق این باشد که « ولایت مطلقه [فقیه] جزو اصول دین است یک بدعت و انحراف در اصول دین است و بر مبنای آن چه که در کتب فقهی آمده است ارتداد محسوب می شود
نمی دانم افرادی که در این روزها بعداز اینکه موجودیت خود را در خطر دیده بودند به آن صورت آتشین و خشمگین شده بودند در این روزها که موجودیت دین خدا به این نحو به خطر افتاده واقعا چه خواهند کرد؟
در آخر هم لازم است بگویم که ایران نه ترکیه است نه روسیه نه پاکستان و نه هیچ کشور مشابه دیگر و دوران استبداد نظامیان با سقوط سلسله پهلوی و رژیم شاهنشاهی به پایان رسیده است و در چارچوب قانون اساسی ایران نیروهای مسلح حتی قوه هم محسوب نمی شوند و یکی از وزرا می باشند و به ایشان توصیه می نمایم از به کار بردن حربه هایی که باعث تشنج جامعه می شود صرف اینکه اینها بتوانند خود را مثلا مدافع نظام معرفی و کودتای خزنده پیش ببرند جداً اجتناب کنند .
دوم اینکه تاکید می کنم که تاریخ هرگز به عقب بر نمی گردد مردم ایران از پیامدهای حکومت دیدندار نمای ساسانی برای کشورشان و عظمت امپراتوریشان کاملا آگاه هستند( انوشیروان 7 خواهر خود را در عقد خود داشت چون شاهان ساسانی خود را از نژاد خدایان می دانستند و شأن خود را بالاتر از آن می دیدند که با افراد غیر شاهزاده ازدواج کنند) و اجازه نخواهند داد دوباره حکومت دینی در سیر قهقرایی بیافتد و به انحراف و ابتذال کشیده شود جمهوری اسلامی تا زمانی مقبول است که دقیقا بر محور اسلام حرکت کند و هر گونه انحراف عمدی از این مسیر سزاوار عقوبتی سخت خواهد بود.
نظرات ()۵ روز بود که تلاش می کردم من هم مطلبی در خور ابی عبدالله در وبلاگم درج کنم تا سهمی در عرض ارادت داشته باشم اما آنقدر سرعت اینترنت یاری نکرد تا مجبور شدم در واکنش به وقایع اخیر مقاله حاضر را تحریر نمایم
با این حال رسم ادب می دانم در ابتدا این سالروز سوزناک را بر شیعیان حضرت خصوصا وارث خون او امام عصر عج تعزیت عرض نمایم
این روزها وقایع بی مشابهت با روز عاشورا نیست آنجا هم اکثریت و اقلیت گم بود و امام حسین با ٧٢ یار خود در کربلا چنان اکثریتی داشت که هیچ یک از خائنان از تیغ قصاص جان بدر نبردند و یاد ایشان تا امروز زنده ماند و میلیونها نفر بر ایشان سوگوارند و آن طرف یزید بود که با سپاه چند هزار نفری که با مکر فراهم کرده بود چنان اقلیتی داشت که جز لعن و نفرین چیزی نبرد و خود و همه عمالش به بدترین وضع به درک واصل شدند.
آن روزها نیز حق و باطل بهم آمیخته بود و تشخیص آن سخت بود و سران اموی و کبر امام حسین را خوارج - خارجی و مرتد می نامیدند و البته حسین علیه السلام و یاران باوفایش نیز طرف مقابل را چنین می دانستند و این روزها نیز چنین است .
من علم چندانی از قضاوت نمی دانم و در مسند قاضی نیز ننشسته ام و نمی خواهم کسی را محکوم کنم اما اگر ادعا می کنم ۴٠٠ سال اجدادم از مرزهای این کشور مراقبت کرده اند امروز نمی توانم کتم فرو برم و به اوضاع بی تفاوت نگاه کنم .
واژه سیاست در عرب و در علم روز هر چه که معنی داشته باشد در ادبیات عام ایرانی اعم از فارسی و ترکی و غیره با حسن تدبیر ، اندیشه ، هوشمندی و واژه هایی این چنین هم معنی شده است .
همانند همیشه سعی می کنم منظور خود را با مثال و سخن برخی بزرگان شرح دهم : دکتر حیدری که استاد برجسته فنون مذاکره در کشورمان می باشند و دارای دکتری در دو رشته حقوق و اقتصاد می باشند خوب بالاخره با توجه به فن بالای خود در مذاکره قراردادهای مهم اقتصادی و بازرگانی را برای کشورمان مذاکره کرده اند و افراد برجسته زیادی سر درس ایشان نشسته اند و همینها باعث شده است که ایشان سر رشته از مسائل سیاسی کشور هم داشته باشند . سال ١٣٨٣ یا ١٣٨۴ که یک دوره با ایشان داشتیم اوایل بحث هسته ای ایران بود . ایشان آن موقع فرمودند که
یکی از ایرادات ما ایرانی ها این است که هیچ وقت زمانی که قدرت دستمان است پای مذاکره نمی نشینیم و زمانی دنبال مذاکره می رویم که در موضع ضعف هستیم و مجبور می شویم امتیاز قابل توجهی بدهیم .
( البته طبیعی است در جریان هر نوع مذاکره ای باید یک سری امتیازاتی داد تا امتیازاتی گرفت همانطور که حتی در جبهه جنگ هم باید خسارات و تلفاتی داد تا خساراتی گرفت !! اما همانطور که در دوران جنگ تجربه کردیم و گفته می شد که ١٠٠٠ میلیارد دلار به ما خسارت وارد شده است برخی ترجیح می دهند در میدان جنگ ١٠٠٠ میلیادر دلار خسارت دهند ولی در میز مذاکره حتی یک میلیارد دلار !!! )
در روزهای اخیر شاهد ماجرا های زیادی بودیم از آن قضیه عکس امام گرفته که قرار بود با برخی راهپیمایی ها خاتمه قضایا باشد تا فوت آیت الله منتظری که این نقشه را نقش بر آب کرد و تا پیام غیر منتظره آیت الله خامنه ای که امیدها را برای تدبیر و بهبود در نظام سیاسی ایران تقویت کرد تا درگیری های متعدد متفرقه چند روز اخیر.
حیف و صد حیف که تدبیر لازم در این چند وقت در این کشور نبوده است و این همان چیزی است که دشمنان دنبال آن هستند.
بازهم با خاطراتی ماجرا را ادامه می دهم بعد از واقع کوی دانشگاه برای خرید رفته بودم که موقع برگشت یکی از دوستان را دیدم و مطلع شدم جلوی دانشگاه ارومیه تجمعی در حال شکل گیری است . مسیر ما از کوچه ای سمت خیابان استادان می گذشت بین راه متوجه شدم که تعداد قابل توجهی سرباز در اطراف دانشگاه مستقر شده اند این اتفاق بدی بود شاید به قول روانشناسها شخصیت درونگرای من بهم کمک کرد که بدانم اگر این دو گروه جوان ( یعنی سربازان و دانشجویان) همدیگر را ببینند درگیری قطعی و حتمی است و در شهری مثل ارومیه و استانی مثل آذربایجان غربی هر نوع درگیری می تواند تبعات پیچیده امنیتی در بر داشته باشد . ناخودآگاه به سمت سرهنگی که در خیابان استادان ایستاده بود رفتم و از وی درخواست کردم که اگر مقدور است از رو در رو کردن این دو گروه اجتناب کند چون بیچاره دانشجو ها که حداکثر کاری که ازشان بر می آید تریبون گرفتن و حرف زدن و نهایت فریاد زدن است اما نیروهای کادر می توانند ناظر باشند تا اگر اقدام ضد امنیتی صورت گرفت کنترل لازم را بنمایند. خوشبختانه علیرغم اعتراض یک لباس شخصی به خاطر آن فرمانده حسن تدبیر را به کار برد و البته انجمن اسلامی دانشجویان هم که برگزار کننده تجمع بود همکاری متقابلی کرد و با مساعدت مسئولان دانشگاه با استقرار اتوبوسها در خیابان استادان ( که مسیر میان بر به ۵ راه و وسط شهر بود ) سعی کردند از اضافه شدن افراد متفرقه به جمعیت و متفرق شدن جمعیت برای اقدامات خارج از برنامه جلوگیری کنند البته یک راننده رنو که به جمعیت کوبید نزدیک بود شروعگر اغتشاش باشد که خوشبختانه با خویشتن داری دوستان حل شد البته مجبور شدیم خیابان دانشکده را نیز با اتوبوس ببندیم .
این ماجرا را گفتم که یاد آوری نمایم چقدر مردم ایران فهیم هستند و اگر مسئولان با آنها راه بیایند مردم چند برابر با آنها راه می آیند.
