بانکدار بزرگ (گرمی لی)

خطر آرسنیک و آب زمزم

چند وقت پیش کلیپی را از مصاحبه نادر طالب زاده (کارگردان و روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی) می دیدم که به ادعای او در خصوص آلوده بودن آب زمزم به آرسنیک و عدم توجه مسئولین حج و زیارت می پرداخت.
با توجه به بررسی های قبلی که در نقشه آلودگی برخی کشورهای مبدا واردات محصولات کشاورزی انجام داده بودم بر آن شدم مجدد بررسی دقیق تری انجام دهم.
طبق نقشه های ارائه شده توسط متخصصان ( از جمله eawag که به تحقیقات آب می پردازد) در خصوص
ریسک وجود آرسنیک در آب، ریسک آبهای منطقه حجاز ۰.5 تا 0.75 میکرو (میلیونیوم) گرم در لیتر می باشد؛ در حالی که، همین خطر در
- نواحی مرکزی و تقریبا شرقی آمریکا 0.75 تا 1 میکروگرم در لیتر
- بنگلادش کلا بالاتر از 0.75 میکروگرم در لیتر
- نواحی شمالی هند همانند حجاز و بخش هایی در جنوب غرب و شرق مشابه بنگلادش
- بخشهای عظیمی از برزیل و نیز بخشهایی در شمال، مرکز و شرق آرژانتین بالاتر از 0.75 میکرو گرم
بخشهایی از تایلند هم همینطور.
@eghtesadherfei
ضمنا تنها آلودگی آب، آرسنیک نیست و انواع و اقسام آلودگی ها امکان پذیر است. مثلا میزان اوره و نیترات که باز هم بسیار خطر ناک است.

در بین کشورهایی که ایران از آنها واردات محصولات کشاورزی دارد. نیوزلند، ترکیه و مصر جزو کم خطرترین ها از نظر میزان آرسنیک می باشند.
@eghtesadherfei
کشور ما ایران جزو پاک ترین کشورها از نظر میزان آرسنیک آبهای خود می باشد.

آدم در کل عمرش یک بطری هم آب زمزم نمی خورد ولی کشورهایی که از آنها یاد کردم منابع اصلی واردات انواع محصولات کشاورزی خصوصا برنج و دانه های روغنی هستند.
@eghtesadherfei
درست است که میزان آرسنیک و سایر مواد سمی موجود در این محصولات از طرف وزارت بهداشت و سازمان استاندارد کنترل می شود
اما وقتی حجم مصرف زیاد بالاتر برود اثر انباشتگی ایجاد می شود.

توصیه: برنج بنگلادشی جزو پر مخاطره ترین برنج های دنیا از نظر میزان آرسنیک محتمل است و بعد از آن تایلندی است چون بخشی از این برنج به نام هندی در بازار عرضه می شود با احتیاط زیاد خرید کنید.
بعد از آن برنج تایلندی جزو پرخطر ترین برنج هاست.
برنج پاکستانی سالم ترین برنج های وارداتی است بعد از آن تا حدی و بسته به محل تولید، اروگوئه، آرژانتینی و اروگوئه هستند.

خطر آرسنیک در دانه های روغنی کم تر است چون دانه های روغنی به جز سویا معمولا مستقیم مصرف نمی شوند. و منابع اصلی واردات سویا برای ایران متنوع است و کشورهایی مثل اوکراین و کانادا مخاطره کمتری دارند.
با این حال بهتر است خرید روغن از شرکتهایی صورت گیرد که سیستمهای فیلتراسیون و تصفیه و کنترل کیفیت مجهز و پیشرفته و روزآمدتری دارند.