اما روز بعد از انتخابات شاهد بودم که ساعت ۶ صبح که از خانه بیرون آمدم اولین چیزی که با آن برخورد کردم لباس شخصی های موتور سوار بود و نیم ساعت بعد گارد زره پوش و این در ادبیات اغتشاش و اعتراض یا هر چیز دیگری که اسمش را بگذارید یعنی «هل من مبارز؟»
البته طی روز مطلع شدم که تعداد زیادی از دوستان شب قبل بازداشت شده اند و اغلب ستاد های اصلاحات(کروبی و موسوی) مورد هجوم واقع شده است . البته نیروهای امنیتی با بیان اینکه موسوی شب قبل در پارک ملت سمینار مطبوعاتی ترتیب داده است و خود را پیروز انتخابات قلمداد کرده است سعی داشتند اقدام خود را موجه جلوه دهند اما می شد این را هم گفت که یاران اصلاحات با پیشبینی این اقدامات ممکن است آن سمینار را ترتیب داده باشند که کمی تاب مقاومت خود را افزایش دهند .
به هر حال اقدام مدبرانه ای که می شد آن روزها انجام داد این بود که باید می پذیرفتیم که میزان رای ملت است البته نه صرفا در انتخابات کلیشه ای که رای در صندوق انداخته می شود و خوانده می شود بلکه در کل صحنه ها . اگر به جای انحصار رادیو و تلوزیون برای گروه خاص امکان گفتگوی رودر رو را برای دو گروه به وجود می آوردند و خبر رسانی صحیح فراهم می شد بازار شایعه داغ نمی شد و فرصت برای بیگانگان برای ماهی گرفتن از آب گل آلود فراهم نمی شد معلوم است که وقتی بیانات مخالفین به جای مطبوعات و رادیو تلوزیون ایران از بی بی سی و ووا پخش شود مطالب و مفاهیم آن چگونه انتقال خواهد یافت .
هرچند سالهای سال است که سعی می کنم از سیاست فرار کنم ولی آن قدر سیاست سراغم آمده و مجبور شدم در مورد آن تدبر و تفکر و مطالعه و بحث کنم که به یک قاعده مهم دست یافته ام :
بالا ترین و برترین سیاست صداقت است .
قاعده دیگر همانطور که از رفتار حضرت علی علیه السلام با ابن ملجم بر می آید ،آن است که:
رئیس حکومت رئیس همه مردم وحتی شقی ترین آنهاست و باید حافظ حقوق همه آنها باشد حتی اگر شقی ترین مردم باشند
(سخنی که پیامبر فرمود در مورد کسی که پیشانی علی علیه السلام را به خون آلوده کند )
اگر سیاستمداری روزی نتوانست با صداقت کشور را اداره کند مطمئن باشد که تاریخ مصرفش تمام شده و باید جایش را به شخص دیگری بدهد. این نه تنها از تعالیم ائمه به من رسیده حتی بررسی علمی نیز آن را ثابت کرده است . و بنده یقین دارم اگر بازی فرضی ورق در مقابل شطرنج شکل بگیرد طرف شطرنج برنده نهایی خواهد بود(پنهان کاری و دغل کاری کمتری دارد)
چیزی که می خواهم نتیجه بگیرم این است که سران نظام به جای صدور متوالی بیانیه های تهدید و خشونت سعی کنند قبل از آن که باقی مانده قدرتشان دچار چالش شود با مردم و جناحهای مقابل وارد مذاکره شوند و حتی با دول خارجی چه آنها را دشمن بدانند و چه دوست مذاکره کنند چون عهدنامه صلحی که بعد از سقوط قزوین امضا شود ترکمانچای است. و سعی کنند با صداقت و اطمینان به ملت پیش بروند چون مردم آن قدر فهمیده هستند که همه مسائل را درک کنند .
من رهبر کشور نیستم و حتی رهبر هیچ جناحی هم نیستم اما همانطور که در قانون اساسی آمده است از رهبر قانونی کشور انتظار دارم مدیر مدبر شجاع آگاه به زمان عالم و با تقوی باشد و اگر کسی این ویژگی های مصرح در قانون را داشته باشد لذا به عنوان فردی از مردم از رهبر قانونی ویژگی های قانونی انتظار دارم برای من مهم نیست که بی بی سی چه می گوید یا دستگاههای امنیتی بیگانه چه غلطی می کنند چون :
اگر در این کشور تدبیر لازم باشد بیگانگان هیچ غلطی
نمی توانند بکنند
برخی دولتهای بیگانه خود را آماده کرده اند که در صورت برخورد خشونت آمیز رژیم با معترضین و بهانه قرار دادن این موضوع و اضافه کردن آن به بحث هسته ای اقدام نظامی علیه کشورمان انجام دهند . اگر این اقدام صورت گیرد سلاحهای غیر هسته ای دهه ۶٠ و ٧٠ که از روسیه خریداری شده یا از روی آنها کپی برداری شده اند گره گشایی برای ما نخواهند بود بنابراین هشدار جدی در مورد اقدام خشونت آمیز غیر مدبرانه می دهم .
سخن آخرم هم با افرادی نظیر آقای رحیم پور ازغدی است . قبل از انتخابات در مقاله ای به ایشان اعتراض کردم افرادی که هیچ وقت عرضه ندارند خودشان را معرفی کنند ( شاید به این علت است که در پیشگاه خدا و ملت روسیاه اند) یادداشتهای اعتراض بی سر و ته نوشتند ولی الان به این افراد می گویم :
چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی
نظرات ()امسال وبلاگ نویسان بدمینتون با محوریت وبلاگ بدمینتون ایران قصد دارند مرد سال بدمینتون ایران در سال 1388 را انتخاب کنند چون من هم از علاقه مندان این رشته هستم خواستم با درج این خبر از کلیه علاقه مندان این رشته درخواست کنم در نظر سنجی وبلاگ بدمینتون ایران شرکت کنند لینک این وبلاگ در لینکستان بانکداربزرگ هست
نظرات ()این جمله را که «ما صنعت را برای کشاورزی می خواهیم.» را حتما روی در و دیوار مناطق و سازمانهای کشاورزی ایران دیده اید که از رهبر ایران نقل شده است . من نمی دانم در مجموع سخنرانی رهبر که این جمله یک جزء از آن بوده است، چه گفته شده است؟ ولی من بیشتر با طرز فکری که با بهره گیری از این جمله القا می شود، کار دارم .
یادم هست؛ زمانی که ما درس می خواندیم؛ در یکی از کتب ( احتمالا دانش اجتماعی اول دبیرستان) نوشته شده بود که قبل از انقلاب علیرغم اشتغال بیش از نیمی از جمعیت ایران در بخش کشاورزی تنها 5000 نفر از مردم ایران در رشته های کشاورزی تحصیل می کردند . که از همان موقع برای من سوال بود که آیا این تعداد جمعیت به درستی در این بخش شاغل شده بودند؟ و همین مقدار نیاز بود؟ و باید تا سالها بعد هم همین روند ادامه پیدا می کرد؟
متاسفانه چنین تفکر عقب مانده ای که کشاورزی را محور و اساس دانسته است؛ بسیار شبیه تفکرات دکتر فرانسوا کنه (پزشک فرانسوی که 400 سال پیش مقالاتی در اقتصاد می نوشت) می باشد . البته تاثیر قحطی ها و مشکلات گاه و بیگاه ناشی از مشکل کشورمان در تامین مواد غذایی را نیز در این مورد نباید فراموش کرد ؛که از طبیعت نسبتا خشک آن ناشی می شود؛ اما نبود راهبرد و درک اقتصادی صحیح نزد اغلب تصمیم گیران و تصمیم سازان سیاسی کشور در کنار اثرات جامعه شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی ناشی از جمعیت فراوان متکی به این بخش باعث شده است که هر از گاهی برگشت به عقبهایی در سیاستها مشاهده شود که یکی از جدیدترین نمونه های آن ماده 40 قانون بودجه سال 1388 و ماده 16 طرح اخیر نمایندگان کمیسیون منابع طبیعی ، آب و کشاورزی با عنوان طرح افزایش بهره وری کشاورزی می باشد . در پس زمینه های سیاسی این گونه مصوبات کافی است این مطلب را اشاره کنم که یکی از نمایندگان مجلس در مقام پاسخ به تشکر معاون وزیر جهاد به اقدام ایشان در دفاع از ماده 40 و بخش کشاورزی در کمیسیون برنامه و بودجه گفته است: «اینکه مهم نیست رشته ایشان هم خاکشناسی است بنده هم رشته ام خاکشناسی است !!؟ »
طبق ماده 16 طرح مذکور واردات کلیه محصولات کشاورزی موکول به موافقت قبلی وزارت کشاورزی می شود ( این غیر از مجوزهایی است که فعلا از حفظ نباتات و دامپزشکی اخذ می شود) همچنین وزارت جهاد کشاورزی مسئول انتخاب ابزارهای تعرفه ای و غیر تعرفه ای مناسب و میزان آنها برای این قبیل کالاها می شود ( اختیارات دولت به وزارت غیر تخصصی و غیر مربوط مسائل مالیات بندی و سیاست تجاری اعطا شده است این درحالی است که در همه کشورهایی که در اقتصاد به پیشرفت دست یافته اند گمرک این وظیفه را دارد) .