خطر آرسنیک و آب زمزم

چند وقت پیش کلیپی را از مصاحبه نادر طالب زاده (کارگردان و روزنامه نگار ایرانی-آمریکایی) می دیدم که به ادعای او در خصوص آلوده بودن آب زمزم به آرسنیک و عدم توجه مسئولین حج و زیارت می پرداخت.
با توجه به بررسی های قبلی که در نقشه آلودگی برخی کشورهای مبدا واردات محصولات کشاورزی انجام داده بودم بر آن شدم مجدد بررسی دقیق تری انجام دهم.
طبق نقشه های ارائه شده توسط متخصصان ( از جمله eawag که به تحقیقات آب می پردازد) در خصوص
ریسک وجود آرسنیک در آب، ریسک آبهای منطقه حجاز ۰.5 تا 0.75 میکرو (میلیونیوم) گرم در لیتر می باشد؛ در حالی که، همین خطر در
- نواحی مرکزی و تقریبا شرقی آمریکا 0.75 تا 1 میکروگرم در لیتر
- بنگلادش کلا بالاتر از 0.75 میکروگرم در لیتر
- نواحی شمالی هند همانند حجاز و بخش هایی در جنوب غرب و شرق مشابه بنگلادش
- بخشهای عظیمی از برزیل و نیز بخشهایی در شمال، مرکز و شرق آرژانتین بالاتر از 0.75 میکرو گرم
بخشهایی از تایلند هم همینطور.
@eghtesadherfei
ضمنا تنها آلودگی آب، آرسنیک نیست و انواع و اقسام آلودگی ها امکان پذیر است. مثلا میزان اوره و نیترات که باز هم بسیار خطر ناک است.

در بین کشورهایی که ایران از آنها واردات محصولات کشاورزی دارد. نیوزلند، ترکیه و مصر جزو کم خطرترین ها از نظر میزان آرسنیک می باشند.
@eghtesadherfei
کشور ما ایران جزو پاک ترین کشورها از نظر میزان آرسنیک آبهای خود می باشد.

آدم در کل عمرش یک بطری هم آب زمزم نمی خورد ولی کشورهایی که از آنها یاد کردم منابع اصلی واردات انواع محصولات کشاورزی خصوصا برنج و دانه های روغنی هستند.
@eghtesadherfei
درست است که میزان آرسنیک و سایر مواد سمی موجود در این محصولات از طرف وزارت بهداشت و سازمان استاندارد کنترل می شود
اما وقتی حجم مصرف زیاد بالاتر برود اثر انباشتگی ایجاد می شود.

توصیه: برنج بنگلادشی جزو پر مخاطره ترین برنج های دنیا از نظر میزان آرسنیک محتمل است و بعد از آن تایلندی است چون بخشی از این برنج به نام هندی در بازار عرضه می شود با احتیاط زیاد خرید کنید.
بعد از آن برنج تایلندی جزو پرخطر ترین برنج هاست.
برنج پاکستانی سالم ترین برنج های وارداتی است بعد از آن تا حدی و بسته به محل تولید، اروگوئه، آرژانتینی و اروگوئه هستند.

خطر آرسنیک در دانه های روغنی کم تر است چون دانه های روغنی به جز سویا معمولا مستقیم مصرف نمی شوند. و منابع اصلی واردات سویا برای ایران متنوع است و کشورهایی مثل اوکراین و کانادا مخاطره کمتری دارند.
با این حال بهتر است خرید روغن از شرکتهایی صورت گیرد که سیستمهای فیلتراسیون و تصفیه و کنترل کیفیت مجهز و پیشرفته و روزآمدتری دارند.


لزوم ورود زنان در مدلهای سیاستگذاری اقتصادی

برای #سیاستگذاری بهتر، #مدلهای_اقتصادی باید زنان را به حساب بیاورند.
دناردی ( De Nardi )، بورللا (Borella ) ، یانگ (Yong ) و دارماسانکار(Dharmasankar )
4 محقق اقتصادی هستند که نکته فوق را گوشزد کرده اند.
طبق گزارش اینان، بانوان 49% نیروی کار، 44% ساعات کار،  و 37% درآمد را به خود اختصاص می دهند اما هنوز بیشتر مدلهای سیاستگذاری دولتی تفاوت های جنسیتی را نادیده گرفته و تنها بر داده های مردان تاکید می نمایند.
مادامی که رفتارها و برآیندهای بانوان مشابه مردان باشد این مشکلی را به وجود نمی آورد ولی واقعیت این است که چنین تشابهی وجود ندارد.
تحقیقات آنها تفاوتهای معنی داری را در نرخ مشارکت، ساعات کار، درآمد و پس انداز افراد بسته به جنسیت و نیز وضعیت تاهل آنها نشان می دهد.
مدلهای اقتصادی که این تفاوتها را لحاظ کنند، می توانند، پیشبینی های قابل اتکاتری در خصوص واکنش مردم به تغییرات محیط اقتصادی و نیز سیاستهای اقتصادی نظیر تغییرات دستمزد و مالیاتها نشان دهند.
این تحقیق با سه سناریو مختلف پیش رفته است:
1- استفاده از داده های فقط مردان بدون توجه به وضعیت تاهل
2- استفاده از داده های منفرد هر دو گروه مردان و زنان بدون توجه به وضعیت تاهل
3- استفاده از داده های زنان و مردان با لحاظ وضعیت تاهل
یافته های تحقیق نشان دهنده تفاوت معنی دار نتایج مدل مبتنی بر فقط داده های مردان با واقعیت است.
از طرفی تحقیق نشان می دهد جنسیت و وضعیت تاهل در دوره های مختلف زندگی تاثیر متفاوتی در نرخ مشارکت و ساعات کار و پس انداز دارد.
همچنین تحقیق نشان می دهد زنان متاهل، دارای بالاترین نوسان  و مردان متاهل، دارای پایین ترین نوسان متغیرهای تحقیق در طول دوره زندگی خود (در این تحقیق بالای 20 سال) می باشند.


آشنایی با استاندارد ایزو 20700:

کسب و کار مشاوره خصوصا مشاوره مدیریت-اقتصاد و کسب و کار در دنیای امروز با رشد بالایی مواجه است به نحوی که از بدو پایه گذاری آن در حدود سال 1900 تا کنون رشد شگرفی داشته است.
در حالی که کل درآمد این رشته در دهه 1980 میلادی به چیزی حدود 2 میلیارد دلار در سال می رسید در سال 2003 رقم 125 میلیارد دلار را تجربه نمود و اینک و در سال 2017 در آستانه عبور از حجم بازار 300میلیارد دلاری است.
در این بین شرکتهای مشاوره مدیریت، اقتصاد و کسب و کار سه کشور آمریکا و بریتانیا و آلمان بیش از 80% بازار جهانی و بیش از 95% صادرات جهانی خدمات مشاوره مدیریت را به خود اختصاص داده اند.
این رشد صرفا کمی نبوده و کیفی نیز می باشد به نحوی که 80% تجارب و دستاوردهای این صنعت مربوط به بعد از دهه 1980 می باشد.
اینک این صنعت در حال گذر از مرحله طفولیت خود و ورود به دوران بلوغ است.
یکی از اقداماتی که بعد از سال 2011 در این صنعت انجام شده است تدوین استانداردهای ایزو شماره 20700 با عنوان "راهنمای خدمات مشاوره مدیریت" می باشد.
این استانداردها بیشتر توسط CMC-GLOBAL ( جهت اجتناب از تشابه اسمی به خط تیره توجه شود) که سازمان جهانی شرکتهای مشاوره مدیریت است و کشورهای عضو آن تدوین شده و در حال توسعه است.
خوشبختانه کشورمان ایران نیز یکی از 47 کشور عضو این سازمان است.


هشدارهایی برای استفاده از اکسل در تحقیقات

#صفحات_گسترده مایکروسافت می توانند به سلامت شما آسیب بزنند!