بیش از آنکه بخواهم به ایرادات متعدد این ماده و برخی مواد دیگر این طرح بپردازم بیشتر می خواهم به تحلیل پس زمینه های فکر ی این قبیل اقدامات بپردازم .
اشتغال در بخش کشاورزی در سده های اخیر در کشورهایی که فرایند توسعه را طی نموده اند با روند نزولی همراه بوده به نحوی که در کشوری مانند آمریکا که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان محصولات کشاورزی است تنها 4 درصد مردم در این بخش اشتغال دارند ( در ایران حدود 23%) و رقمی حتی کمتر از این مقدار سهم بخش کشاورزی از تولید (درآمد) ناخالص داخلی (GDP) می باشد که نشان می دهد در کشور های فوق معادله به نفع بخشهای پیشرو و نه سنتی اقتصاد است. در ایران بخش کشاورزی 27% از تولید(درآمد)ناخالص داخلی (GDP) را به خود اختصاص داده است که نشان می دهد معادله به نفع این بخش است.
پر واضح است که محدودیت زمین و عدم امکان افزایش عرضه آن یکی از دلایلی است که نشان می دهد، بخش کشاورزی یکی از بخشهایی است که نمی توان به توانایی ایجاد اشتغال آن دل بست کما اینکه بعلت بهره برداری های بی رویه ای که از منابع کشاورزی کشور اعم از آب و خاک شده است مسائلی نظیر بروز فروچاله ها ( ناشی از بهره برداری بی رویه از منابع آب زیر زمینی) و نیز تخریب مراتع و کاهش ظرفیت آنها به 15% را در 40 سال اخیر باعث شده است . بر اساس برآوردهای موجود در سال ٢١٠٠میلادی اشتغال تنها ٢درصد از جمعیت جهان در بخشهای سنتی کشاورزی -دامپروری- و منابع طبیعی ، صنعت و معدن و رشته های مختلف خدمات کفایت کل نیاز دنیا را خواهد داد و ٩٨% باقی مانده باید در بخش دانش جذب شوند ( در احادیث آمده است که که اگر ظرفیت دانش آموزی بشر ٢٧ حرف باشد تا زمان ظهور حضرت مهدی عج تنها ٢ حرف شناخته خواهد شد و در زمان ظهور حضرت ٢۵ حرف باقی مانده پس آنهایی که مشتاق حضرت هستند باید با تکمیل وظایف بخشهای سنتی به بخش دانش رو بیاورند) // بحث ادامه دارد//
نظرات ()چندین سال بود که حقوق ورودی ۴ درصدی طلای خام مورد اعتراض صنف طلا سازان و طلا فروشان بود . خصوصا آنهایی که در امر صادرات زیور آلات فعالیت دارند با توجه به اینکه برای مدتها مجبور بودند تعهد واردات طلای خام معوض نزد بانک مرکزی بسپارند و به آن عمل کنند .
حداقل تعرفه گمرکی یا حقوق ورودی در کشورما (برخلاف اغلب کشورهای دنیا که صفر درصد است) ۴% می باشد و این حتی ارقامی نظیر نقدینگی را نیز در بر می گیرد . و واردات اسکناس و اوراق بهادار و طلا و نقره و پلاتین و جواهرات که خودشان نوعی نقدینگی هستند نیز مشمول پرداخت حقوق ورودی می باشد. اما بر اساس قانون الحاق یک تبصره به ماده ۴ قانون برنامه چهارم که اخیرا به تصویب رسیده و تصریح گردیده است که بعد از اتمام قانون برنامه نیز معتبر می باشد شاید برای اولین بار در کشور حقوق ورودی صفر درصد را تجربه خواهیم کرد.
اصولا یکی از موانع موجود برای ورود سرمایه خارجی به کشور همین مالیاتهای متعلق به ورود نقدینگی و برخی موانع دیگر است جالب توجه است اگر کسی به ایران نقدینگی قابل توجهی وارد کند (ظاهرا بیش از ۵٠٠٠٠ دلار ) باید با پرداخت مبالغی به بانک مرکزی و وزارت اطلاعات و غیره گواهی های مربوط به مقررات ضد پول شویی را بگیرد که گفته می شود در مجموع به ١٣.۵% می رسد البته در اغلب کشورهای دیگر نیز چنین مقررات و مالیاتهایی وجود دارد ولی رقم مالیات به این حد نمی باشد و زیر یک درصد می باشد .
گفتنی است بر اساس اظهارات خود طلاسازان به علت مسائل خاص بازار طلا در ایران (ایام ماه محرم - ماه رمضان و...) در سال تنها 6-7 ماه فعالیت برای آنان امکان پذیر است و ظرفیت تولید برای 5 ماه بلا استفاده باقی می ماند حذف مالیات فوق به علاوه حذف طلای معوض که چندی پیش رخ داده است می تواند زمینه لازم را برای جهش در صنعت طلا سازی ایران و ربودن سبقت از لبنان - امارات - عربستان و ترکیه فراهم آورد چون مزیتهای تولیدی در ایران برای این حرفه بسیار بیشتر از سایر کشورهای منطقه است .
نظرات ()
نظرات ()ناصر توحید از همکاران ما در سازمان توسعه تجارت و نماینده وزارت بازرگانی در هیئت بدوی حل اختلافات گمرکی امروز صبح به رحمت ایزدی پیوست . یادش به خیر سال اول که استخدام شده بودم با هم هم اتاقی بودیم و به من هنوز جا و میز مشخصی نداده بودند برای همین اغلب کارهایم را روی میز ایشان و با لوازم التحریر و وسائل ایشان انجام می دادم .
در طول مدتی که می شناختم جز خشرویی و مهربانی از وی ندیدم و چهره صمیمی و تبسم مهربان او موقع صحبت و احوال پرسی به یادها خواهد ماند امروز هر کسی که او را می شناخت و این خبر را شنید واقعا غمگین و متاثر بود
نظرات ()به زودی با همکاری تعدادی از اساتید اقتصاد و دانشجویان و فارغ التحصیلا این رشته انجمن اقتصاد محاسباتی ایران تاسیس و فعالیت خود را آغاز می نماید . اطلاعات لازم در وبلاگ این انجمن به آدرس www.computitionaleconomics.persianblog.com موجود می باشد.
نظرات ()بین ماههای قمری ، شعبان ماه خاصی است چون کلی عید و ولادت توش هست. البته صفر هم ماه خاصی است چون کلی شهادت توش هست. اما تو ماههای شمسی این مهرماه گذشتنی نیست چون ماه مهر و مدرسه است از طرفی چند تا روز ملی هم تو این ماه داریم: ٢٢ مهر روز ملی استاندارد ، فکر کنم ٢۶ مهر روز ملی تربیت بدنی و ٢٩ مهر روز ملی صادرات . والبته ١۶ مهر که ظاهرا روز جهانی معلم است.
راستش را بخواهید این قدر تو این کشور اسم برای روزها گذاشتیم که فکر می کنم که از تعداد روزهای سال خیلی بالاتر زده و احتمالا به همین دلیل امسال به جای مراسم روز ملی صادرات در صبح ٢٩ مهر، غروب ملی صادرات در غروب ٢٨ مهر برگزار می شود . چند وقت پیش یک دوره مدیریت داشتیم که استادی بنام اثنی عشری آن را تدریس می کرد وی می گفت :«ما در کشور ٢۵۶ شورای عالی داریم» و چون رئیس این شوراهای عالی طبق قانون رئیس جمهور است با احتساب ۵٢جمعه و ١۶ روز تعطیلی دیگر و حداقل ١۵ روز مرخصی رئیس جمهور برای استراحت و رتق و فتق امور خانواده و ... و احتساب ۶٠ درصد وقت مدیران ارشد برای جلسات و ٩٠ ساعت کار در هفته بدون شرکت در هر نوع جلسه دیگر اعم از هیئت دولت مجلس دیدارهای مردمی و سفرهای استانی و خصوصا و خصوصا مراسمات روز ملی حداکثر ٨.۵ بار می توانند در جلسات شورای عالی شرکت کنند و با احتساب این مسائل حداکثر ١.١٢ بار و چقدر با این روزهای ملی و شوراهای عالی کار کشور پیش می رود.
سه سال پیش به مناسبت این روز پیش بینی خودم را از رشد صادرات نوشته بودم که در دو حد خوشبینانه ( که امسال به ٣٩ میلیارد دلار می رسید ) و دیگری بدبینانه ( که امسال به ٢٣ میلیارددلار می رسید) ارائه کرده بودم که نهایتا همان بدبینانه تصویب و مبنای عمل واقع شد . (البته برخی دیگر برای امسال رقم 96 میلیارد دلار را پیش بینی کرده بودند)
حالا می خواهم چند تا آمار و اطلاعات بدهم که شوکه شوید اول: وزن صادرات غیر نفتی ما حدود ٢میلیون تن ( ٨%) بیش از واردات کل ماست درحالی که ارزش آن یک سوم واردات ماست !!!!!