این عنوانی است که روبین هریس نویسنده zdnet برای مقاله خودش انتخاب کرده است.
او مقاله خودش را با اشاره به مقاله قبلی اش در خصوص قضیه راینهارد روگوف ( Reinhard-Rogoff) شروع می کند.
راینهارد-روگوف یک ماجرای مشهور در اقتصاد و سیاست گذاری و کامپیوتر است.
ماجرا از این قرار است که دو استاد برجسته دانشگاه هاروارد در سال 2010 مقاله ای را در نشریه آمریکن اکونومیک دیوید (American Economic Review ) به چاپ رساندند که طی آن گفته شده بود اگر میزان بدهی خالص خارجی به 60% تولید نا خالص داخلی GDPبرسد نرخ رشد با دو درصدکاهش روبرو خواهد شد و با بدهی خارجی معادل 90% تولید نا خالص داخلی رشد اقتصادی نصف خواهد شد.
این مقاله به علت تقارن با رکود بزرگ 2007-2008به شدن توسط اقتصاددانان، سیاستمداران و فعالان مورد استناد قرار می گرفت.
اما در سال 2013 این مقاله به خاطر 3 خطا مورد انتقاد دانشگاهیان قرار گرفت.
مورد اول این بود که داده های استفاده شده برای این تحقیق به هیچ عنوان از نتایج آن پشتیبانی نمی کنند. همچنین این انتقاد وارد بود که این مدل برای کشورهای با سطح بدهی عمومی مختلف تعدیل نشده است.
تحقیقات دیگر انجام شده توسط راینهارد و روگوف و نیز صندوق بین المللی پول  که خطاهای دقیقا مشابهی نداشتند به نتایجی مشابه تحقیق اصلی دست یافتند اگرچه در آنها تاثیر بدهی بر رشد تولید نا خالص کمتر ارزیابی شد.
طرفداران و منتقدان این مقاله همچنان پر شمار باقی ماندند.
یکی از سه خطای اصلی این مقاله مربوط می شد به خطای صفحات گسترده، به نحوی که وقتی این دو استاد در دو ستون که دارای اشتباهاتی بود، اصلاحاتی انجام دادند. مرگ افزار این اصلاحات را به حساب نیاورد و نتایج اشتباهی را برون داد.
او ادامه می دهد که با یک جستجو می توان داستان های زیادی از خطاهای صفحات گسترده یافت مثلا:
- در سال 2008 پنهان کردن سلولها به جای حذف کردن آنها، میلیونها دلار به بانک بارسلون خسارت زد
- خطای کپی پیست برای ترانس آلتا 24 میلیون دلار خسارت به بار آورد.
- یک خطای کپی پیست دیگر برای چی پی مورگان، 6 میلیارد دلار خسارت ایجاد کرد.
این خطاها به نحوی سابقه دار و گسترده هستند که گروهی با عنوان ریسک های صفحات گسترده 15 سال است فعال است.
سپس او مقاله گادا آیتاراونه ( Ghada AITarawneh ) و سیمون ترون (Simon Throne ) با 《عنوان مطالعه ای مقدماتی مخاطره صفحات گسترده در پژوهشهای علمی اشاره می کند و می نویسد:
《اغلب مدل سازان صفحات گسترده، فاقد آموزشهای رسمی هستند ...و اغلب خطاها بیشتر از کاربرد ناصحیح منطق برنامه نویسی هستند تا خطاهایی که در برنامه نویسی رخ داده باشند... و یافتن خطاهای منطقی و اصلاح آنها، دشوارتر از خطاهای برنامه نویسی است.》
او می گوید هر چند این تحقیق بر یک دانشگاه و علوم اعصاب تمرکز کرده است اما نتایج آن قابل تعمیم به عموم می باشد.
در ادامه او نکاتی را افزوده و پیشنهاداتی را برای بهبود عملکرد صفحات گسترده اکسل ارائه می دهد.

با توجه به اینکه تعداد زیادی از برنامه های دیگر نظیر Oracell Cristal Ball، Economodeler , و نرم افزارهای آماری و شبیه سازی دیگر بر پایه اکسل و یا ورود داده از اکسل طراحی شده اند. به نظر می رسد افزایش اطلاعات در خصوص منطق این نرم افزار و خطاهای آن خصوصا برای دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته هایی نظیر اقتصاد، مدیریت، آمار، صنایع( که به کثرت از آن بهره می گیرند) ضروری باشد.


موضوعاتی در #اقتصاد_دفاع و #اقتصاد_جنگ و صلح (2)

جنگ_داخلی در سوریه که ششمین سال خود را پشت سر گذاشته است یکی از پر خسارت ترین جنگهای منطقه منا (MENA ) بوده است.
بر اساس گزارشی که اخیرا توسط #صندوق_بین_المللی_پول ارائه شده است به بحث خسارتهای جنگ #سوریه پرداخته شده است.
در این گزارش به تحقیق کولیر (Collier et al ) در سال 2003 اشاره شده است که عنوان می کند جنگ داخلی تولید نا خالص داخلی سرانه را برای همیشه 100هزار الی 15% کاهش می دهد یا به عبارت دقیقتر یک انتقال منفی عرض از مبدا معادل 10-15% در روند تولید نا خالص داخلی سرانه رخ می دهد.
همچنین مطالعه نشان می دهد افت تولید نا خالص داخلی در طول جنگهای داخلی حدود 18% می باشد.
سپس گزارش با استفاده از گزارش مونیتور اقتصادی منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) در سال 2017، حجم خسارتهای وارده به زیرساختهای سوریه را بر اساس دلار جاری 2017، معادل 41 میلیارد دلار برآورد کرده است.
این در حالی است که مرکز تحقیقات سیاستگذاری سوریه (SCPR ) در کار مشترکی با برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) میزان خسارتهای وارده به زیر ساختهای سوریه را حدود 67.3 میلیارد دلار برآورد کرده است.
علاوه بر این میزان تولید نا خالص داخلی از دست رفته در طول جنگ نیز 200-300 میلیارد دلار برآورد شده است.
وقوع جنگ انجام محاسبات و برآوردها را دشوار می سازد و در نبود داده های قابل اثبات (HARD DATA ) انجام برآورد ها نیازمند برخی فروض دشوار است. بنابراین هر نوع بر آوردی می تواند توام با خطاهای زیاد باشد. اندازه این خطاها می تواند به حساسیت فروض اتخاذ شده بستگی داشته باشد.
صندوق بین المللی پول برای کاهش این خطاها و افزایش دقت محاسبات از ابزار #شبیه_سازی توسعه یافته ای به نام محاسب اثرات اقتصادی (Economic Impact Calculator) استفاده کرده است که کاربر را قادر می کند تخمینهای خودش را مبتنی بر مفروضات و دانش خودش انجام دهد. این ابزار به کاربر اجازه می دهد هزینه های تعارض و اثرات اقتصادی هزینه های آتی زیرساختها را بر GDP سوریه اندازه گیری نماید.
این محاسب تعاملی حاوی داده های بانک جهانی و بینشی از ادبیات اقتصادی برای برآورد اثرات اقتصادی تخریب زیرساختها و هزینه های بازسازی آنها می باشد و می تواند این اثرات را به تفکیک هفت بخش اقتصادی زیر ارائه دهد:
کشاورزی، آموزش، انرژی ، بهداشت و درمان، مسکن، حمل و نقل، آب و ضدعفونی کردن،
 در شش شهر حلب، درعا، حما، حمص، ادلب و لاذقیه محاسبه و ارائه نماید.

آشنایی با این ابزار و استفاده از آن در تحلیلهای سوریه، می تواند به کشورمان کمک نماید تا از غافلگیری در این بازار اجتناب نماید چرا که حضور قوی و فعال شرکتهای ایرانی و پشتیبانی هوشمند دولت از شرکتهای فعال در بازسازی سوریه می تواند ضمن افزایش حجم صادرات و درآمد و سود دهی شرکتها، هزینه های بازسازی را هم برای سوریه و هم ایران کاهش دهد و عملکرد صحیح و سریع در این موقعیت می تواند به تحکیم موقعیت دولت بشار اسد و سایر سیاستمداران همسو با ایران در این کشور کمک نماید تا سوریه همچنان به عنوان یک متحد اثرگذار کنار ایران باقی بماند.
محاسبات نشان می دهد بخش کشاورزی با 4.6 میلیارد دلار، انرژی با 3.6 میلیارد دلار، مسکن با 2.3 میلیارد دلار، و بهداشت با یک میلیارد دلار بخشهای دارای بیشترین نیاز سرمایه گذاری در سوریه هستند. حمل و نقل و آموزش نیز هر کدام حدود 300 میلیون دلار هزینه نیازمند می باشند.
در این میان یکی از مسائلی که مهم است اولویت بندی اجرای پروژه های هر یک از این بخش هاست.
بخش انرژی یکی از بخشهایی است که احتمالا هم اولویت خواهد داشت هم هزینه آن زیاد است و هم احتمالا برای رقابت کیفی با برخی رقبای اروپایی دچار مشکل اساسی شویم لذا ضروری است برای تقویت مزیتها و رفع نقاط ضعف از هم اکنون دست به کار شویم.
کورش بهشتی گرمی