دومی : آن زمان ما برای پیشبینی یکی از معیارهایی که در نظر گرفتیم سهم از تجارت جهانی بود و قرار بود سهم ایرن از واردات و صادرات ( مجموع نفتی و غیر نفتی ) جهانی ( با توجه به سهم از تولید ناخالص داخلی ، جمعیت ، و وسعت حدود ١.٢% )به ١درصد برسد اما امسال ما تنها هدف ارزشی را بدست آوردیم اما بدون اینکه هدف سهمی و مهمتر از آن هدف کیفی یعنی ارتقا رابطه مبادله ( یا افزایش ارزش افزوده صادرات ) را بدست آوریم هر چند افزایش قیمت جهانی نفت می توانست ، کمک مهمی برای بهبود رابطه مبادله باشد.
یکی از مسائلی که شاید باعث عدم دستیابی به این مسئله شده است طرز تفکر حاکم بر مهمترین نهاد بازرگانی و صادراتی کشور ما یعنی توسعه تجارت است .
شاید از سایت سازمان توسعه تجارت ایران بازدید کرده باشید ؛ آدرس این سایت ،www.tpo.ir است از واژه انگلیسی trade promotion organization می آید واژه promotion در انگلیسی به معنی بهبود ، ارتقا و ترفیع می باشد اما معنی دقیق آن در ادبیات صادرات به معنی افزایش صادرات از طریق تشویق آن ، انجام تبلیغات، بهبود بسته بندی ، شرکت در نمایشگاههای بین المللی و نظایر آن می باشد .به عبارت دقیقتر این دید بیشتر دنبال استفاده از ظرفیتهای موجود یا بازهم دقیقتردنبال صادرات انبارها می باشد. اساسنامه مرکز توسعه صادرات ایران نیز که در اواخر دهه 1330 تاسیس شده دقیقا به این موضوعات اشاره دارد که متاسفانه همان اهداف عینا از آن اساسنامه به اساسنامه سازمان توسعه تجارت راه یافته اند . در حالی که واژه توسعه در زبان فارسی به خصوص ادبیات اقتصادی معنای به مراتب وسیعتر و مترقی تری دارد و با واژه انگلیسی DEVELOP هم معنی می باشد .
زمانی که پس از تاسیس سازمان توسعه تجارت آقای خسرو تاج ابراز کرد که توسعه صادرات بدون توسعه واردات امکان پذیر نیست و آقای دکتر غضنفری ( وزیر فعلی بازرگانی) که مدت اندکی بعد جانشین وی شدند ابراز داشتند که اگر ما در بازرگانی داخلی درست عمل کنیم و به مصرف کننده داخلی بها بدهیم، نیازی نیست تا فرایند جدیدی را در صادرات طی کنیم و کالا با همان کیفیت ، قیمت و بسته بندی به راحتی قابل صدور خواهدبود.
اما علیرغم فرمایشات این دو عزیز ، به علت عدم انجام اصلاحات لازم در اهداف مندرج در اساسنامه سازمان توسعه تجارت و غلبه مدیران و کارشناسان با طرز تفکر مرکز توسعه صادرات 50 سال پیش و همراه نبودن سایر بخشها ، هنوز آن تحول لازم در برنامه ریزی و سیاستگذاری صادرات و تجارت کشور رخ نداده است .
گمان می کنم اگر این تحول لازم رخ دهد آنگاه ما به جایی خواهیم رسید که روز ملی بازرگانی داشته باشیم و نیازی به چند روز ملی صادرات و واردات و اصناف و مصرف کنندگان نباشد.!!!!
نظرات ()نمی دانم چقدر اهل پیگیری مسائل بودجه ای کشور خصوصاً مفاد قوانین بودجه سالیانه کشور هستید . با این حال مقاله خودم را با ذکر این نکته آغاز می کنم که دولت بر اساس تکلیف یکی از اصول قانون اساسی موظف است تا بودجه سالیانه و برنامه های بلند مدت خود را به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند . در خصوص حدود و صغور این اصل و اختیارات ناشی از آن برای هریک از قوا همواره بحثهای زیادی بوده است . ولی در برخی دوره ها خصوصاً دوره دولت نهم بحثهای جدی در این خصوص مطرح شده است . یکی از مباحث مهم قانون بودجه امسال مربوط به بند ۴٠ قانون یاد شده است . مفاد بند (40) قانونی مزبور معطوف به (3) موضوع زیر است :
الف – افزایش سود بازرگانی محصولات نهایی مصرفی کشاورزی در حد تعرفه خودرو سواری ( که فعلا ٩٠ درصد است و با توجه به مفاد قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت نمی توان آن را به کمتر از ٧٠% کاهش داد )
ب – افزایش تعرفه مؤثر کل واردات کشور ( یعنی نسبت درآمدهای گمرکی به ارزش کل واردات ) به حد «١٣%»
ج – حمایت از ماشین های راهسازی و کشاورزی دارای تولید داخل با وضع تعرفه (سی درصدی)
که نکاتی قابل تعمق در این زمینه ، به شرح زیر معروض می گردد :
1. دو نوع تعریف بین المللی متفاوت از تعرفه کالاهای کشاورزی وجود دارد، یکی تعرفههای فصول (10-1) طبقه بندی HS و دیگری فصول (25-1) طبقه بندی HS در جداول کتاب مقررات صادرات و واردات. از طرفی بین کارشناسان داخلی نیز در خصوص محدود بودن آن به اقلام زراعی یا یاغی و زراعی یا توسعه به محصولات باغی، زراعی ـ دامی و شیلات اختلاف نظر وجود دارد.
2. در مورد کالای مصرفی نهایی نیز توافق عام وجود ندارد به نحوی که با لحاظ دو تعریف ملحوظ در بند فوق از (1) تا (1026) ردیف تعرفه را شامل میشود.
3. در متعادل ترین حالت اقلام مصرفی نهایی کشاورزی شامل حدود 360 قلم کالا میباشد که اکثر آنها اقلام تنظیم بازار و نیز دارای وزن بزرگ در شاخص CPI میباشند، (با اقتباس از اطلاعات مورد استفاده گمرک و بانک مرکز ی در طبقه بندی واردات و نیز ترجیحات تعرفهای و قانون مالیات بر ارزش افزوده و نیز قانون بخشی از درآمدهای دولت )
4. در همان فهرست بند 3 برخی اقلام طبق بند دال ماده 33 قانون برنامه چهارم خام و فراوری نشده تلقی شده و برای آنها عوارض صادراتی وضع شده است. لذا در صورت تلقی بعنوان کالای نهایی تناقض قوانین و مقررات بوجود میآید. ضمن آنکه در قانون مالیات بر ارزش افزوده نیز فهرست متفاوتی ملاک قرار گرفته است.
5. علیرغم مشخص نبودن منظور قانونگذار از نرخ تعرفه موثر مشخص نیست حتی اگر آن را معادل نسبت درآمد گمرک از واردات به کل ارزش واردات بدانیم با توجه به تنوع و پراکندگی طبقات حقوقی ورودی در کشور و مسئله کشش وارداتی هر کالا و نیز مسائلی نظیر قاچاق، برآورد اثر و نتیجه سیاست تعرفه ای بر درآمد دولت دارای پیچیدگی زیاد و اطمینان بخشی کم است. به نحوی که با تکلیف افزایش نرخ مذکور از 12% به 16% در بودجه سال 1385 میانگین حقوق ورودی از 25/24 درصد به 63/26 درصد افزایش یافت و عملاً نرخ تعرفه موثر به 5/9 درصد کاهش یافت و در سال 1387 علیرغم کاهش میانگین حقوق ورودی از 63/26% به 15/25 درصد نرخ تعرفه موثر از 10% به 11% افزایش یافت.
6. با توجه به اینکه افزایش حقوق ورودی عمدتاً با افزایش تورم جبران میشود (که با توجه به مسائل متخلف مرتبط با نرخ ارز) منجر به تضعیف دائم توان رقابتی اقتصاد داخلی میگردد. لذا بعلت شدید تر بودن اثر سرکوب کاهش تعرفه از اثر تشویقی افزایش آن، کاهش تعرفه در سالهای بعد نیز غیر قابل انجام و مشکل زا خواهد بود.
7. هر قانون بودجه باید با قوانین بالادستی خود یعنی برنامه چهارم توسعه وافق چشم انداز هماهنگ باشد که در اسناد بالا دستی فوق توسعه صادرات و افزایش سهم از تجارت جهانی بعنوان استراتژی تجاری کشور اعلام شده است در حالی که این جهش تعرفه ای با توجه به مفاد بند 6 و رویکرد درآمدی به حقوق ورودی مغایر راهبرد فوق میباشد.
8. با توجه به اینکه حدود نیمی از واردات کشور (تجهیزات صنعت نفت، سلاح و مهمات، تجهیزات ترابری سنگین نظیر قطار و کشتی ـ تجهیزلات نیروگاهی و انتقال برق ـ تجهیزات شبکههای مخابرات، یک سوم نوشت افزار وارداتی و ...) یا توسط دولت وارد میشود یا بعد از یک پروسه فراوری به دولت فروخته میشود و نیز احتمال نیاز افزایش یارانه کالاهای اساسی و تعدیل حقوق پرسنل دولت، باید عواقب هزینه ای آن نیز در نظر گرفته شده و بودجه لازم پیش بینی شود.