ته کشیدن معادن زودتر از چاههای نفت

سالهاست که خود را با واژه غیر اقتصادی و نامانوسی به نام #صادرات_غیر_نفتی فریفته ایم. و از همه بدتر اینکه #ایران را که کشوری با ذخایر معدنی ناچیز با عیار پایین است کشوری معدنی پنداشته و چوب حراج به ذخایر معدنی خود زده ایم.
امروز خبری خواندم که هرچند از قبل پیشبینی اش را می کردم ولی باز برایم شوکه کننده بود.
مدیر عامل #معدن چادر ملو اعلام کرده است که از #ذخایر این معدن فقط 76 میلیون تن باقی مانده است که آن هم در 3-4 سال آینده تمام می شود و برای فعال نگه داشتن کارخانه های خود  در آینده دنبال خرید معادن کوچک اطراف خود هستیم.
این یک زنگ خطر بزرگ است برای کشوری که بخش عمده ای از صنایع آن انرژی بر و متکی به معدن هستند.
شاید گفتنش ضروری باشد که حتی کالایی مانند سیمان به مقدار زیادی سنگ و خاک آهن البته با عیار پایین (حدود 15%) نیاز دارند که در فقدان آن مجبور به استفاده از قراضه آهن خواهند بود.
این نه تنها تهدیدی برای #کسب_و_کار معدن و اقتصاد شهرهای معدنی و #سهامداران شرکتهای معدنی است بلکه در یک گام جلوتر تهدیدی برای #بورس ایران نیز می باشد که سهم های معدنی  در آن نقش پررنگی دارند.
بی شک ایران برای رهایی از مشکلات خود، در ده سال آینده نیاز به اصلاحات ساختاری واقعی و نه از نوع تغییر مالکیت، خواهد داشت چرا که هم اکنون 5 صنعت نفت و گاز و پتروشیمی، ساختمان و مصالح ساختمانی، خودرو، مواد و محصولات معدنی، و خدمات مالی نقش عمده و اساسی را در اقتصاد ایران بازی می کنند که همگی دارای ریشه های واحد مشکلات، شباهت رفتار سیکلی و تهدید های مشابهی می باشند. همه صنایع فوق از نوع متکی به منابع پایان پذیر، سیاستهای پولی و مالی دولت، بازارهای پر نوسان جهانی و پدیده هایی از این دست می باشند.
در حالی که بخش معدن امیدواری  کمتر و چشم انداز ضعیف تری نسبت به بخشهای دیگر دارد بخش مالی دارای چشم انداز قوی تر و روشنتری خصوصا با نگاه به #استارت_آپ ها یا به عبارت دقیق تر #غزال های ( استارت آپ هایی که حداقل 50 نفر پرسنل داشته  و رشد بالای 15% را تجربه می کنند) فینتک  (FINTECH ) داشته باشد و بی شک نوآوری های_مالی و ارتقا #استانداردها_و_مقررات_مالی می تواند نقش مهمی در این راستا داشته باشد.
بازار مالی یک بازار در حال رشد و معرفی در کل جهان است و بازارهای مالی ایران طبق برآورد ها هنوز تا یک چهارم ظرفیت را هم پر نکرده است و این خصوصا در بخش نوآوری های مالی نمود دارد.
اتکای صرف بر کلماتی نظیر #ربا و #بهره و تمرکز سیاستها و نظارتهای ابزارها و بازارهای مالی بر #نرخ_بهره و مسائلی نظیر مدت بازپرداخت، تنفس، استمهال و غیره که همگی صرفا #فساد زا و #رانت را بوده اند، ایران را از دست یابی به سطوحی از فعالیت مالی که سودآوری و مزیت بین المللی ایجاد نماید باز داشته است به نحوی که مثلا بانک ملی ایران علیرغم دارایی های هنگفت خود هرگز در زمره شرکتهای برجسته و بانکهای مطرح بین المللی نبوده است.


استفاده از #فرصت ها:

بیس و زیر بنای دانش اقتصاد فرصت است به نحوی که اگر نگوییم همه، اغلب مفاهیم بنیادی اقتصاد به نحوی به فرصت و #هزینه_فرصت ربط پیدا می کند.
اما وقتی صحبت از فرصت طلبی و استفاده از فرصتها می شود، مفهوم #تجدید_نظر_طلبی هم با آن همراه می شود به عبارت دقیق تر کسانی دنبال استفاده از فرصت ها هستند که از وضعیت موجود راضی نبوده و قصد ایجاد تحول و پیشرفت را دارند. بر همین اساس در جامعه هم مشاهده می شود مثلا کشورهایی که به آنچه دارند راضی هستند و به آن مباهات می کنند کمتر برای پیشرفت تلاش می کنند.  اغلب مدلهای #کارآفرینی به نحوی بر موضوع  استفاده از فرصت، متمرکز هستند که پستل (PESTEL#) نمونه ای از آنهاست.
اینجا تعدادی دیدگاه استفاده از فرصت را مرور می کنیم که به نحوی تکمیل بحث قبلی #مدیریت_انتظار و #مدیریت_صبر می باشد:

👀 فرصت طلبی سنتی: این فرد/جامعه/سازمان/کشور منتظر به وجود آمدن فرصت می شود اما هیچ سیستم، ابزار، امکانات خاصی برای آن در نظر نمی گیرد. این امر می تواند ناشی از این باشد که فرد از وضع موجود نسبتا راضی است، اعتماد به نفس ندارد و یا امکانات کافی برای اقدام دیگر ندارد.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب کلاسیک: فرد/ جامعه/ سازمان/ وکشوری است که امکانات، ساختار، سازمان خاص برای شناسایی فرصت ها اختصاص می دهد برای آن آموزش می بیند، تجربه می کند و حتی دست به پژوهش می زند.

👀 فرصت طلب فعال: این گروه، به جای اینکه صرفا بر فرصتهای ایجاد شده تمرکز کنند، سعی می کنند فرصت ایجاد نمایند. به عبارتی آنها منتظر قضا و قدر و طبیعت و جامعه و دولت و ... نمی مانند و تلاش می کنند خود سازنده فرصت باشند، اینها همانهایی هستند که می گویند: " یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت."
بی شک یک فرصت طلب فعال، یک فرصت طلب کلاسیک توسعه یافته است. برای اینکه بدانید آیا اقداماتشان واقعا فرصت خلق می کند باید آموزش، منش، تجربه، ابزار، روش، سازمان و امکاناتی را که فرصت طلب کلاسیک در اختیار داشته باشید؛ در غیر این صورت انرژی و امکانات خود را هدر خواهید داد.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب تعاملی: یک فاز توسعه یافته تر از فرصت طلب کلاسیک و یا سنتی از یک مسیر دیگر است. این گروه به جای این که تمرکز را بر خود بگذارد، اطرافیان و یا برخی اطرافیان را  در نظر می گیرد و سعی می کند فرصتهایی را که شناسایی کرده است اما خودش علاقه یا مزیتی در آن ندارد به فرد دیگر معرفی نماید. مثلا کسی که خودش شاغل است یک فرصت شغلی را به یک بیکار معرفی می نماید. این افراد سعی می کنند با این کار هزینه یافتن فرصت را کاهش دهند و امکانات جستجدی فرصت را افزایش دهند. به عبارت دیگر اینها همانهایی هستند که به همدیگر نان قرض می دهند.

👀 فرصت طلب تعاملی فعال: این گروه از فرصت طلب های تعاملی برای یکدیگر فرصت می سازند مثلا، ضامن وام همدیگر می شوند، تعاونی یا شرکت تشکیل می دهند.

👀 فرصت طلب های اخلاق مدار: این گروه تلاش می کنند خلق فرصت برای آنها به بهای حذف فرصت برای دیگران نباشد. مراقب اطرافیان و افراد جامعه هستند و فرصتهای خود را در کنار دیگران می سنجند. همه گروه های بالا، خصوصا گروههای تعاملی، ممکن است دید ابزاری به افراد پیرامون خود داشته باشند و رفاقتشان پایدار و عاطفی و قابل اتکا نباشد. اما این افراد قابل اتکا و قابل احترام هستند.
@eghtesadherfei
👀 فرصت طلب های رقابتی: این گروه دقیقا نقطه مقابل فرصت طلب های اخلاق مدار هستند. اینها حتی ممکن است هیچ علاقه ای به استفاده از فرصتی نداشته باشند مثلا ممکن است خودشان علاقه ای به رفتن به دانشگاه نداشته باشند  اما سعی می کنند دیگران را هم از رفتن به دانشگاه باز دارند. اینها همان گروهی هستند که شاید در یک نگاه آنها را به حسود و بخیل و وندال و .. می شناسیم اما صرفا آنها نیستند. نظامیان، سیاستمداران و خیلی گروه های دیگر که به نحوی درگیر بازی های با جمع صفر هستند اغلب رفتاری این چنین دارند. برای درک منفی بودن رفتار باید تشخیص دهیم بازی با جمع صفر( برنده/بازنده) است یا خیر.