9. با توجه به اینکه سهم کشورمان از تجارت جهانی در کل کمتر از یک درصد است و در اغلب کالاها حتی حدود یک دهم درصد است بار مالیاتی قابل انتقال به خارج نبوده و اثر انقباضی آن بر اقتصاد داخلی تحمیل میشود لذا حکم وسیعی مانند ماده فوق مغایر سیاستهای انبساطی دوران رکود است هر چند بصورت موسمی و در بازارهای خاص میتواند توصیه شود.
10. حکم ماده فوق در مورد کالاهای کشاورزی انعطاف پذیری سیاستهای تجاری دولت برای تنظیم بازار را از بین میبرد خصوصاً اینکه بازار اغلب نهادهها با استفاده از تعرفه های فصلی تنظیم میشود به خصوص آنکه ضوابط قرنطینه ای به نحوی است که برای برخی کالاها (نظیر سیب زمینی) حتی با تعرفه صفر امکان واردات نزدیک به صفر است.
11. با توجه به آغاز روند افزایشی در قیمتهای جهانی در 4 ماه اخیر تثبیت قانونی تعرفه ها میتواند در ماههای آینده مشکل ساز باشد.
12. هر تولید کننده، تولید کننده یک کالاست در حالی که مصرف کننده چندین قلم کالاست بنابراین افزایش حقوق ورودی همه کالاها به این نحو عملاً برای تولید کننده فایدهای نداشته و مشکل ساز خواهد بود.
13. با توجه به ضوابط مختلف موجود برای واردات نظیر گواهی های مختلف بهداشت،
قرنطینه ، ثبت سفارش، مقررات ارزی و افزوده شدن مسائل تحریم به آنها و احتساب معادل تعرفهای موانع غیر تعرفهای، رقم واقعی تعرفه ها در برخی موارد تا 2 برابر رقم مصوب و مکتوب است و در صورت افزایش جهش طبق ماده فوق این هزینه ها چند برابر افزایش مییابد.
14. در اجرای سیاستهای اصل 44 قانون اساسی، بخش اجرایی بازرگانی کشور در امر واردات به بخش غیر دولتی محول گردیده است چنانچه اعمال تعرفههای سنگین در مورد تعدادی از کالاهای اساسی صورت پذیرد بعلت عدل استقبال بخش خصوصی، دولت مجبور به واردات خواهد گردید که مغایر قانون و اجرای اصل فوق است.
15. با توجه به اینکه در ادبیات اقتصادی تعرفه نوعی یارانه غیرمستقیم تلقی میشود این ماده مغایر با مفاد قانون برنامه چهارم و طرح تحول اقتصادی است ضمن آنکه اجرای همزمان این دو قانون ضربه سنگین تورمی در اقتصاد خواهد داشت.
16. بازار خودرو و بازار محصولات کشاورزی اساساً با هم متفاوت هستند و اتصال آنها با هم موضوعیت ندارد زیرا اولی دارای نوع تولید پیوسته و دومی مقطعی و فصلی است و برای محصولات کشاورزی در فصل پس از برداشت بازار آنی شکل میگیرد که قیمت در آن میتواند تا بی نهایت بالا رود که راه حل موثر آن تعرفه فصلی میباشد از طرفی محصولات کشاورزی عمدتاً با معیشت طبقات پایین درآمدی ارتباط مییابد و خودرو عمدتاً سبد مصرفی خانوارهای متوسط به بالا قرار دارد.
17. یکی از پیشنهادهای موجود کاهش حقوقی ورودی خودرو میباشد که بعلت محدودیت ناشی از قانون تنظیم بخشی از مقررت مالی دولت امکان کاهش آن به کمتر از 70 درصد وجود ندارد ضمن آنکه در شرایط کنونی صنعت خودرو جهانی و داخلی، حتی همین رقم کاهش نیز موجب آسیب صنعتی میشود. از طرفی می توان از این فرجه ٢٠% برای اخذ ترجیحات تعرفه ای برای گشایش بازارهای صادراتی استفاده کرد.
18. مطالعات دانشگاهی نشان میدهد جهشهای واردات کالاهای اساسی کشور ارتباط مستقیم با جهش های قیمت آنها در بازار داخلی دارد. با توجه به اینکه دوره زمانی لازم برای سفارش کالای وارداتی تا زمان ورود آن به کشورمان حدود 147 روز است لذا این امر باعث امکان شکل گیری دوره بازار و جهت غیر منطقی قیمت و جهش واردات
میشود. لذا راه حل اساسی موضوع نه وضع تعرفه بلکه کاهش زمان فوق به میزان استاندارد بین المللی 23 روز میباشد.
19. همچنین باید اثرات توزیع درآمد نتایج بند قانونی فوق در بین کشاورزان مشخص شود (آیا عواید آن به طبقات پایین درآمدی کشاورزان بیشتر تعلق مییابد یا طبقات بالای آن).
20. یکی از اقدامات قابل انجام برای افزایش نرخ موثر حقوق ورودی به 13% کاهش حقوق ورودی اقلامی میباشد که واردات آنها در حال حاضر صفر یا اندک ولی نرخ حقوق وردی آنها بالای 50 درصد است اما چون اثر این کاهش بردرآمد غیر قابل پیشبینی است و همانطور که در بندهای 6 و 13 ذکر گردید اثر سرکوب موضعی کاهش تعرفه شدیدتر است، قابل توصیه نمیباشد.
21. در حال حاضر افزایش سود بازرگانی مربوط به ماشین آلات راهسازی و کشاورزی فاقد تولید داخل که از احکام بند قانونی مذکور میباشد پس از تایید کمیته ماده یک در جریان طی مراحل تایید و تصویب دولت میباشد.
نظرات ()با توجه به اعلام فهرست مناطق محروم کشور طبق مصوبه اوایل سال هیئت وزیران و درج شهرستان گرمی در آن فهرست این شهرستان مشمول برخی مزایا حمایتی دولت گردید که از جمله می توان به بخشنامه اخیر بانک مرکزی در مورد تسهیلات ترجیحی صندوق ذخیره ارزی اشاره کرد .
لازم به یاد آوری است مصوبه هیئت دولت به موخه ۶/۴/١٣٨٨ و بخشنامه فوق به استناد قانون اصلاح جداول ۴ و ٨ قانون برنامه چهارم در خصوص اختصاص دو درصد درآمد نفت و گاز به استانهای نفت خیز و گاز خیزو ماده ١٠۴ آن در خصوص تنفیذ ماده ۵٠ قانون برنامه سوم ، قانون الزام دولت به جبران عقب ماندگی های مناطقی که شاخص توسعه آنها زیر میانگین کشور است و نیز چند قانون دیگر تصویب شده است و مزایای مختلفی از حیث مالیات ، بهره بانکی و شهرکهای صنعتی و نظایر آن را شامل می شود.
نظرات ()یک مدت بود که احساس می کردم گیجم و نه فکری می تونم ارائه بدهم و نه کاری کنم .بیشتر شاید از خستگی و مشغله فکری بود. چند مدتی هم بود که چیز خاصی نمی نوشتم ،شاید راستش را بخواهید، نمی دانستم که چی بنویسم چون اخیراً برخی از وبلاگهایی که با هم دوست بودیم، فیلتر شده اند و قسمت نظر سنجی وبلاگ بنده هم فیلتر شده است! البته نمی دونم ،از طرف کی ؟ البته یک تذکری از دوستان داشتم که تا اوضاعت بی ریخت نشده و سراغت نیامدند مطالبت را تعدیل کن! ولی من هرچی فکرکردم ،دیدم که دیگر آخر آخر تعدیل این هاست!؟ چون خیلی مطالب هست که می توان نوشت ولی در فضای وب که خیلی معلوم نیست خواننده ات کیست نمی شود هر چیزی نوشت؛ از طرفی ما هم که علوم ارتباطات و این چیزها که نخواندیم که بدانیم ، وقتی چیزی می نویسیم، انعکاسش چه جوری می شود بنابراین احتیاط لازم را داریم ولی به عرض این دوستان باید برسانم که بنده مطلقاً اهل پاچه خواری و این جور حرفها یا با ترس از میدان در رفتن نیستم و معتقدم که در قبال ٣٢ سال که از امکانات این مملکت استفاده کرده ام، نه تنهادر برابر ٧١ میلیون جمعیت حاضر، بلکه جمعیت انبوهی که میراث فعلی را به ما ودیعه گذاشته اند و نسل آینده ای که باید این ودیعه را به آنها برسانیم ، مسئولم. شاید تعریف از خود خوب نباشدولی می توانم ،بگویم که آن قدر روی شخصیتم کار کرده ام که دشمنانم هم بهم اعتماد داشته باشند و بدانند در هر حال انصاف . اما دوست هم ندارم فیلتر شوم چون فکر می کنم این وبلاگ هم بخشی از آن تعهدی است که به جامعه دارم (که آن تعهد در صدر اولویت است) و این یکی از مسائلی است که در این فرصت استراحت بهش رسیدم و راستش را بخواهید می خواهم کمی سرم را خلوت تر کنم تا به برخی امور بهتر برسم .
تو این چند وقته اتفاقات زیادی افتاده که خیلی دلم می خواست در موردشان بنویسم از انتخاب دکتر غضنفری به وزارت بازرگانی که مدتی است، باهم کار می کنیم و علیرغم اینکه خیلی باهم سازگار نیستیم یک جوری هم از هم دیگه خوشمان می آید . تا این عرضه ٨ میلیارد دلاری سهام مخابرات و خرید ن توسط بنیاد تعاون سپاه ، مذاکرات ایران ، انتخابات آلمان ، هفته دفاع مقدس ، المپیک ریو دو ژانیرو ، ماده ۴٠ جنجالی قانون بودجه امسال که به خاطر تعلل در اجرای آن چند روز پیش تو مجلس حسابی بهمان توپیدند و اصلا گوششان بدهکار نبود که تبعات اجرای این ماده قانونی خیلی بیشتر از عدم اجرای آن است ( بچگی یک فیلم انگلیسی می دیدم که پسری در دادگاه به حکم قانون محکوم به تحول اسب و کلبه خود به اربابش شد و او گفت امیدوارم روزی در این کشور به جای قانون عدالت اجرا شود ) و برو الی آخر .
اما راستش را بخواهید وقت کافی برای تحلیل این وقایع و ارائه مطالب مناسب و در شان خوانندگان محترم نداشتم فقط مطالب مختصری در خصوص همین ماده ۴٠ قانون بودجه دارم که امیدوارم تو مطلب بعدی بتوانم آن را در وبلاگم قرار دهم .
تو این مدتی که به خودم استراحت دادم چندین فکر خوب هم به ذهنم رسید یادم هست یک دوره خلاقیت و رشد ذهنی با دکتر بهبهانی و یکی دو تا از همکارانشون داشتیم تو اون دوره یکی از تاکیداتی که دکتر داشتند این بود که تفکر محدودکننده و کلیشه ای از اساسی ترین موارد کاهش خلاقیت و ضریب هوشی است . من دیدم تو این سالها من الکی خودم را محدود به یک سری متون تخصصی و مثلا صرفا علمی و تحلیلی کرده ام همین موضوع باعث شده صرفا با کسانی بتوانم همفکر شوم که ادبیات کلامی مرا می فهمم خصوصا وقتی کسی از سفسطه و استدلالهای پرت استفاده می کند نتوانم جواب خوبی به او بدهم یادم افتاد که از کتابهای با متن ساده تر نظیر رمانهایی مانند کیمیا گر - سینوهه و برخی موارد دیگر مطالبی آموخته ام که یک جمله آنها برابر کلی استدلال محاسبه در برخی محافل برای من کارگشا بوده در حالی که برای مطالعه خیلی از این متون من نیازی به تمرکز و جای خلوت و تجهیزات انجام محاسبات و رسم نمودار و این جور چیزها نبوده ام . و حتی می توانستم در مترو و سرویس اداره آنها را مطالعه کنم .
و اینکه برخی کارها را مجبورم تا الان انجام دهم وگرنه بعداً فرصت انجام آنها را ندارم مثل ارتقای معدل دانشگاهم یا مراقبت لازم از پسرم که الان واقعا شلوغ و خطرناک است و چیزی بنام خطر،جیز و این جور چیزها برایش تعریف شده نیست . این ها نتایجی بود که بعد از مطالعه چند کتاب از نوع همین غیر تحلیلی و پیش پا افتاده به انها رسیدم . لذا اگر امسال مثل سابق مرتب به روز نشوم یا به وبلاگهایتان با فاصله بیشتری سر بزنم از دوستان معذرت می خواهم . به هر حال عصر سرعت است و مدیریت زمان یکی از اصول آن می باشد.
نظرات ()ماه مبارک رمضان و حلول لیالی عالی قدر و ایام استجابت دعا گرامی باد
نظرات ()چهار پاراگراف اول این مطلب به نقل از محمد طاهری (وبلاگ http://neveshtehayeman.blogfa.com/ می باشد)
هفته گذشته،نیروهای امنیتی با مراجعه به منزل دکترمسعود نیلی قصد بردن ایشان را داشتند .دکتر در سفر بود اما ماموران با اعتراض دکترکرمانشاه مواجه شدند.دکتر نیلی درحال حاضر رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه شریف است ودکتر کرمانشاه،سال ها معاون پژوهشی این دانشگاه بوده است.ماموران درعین حال برادر دکتر کرمانشاه که برای فعالان اقتصادی وصنعتی چهره ای نام آشنا است رابا خود برده وپس از چند ساعت ،آزاد می کنند.علی کرمانشاه چندسال معاون وزیرصنایع ووزیر ارتباطات بوده است.
دکتر نیلی درحال حاضر نه درمنزل است ونه دراختیار نیروهای امنیتی.
برایم عجیب است که سراغ دکتر نیلی رفته اند.کسی که مطلقا سیاسی نبود وبه دلیل معیاری که درزمینه مسائل اقتصادی داشت، با آقای موسوی اختلاف عقیده داشت وحتما می دانید که او ودکتر نجفی،درمیانه های دولت اول محمد خاتمی از سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کنار گذاشته شدند.حتی درمورد طرحی که آقای کروبی ازآن استفاده کرد،حتی یک بارهم با دکتر نیلی ملاقات نداشت.
دکترنیلی فوق العاده با شخصیت ومحترم است که نظرات وپیشنهادهایش ومطالعات مستمری که داشته، مثل خیلی دیگر ازاقتصاد دانان،برای اقتصاد کشور مفید بوده است.او برنامه نویس وتحلیلگر فوق العاده ای است که صدها فراغ التحصیل اقتصاد،تحویل جامعه داده است.
دیدن چهره احمد زیدآبادی به عنوان متهم، سخت بود وغم انگیزکه روزم را خراب کرد اما شنیدن خبرمربوط به دکتر نیلی،پاک روانم را به هم ریخت.
البته من برخلاف آقای طاهری از این موضوع اصلا تعجب نمی کنم قبل از انتخابات رایزنی هایی داشتیم صورت می دادیم که یکی از اساتید برجسته اقتصاد کاندید ریاست جمهوری شود و البته استاد نیلی یکی از گزینه های اصلی بود که حدودا دو سوم اساتید و دانشجویانی که باهاشان صحبت کردیم با ایشان موافق بودند . بعد از این جریان حتی جلو سخنرانی دکتر در اغلب کنفرانسها و کیزگردهای علمی ممنوع و محدود شد و یادم هست که زمانی که خواستیم از ایشان در یک میزگرد علمی دولتی استفاده کنیم چه علم شنگه ای راه افتاد .
البته جای شکرش باقی است که بلای دکتر نوربخش سر دکتر نیلی هنوز نیامده است چون ۵ ماه قبل از فوت دکتر با وی نیز صحبت کرده بودیم که کاندید ریاست جمهوری شود .
ظاهرا اقتصاد دانها قرار نیست در این کشور نقشی بیش از توجیه و ماست مالی گند کاری سیاستمداران داشته باشند .
نظرات ()چند روز است که حملات سنگین ارتش یمن با استفاده از ادوات سنگین و تجهیزات پیشرفته نظامی ادامه دارد فیلمهایی که من از این درگیری ها دیدم صحنه جنگی در قواره عملیات فاو است دهها توپ کنار هم شلیک می کنند و کاتیوشا و میگ 29 نیز به آنها کمک می کند (طبیعی است که قوای حکومتی همواره دست بالاتر را داشته باشند) و مناطق مسکونی بشدت تخریب و ویرانه شده اند .118 نفر از جمله 32 نظامی دولتی کشته شده و قریب به 100 هزار نفر آواره شده اند. و در این میان تنها برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد اقداماتی برای کمک به آوراگان صورت داده است .
البته خدا را شکر شیعیان اغلب در مناطق آبادی زندگی می کنند منطقه صعده (محل وقوع درگیری ها) واقعا منطقه زیبا و با صفایی است که حالت جنگلی در کوهستانهایش دارد . اگر جنگ تمام شد حتماً برای سفر این نقطه را هم در برنامه تان بگنجانید.
دولت ما همواره از جنایات اسرائیل می گوید و در این وبلاگ چندی پیش از سرکوب مسلمانان چین نوشتیم ولی واقعا ما مسلمانان چقدر مسلمانیم . اگر ما مسلمانیم (منظورم همه ملتها و کشورهای اسلامی است) وضعیت عراق چرا آن گونه است؟! اگر ما مسلمانیم ! این چه وضعی است که در افغانستان می گذرد ؟ اگر مسلمانیم وضعیت پاکستان چرا آنگونه است ؟ هرچند که کشور خودمان نیز از جریده خارج نیست و ترکیه عضو ناتو هم همین روش مدرن ! را دنبال می کند !؟ قتل ! کشتار! ترور!بمب گذاری ! سرکوب نظامی ! آیا پیامبر ما مبعوث شد تا ما برای قدرت و کسب سهم و کرسی این گونه بر سر هم بکوبیم ؟ این سازمان کنفرانس اسلامی برای چه تشکیل شده است و این منشور حقوق بشر اسلامی برای چه است! آیا وقت آن نرسیده سران اسلامی وقتی دور هم جمع می شوند به این قبیل مسائل هم بپردازند و برای رفع آنها بکوشند. یادم هست برای هرکدام از درگیری ها و مسائلی که در حوزه کشورهایی نظیر آذربایجان و ارمنستان ، بوسنی و هرزگوین ، مونتنگرو و ... در اروپا مسئله ای رخ می داد جامعه اروپا چقدر سریع وارد عمل می شد و بیانیه می داد و نماینده ویژه و کارگروه ویژه تشکیل می داد ولی این سازمان کنفرانس اسلامی و نظایر آن چه کاره اند ؟! آیا اروپایی ها به دستورات اسلام نزدیک تر عمل نمی کنند؟
در دنیای سیاست دو مبحث مطرح است یکی گفتگو و یکی گفتمان . (البته سواد سیاسی من خیلی زیاد نیست و اگر واژه ها تعریف علمی خیلی مستندی ندارند مرا ببخشید) گفتمان مبتنی بر قدرت است و در آن از همه ابزارها حتی سلاح استفاده می شود که البته کاربردهای خاص خودش را دارد. اما به نظر من این بحث بیشتر زمانی مطرح می شود که یا اعتقادی به گفتگو نباشد یا راه برای گفت و گو بسته باشد .
اطلاعات ما از گروههای مذهبی اسلامی حتی نوع شیعه آن چقدر است ؟! این سوال را پرسیدم چون سابقه نشان داده است که اقدامات خشونت آمیز بیشتر علیه گروههایی به کار می رود که از روابط بین المللی کمی برخوردار بوده و با تکیه بر قدرت داخلی خود اغلب چاره ای جز خشونت نمی یابند . روابط گسترده چیزی است که گفت و گو را تسهیل و نیاز و امکان خشونت را کمتر می کند بنا براین سعی خواهم کرد اطلاعاتی درباره این حادثه ارائه دهم تا هم قضاوت صحیح تر را کمک کند و در گشودن باب گفتگو موثرتر باشد .
گروه الحوثی در منطقه صعده در شمال یمن به رهبری حسین بدرالدین الحوثی تشکیل گردید که گروهی مسلح از شیعیان زیدی هستند پس از فوت حسین الحوثی رهبری گروه حوثیین به عبدالمالک الحوثی رسید
گروه الحوثی معتقدند این جنگ را نه حوثیین و نه دولت یمن؛بلکه دولتهای احمر (هنوز معنی این اصطلاح را نمی دانم ) و وهابیون و خصوصا گروه وابسته به علی بن محسن الاحمر با تخریب مسجد الهادی و قبور اولیا صالحین شروع کرده است و گروه الحوثی حق دارد که از مذهب خود دفاع کند .برخی ابراز داشته اند که گروهی الحوثی از مذهب متعادل تر شیعه زیدی به مذهب افراطی! دوازده امامی درآمده و به فتوای آیت الله سیستانی عمل می کند و با پشتیبانی دولت ایران می جنگد ( در روزهای آتی مطالب بیشتری سعی خواهم نمود بنویسم )
نظرات ()یادم می آید وقتی بچه بودم پدرم تعریف می کرد که برخی آدمهای خیر و ثروتمند نزدیکی ماه رمضان مقدار کافی اجناس و کالاهای مورد نیاز خانوار ها را تهیه می کردند و بین فقرایی که می شناختند توزیع می کردند . یاد آن ایام به خیر!
ظاهرا یا بندگان مومن خدا دیگر ثروتمند نیستند یا دیگر بندگان خدا فقیر نیستند البته دوست ندارم بگویم که ثروتمندان دیگر مومن نیستند چون این یکی از همان جملاتی بود که ذره ذره مردم کشور ما را به فساد و تباهی و جستجوی مال حرام هدایت کرد.
ما ملت ایران را چه شده است در ماه ضیافت الهی وپیشواز آن هر ساله گرانی و تورم را داریم و اجناس گرانتر از سایر ماههای سال (به جز چند ماه) به فروش می رسد. در قدیم ( وحتی الان ) وقتی اربابی مهمانی داشت بندگان به او کمک می کردند تا مهمانی اش را باشکوه تر و بهتر برگزار کند ولی ما چه بد بندگانی هستیم که چنین نمی کنیم هر چند خداوند از هر نو نیازمندی منزه و از هر کمکی بی نیاز است . ولی چه بد بندگانی هستیم که در این ماه که ماه نزول رحمت و برکت است مانع رسیدن این رحمت می شویم چرا که در هر مهمانی هر قدر که صاحب خانه مهماندوست و بنده نواز و ... باشد باید مهمان هم شرایطی داشته باشد فرد بی اشتها برای غذا مانند فرد غیر مشتاق به رحمت الهی است!
چند سال پیش یادم است روزی با یک راننده تاکسی سر کرایه چک و چانه می زدیم و بالاخره سوار شدم و راه افتادیم راننده که فرد مسن تری بود خوش صحبت هم بود و بین راه از چیزهای مختلف صحبت می کرد او در بین حرفهایش گفت ما که فقیرو بیچاره ایم و چیزی نداریم و تو هر معامله اینگاهمان به دست امثال شما هاست که یک ۵٠٠ تومان اضافه بدهید و برایمان چیزی شود!؟
راستش را بخواهید نمی دانم چه فکر کردم یا اصلا فکر کردم یا نه ؟! من رو به گفتم شما به دست امثال من نگاه نکنید چون امثال من هم مثل شما چیزی ندارند و همه بندگان از فقیر و غنی نیازمندند و نیازمند نمی تواند سودی به کسی برساند سعی کن با خدا معامله کنی چون تنها اوست که بی نیاز است و اوست که می تواند ببخشد و سودی برساند.
این جمله را از آن روز به یاد داشته ام و هر وقت معامله ای پیش می آید و مذاکره گره می خورد و نظایر آن به یاد آن می افتم .
راستی چرا ملت ایران فراموش کرده اند که در معامله بگویند خدا برکت . چرا فراموش کرده اند که وقتی از ثروت و درآمدشان حرف می زنند بگویند خدا را شکر و همیشه در معامله و بعد آن غر می زنند و گله می کنند و وقتی از ثروت و درآمدشان صحبت می کنند عوض شکر نعمت خدا همش از کسادی و ... صحبت می کنند.
این را نمی گویم که برخی ناکارمدی ها و کاستی های مدیران وسیاستگذاران کشور را توجیه کنم چون اصولا بارها گفته ام که هیچ پیامبری در اقتصاد معجزه نیاورده و هیچ جادوگری در اقتصاد جادو نکرده و اصولا من ادعا های هیچکدام از این سیاستمداران را برای معجزه در معیشت مردم قبول ندارم چون همانطور که توماس کارلایل گفته اقتصاد علم ملامت انگیز است (بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آورد---- ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که بجا آورد .) این را می گویم چون اعتقاد دارم کل تئوریهای اقتصادی با این فرض نوشته شده اند که مردم درستکارند و بر اساس حداقلی قابل قبولی از انصاف کار می کنند و وقتی این وجود نداشته باشد هیچ تئوری اقتصادی صدق نخواهد کرد. و در مورد سیاستگذاران هم ضرب المثل قدیمی گفته ( از کوزه همان برون تراود که دراوست.)و مشخص است که آخر و عاقبت کار به کجا خواهد رفت .
نظرات ()یکی از پرونده های جنجالی که تو چند سال اخیر داشتم پرونده فراورده های فرعی جنگلی و مرتعی است (فراورده های غیر از چوب و علوفه) که گیاهان دارویی عمده آنهاست این پرونده در یکسال اخیر وارد مراحل پیچیده ای شده و ٣ بار با حضور معاون وزیر بازرگانی در مورد آن جلسه برگزار شده است. یک تعداد از دلایل خودم را برای حمایت از موضع سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری و دکتر یوسفی که از قضا هم استانی خودمان است ذیلا می آورم :
1. بر اساس اصل پنجاهم قانون اساسی «حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میشود از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است» اصول دیگری نیز در قانون اساسی نظیر اصل 45َ، 46، 47، 48 و 51 قانون نیز احکامی وجود دارد که مکمل این اصل قانون اساسی میباشد.
2. در ماده 114 قانون برنامه سوم که در ماده 36 قانون برنامه چهارم آمده است: «تنظیم بازار داخلی موجب ممنوعیت صدور نمیگردد و صادرات کلیه کالاها به جز موارد ذیل مجاز خواهد بود:
الف: اشیاء عتیقه و میراث فرهنگی
ب: اقلام دامی یا نباتی که جنبه حفظ ذخایر ژنتیک یا حفاظت محیط زیست داشته باشند.
ج: صادرات کالاهایی که دولت برای تأمین آنها مستقیماً یارانه پرداخت میکند با پیشنهاد
دستگاه مربوطه و تصویب شورای اقتصاد مجاز میباشد»
لذا همانطور که در ماده فوق با خط زیر کلمات مشخص شده است اولاً حکم صدر ماده در خصوص امکانپذیر نبودن استفاده از ممنوعیت صادراتی برای تنظیم بازار داخلی است و سایر وظایف حاکمیتی در جای خود میتوانند حکم جداگانهای
داشته باشند دوماً در بند «ب» به عبارت حفاظت محیط زیست نیز اشاره شده است که در چند سال گذشته کمتر به آن توجه شده و صرفاً به بحث ذخایر ژنتیکی اکتفا شده است در حالی که حفظ منابع آب و خاک بعنوان یکی از
پارامترهای مهم زیست محیطی یکی از وظایف اصلی حاکمیت و دولت اسلامی است که در این رابطه یکی از ابزارهای شناخت شده و مرسوم بین المللی بهره برداری از جنگلها و مراتع در قالب طرحهای احیاء و بهره برداری است که هم در کشور ما و هم برخی کشورهای دیگر نظیر ترکیه از آن استفاده میشود و اتفاقاً به علت همین محدودیتهای بهره برداری در ترکیه تجار این کشور در چند سال گذشته رو به بازار منابع جنگلی و مرتعی ایران ،بعنوان یک بازار بیقاعده و بدون نظارت، نمودهاند.
3. همانطورکه مطلعید قوانین عام ناقض و رافع قوانین خاص نمیباشند و اقلام مختلفی که در مواد فوقالذکر قوانین برنامه سوم و چهارم نیامده است بنا به قوانین خاص خود مشمول محدودیت میباشند نظیر : 3-1 فرآوردههای سرچاهی و پالایشگاهی نفت به موجب ماده 4 قانون نفت 3-2 اسلحه و مهمات و مواد منفجره 3-3 عکس و فیلم مستهجن 3-4 مواد مخدر و داروهای روانگردان و پیش سازهای آنها 3-5 مواد هستهای 3-6 مواد مورد استفاده در سلاحهای شیمیایی 3-7 زباله ها وضایعات مشمول کنوانسیون بازل 3-8 گونه های گیاهی و جانوری مشمول کنوانسیون CITES 3-9 طلا و نقره (ماده 2 قانون پولی و بانکی) 3-10 مواد بسیار خطرناک (نظیر سیانور) (کنوانسیون مربوط) 3-11 هر نوع کتاب و نظایر آن که اجازه انتشار در داخل نداشته باشد و ...
که این چنین نظامی تقریباً در تمامی کشورهای دیگر نظیر هند ، آلمان، چین و ... نیز وجود دارد و لازم به یادآوری است در خصوص حکم بخشنامه مورد ادعا طبق ماده «3» قانون حفاظت جنگلها و مراتع کشور پس از مکاتبات و بررسی های حقوقی لازم اقدام شده است.
4. در سال گذشته بعلت محدودیتهای ناشی از خشکسالی دولت محترم از طریق وضع عوارض صادراتی حتی کالاهای تولیدی مزارع شخصی را نیز که مشمول هیچ حکم قانونی نبودند مورد کنترل قرار داد باید توجه داشت که در چنین شرایطی اوضاع مراتع معمولاً حادتر است و کنترلهای شدیدتری را ضروری مینماید.
5. در مورد ارزش اقتصادی مراتع کشور همین نکته بس که طبق نتایج محاسبهای دانشگاهی که بر اساس آب بهای دولتی در سال 1378 انجام شد ارزش آب استحصالی آنها حدود 2/1 میلیارد دلار برآورد گردید که اگر این مقدار آب بخواهد وارد شود یقیناً هزینههای اقتصادی و امنیتی بیشتری را شامل خواهد بود.
6. حوادث اخیر مربوط به آلودگی هوا و هوای غبار آلوده کشور که منجر به تعطیلی چند روزه شد نیز نشان میدهد مسئله حفاظت مراتع و محیط زیست بسیار مهمتر از آن است که با صادرات ناچیز چند قلم مقایسه شود .
7. آمارهای ارائه شده توسط خود صادرکنندگان گیاهان دارویی و فرآوردههای فرعی جنگلی و مرتعی نشان از آن دارد که بعلت بهرهبرداریهای بیرویه منابع قابل
برداشت گیاهان دارویی کشور ظرف 40 سال گذشته شده است. که این تخریب منابع تولید، مغایر هر نوع هدف و راهبرد توسعه پایدار اعم از توسعه صادرات و غیره میباشد.
8. به علت اهمیت این منابع در برخی اقتصادی های وابسته به مرتع نظیر نیوزلند و استرالیا، با استفاده از هواپیما بذرپاشی و کودپاشی و حتی در سالهای خشک آب پاشی انجام میگیرد در حالی که در کشورما به هیچ وجه چنین منابعی به این بخش اختصاص داده نمیشود.
البته در صادرات گیاهان دارویی برخی مشکلات فنی وجود داشته است که قسمتی از آنها از طریق رایزنی با نهادهای ذیربط مرتفع شده است (نظیر زرشک) و مابقی را نیز بنده و همکاران در حال پیگیری هستیم که رفع کنیم امابرخی مشکلات نیز اصلاً از اول وجود نداشته بلکه توسط اعضای اتحادیه برای مبالغه و انحراف افکار از آنها استفاده میشود (مانند قضیه پوست پرتقال که به همراه 11 گونه دیگر که برخی از آنها تحت کنترل بوده متوقف شده بود) برگزاری حداقل 5 جلسه با شرکت نهادهای ذیربط و اعضای اتحادیه و برگزاری جلسه کمیتههای فنی برای دومین بار در یک سال (این جلسه سالی یکبار انجام شود) دلیل بر تلاش دستگاههای ذیربط برای حل مشکل صادرکنندگان این بخش است ولی لازم است اتحادیه نیز حداقلی از همکاری را از خود نشان دهد.
نظرات ()با خبر شده ایم قیمت سهام صدرا پس از دوره ای سقوط به ۴٠٠ ریال پس از خرید بخش سهام مدیریتی آن توسط یکی از موسسات وابسته به سپاه مجددا به بالای ١٠٠٠ ریال رفته و از خطر ورشکستگی نجات پیدا کرده این صدرا همان صدرایی است که بعد از چندین مرتبه افزایش سرمایه تو قیمت ٢۵٠٠٠ ریال مردم برای خرید سهام آن سرو دست می شکستند.
هرچند که آقای رئیس جمهور معتقدند که قیمت سهام در دوره دولت هشتم حبابی بالا رفته بوده و شکستن قیمت آن در وضعیت فعلی منطقی است و بورس ایران با شاخص جدید التعریف ٨٠٠٠ واحدی در وضعیت بهتری از همه بورسهای دنیا قرار دارد ( در آمریکا برخلاف مسیر داو جونز مسیر شاخص نزدک صعودی است) بعنوان کسی که از سال ١٣٧٢ در کار سهام هستم ( از سوم دبیرستان تا حالا) وقتی که به شاخص تورم تو همه رشته ها نگاه می کنم می بینم که این فکر یک توهم کلی است مثلا از سهام سرمایه گذاری ملی صحبت می کنم که ۵٠٠ سهم آن را آن زمان با قیمت هر سهم ٢۵٠ یا ٢٩٠ تومان خریدیم و تا الان هم نگه داشتیم این سهم با افزایش سرمایه ناشی از سود اندوخته اش به ٣٠٠٠ سهم با قیمت ٩٠ تومان رسیده یعنی سرمایه ما از ١٢۵هزار تومان به ٢٧٠ هزار تومان ترقی کرده البته ما کاری به این نداریم که قیمت انگور از ۵٠ تومان به ٢٠٠٠ تومان و قیمت گوشت از ۵٠٠ تومان به ١٠٠٠٠ هزار تومان رسیده است و... بحث سر این است که حباب تو بازار سرمایه نباشد ؟؟!!

ولی از همه بدبینی ها که بگذریم به نظر بنده الان بهترین فرصت هست که سهام شرکتهای توپ را بخرید هر چند که اوضاع بحرانی باشد به نظر من امید ریاضی برد خیلی بالاست مثلا همین شرکت نفت فوکاس روسیه را ببینید که یارو ٨ بلوک نفتی را ۴٠٠ میلیون دلار از دولت خرید و یک چهارم یکی را به همین قیمت به هگزان موبیل آمریکا فروخت .
ببینم شما که نمی خواهید راه میلیاردر شدن را به روخودتون ببندید یا فکر نمی کنید که ۶% سهام بانک تجارت واقعا ٧۵ میلیارد می ارزه نه بیشتر ؟


نظرات ()