👀 فرصت طلب های #استراتژیک: این گروه اهداف فرصتی متعدد داشته و آنها را تحلیل، طبقه بندی و ارزش گذاری می کنند و بر اساس این طبقه بندی و ارزش گذاری طیفی از گرایشهای فوق را انتخاب و به اجرا می گذارند. اغلب سیاستمداران، مدیران کسب و کارهای بزرگ و ... که در کار خود موفق ترند، رفتارهایی مشابه این دارند.
حال برخی از آنها چارچوب کلاسیک مستحکم تری از این لحاظ دارند، یک گروه دیگر ممکن است بیشتر شهودی عمل نمایند.

نویسنده کورش بهشتی گرمی

 

مطالب این وبلاگ در کانال تلگرامی اقتصاد حرفه ای نیز منتشر می شود


#بیت_کوین از 4400 دلار گذشت.

پول رمزگذاری شده یا CryptoCurency# یکی از پدیده های جدید #اقتصاد است که از پیشرفتهای #فناوری آی تی و #اینترنت حاصل شده است.
همانطور که در جهان بر روی سایر انواع #نقدینگی معامله و #بورس بازی صورت می گیرد. بر روی پولهای رمزگذاری شده یا همان #کریپتوکارنسی ها هم سوداگری و معامله می شود.
یکی از انواع معروف کریپتوکارنسی ها بیت کوین است که در طی مرداد تا شهریور امسال افزایش قیمت بالایی داشته و سود خوبی را نصیب سرمایه گذاران کرده است.
بهای هر بیت کوین که در ابتدای سال جاری میلادی فقط 1000 دلار بود با طی مسیر رشد خوبی به 3600 دلار در اواسط مرداد رسید اما این پایان راه نبود به نحوی که این رشد ادامه پیدا کرد و امروز بیت کوین قیمت 4490دلار را هم تجربه کرد.
#شبا_جعفری چارتیست گلدمن ساخس که پیشبینی قیمت 4800 دلار را برای بیت کوین کرده بود الان به یک کارشناس مالی مشهور تبدیل شده است چرا که پیشبینی وی تا حد زیادی محقق شده و در آستانه تحقق کامل است.
هر چند #مقررات و محدودیتهای مالی جدیدی در اقصی نقاط جهان علیه بیت کوین  و سایر کریپتوکارنسی ها خصوصا از جهت #پولشویی وضع می شود و اتهاماتی هم مطرح شده است. اما #حجم_معاملات این نوع پول روزانه حدود 177میلیارد دلار است که حدود 80 میلیارد دلار آن فقط به بیت کوین اختصاص دارد. رشد سریع در کنار حجم بالا، این بازار را به عنوان یک بازار مالی جذاب مطرح کرده است. در بین سایر انواع کریپتوکارنسی های بازار مارکت کپ ( Market Cap ) دیلی ترانسکشن (Daily Transaction ) و مانی ساپلای (Money Supply ) از اهمیت و حجم بازار بالایی برخوردارند.
تغییر قیمت این پولهای رمزنگاری شده در سال 2017 نیز در به ترتیب زیر بوده است:
Market Cap: از 5 دلار به 80 دلار
 Daily Transaction : از 165000 دلار به 196000 دلار
Money Supply: از 16 میلیون دلار به 16.5 میلیون دلار
کورش بهشتی گرمی


شبیه سازی معمای اعتماد در نظریه بازی

نظریه بازی یکی از نظریه های مهیج در ریاضیات کاربردی است که به ویژه مورد علاقه اقتصاددانان، رفتارشناسان، سیاستمداران، نظامیان و حتی زیست شناسان و مهندسان می باشد.

اما تا کنون ارائه ای بدین حد جالب در خصوص این نظریه ندیده بودم. سایت اینترنتی زیر

http://ncase.me/trust

معمای اعتماد را با استفاده از یک سری قواعد خاص مطرح می کند و آن را مرحله به مرحله ارتقا می دهد. شبیه سازی هایی که انجام می شود و نتایجی که حاصل می شود جالب و مهیج است پیشنهاد می کنم این سایت را مرور و نتایج حاصل را تجربه و بررسی نمایید.


پژوهشی در تاریخ شهرستان گرمی

 تاریخ ششم مردادماه برای دومین سال متوالی است که به عنوان روز گرمی انتخاب شده است. این انگیزه ای شد تا نتیجه تحقیقاتی که به صورت جسته و گریخته در چند سال اخیر در خصوص تاریخ و وجه تسمیه این شهرستان تهیه کرده بودم را در صفحه ویکیپدیای این شهرستان وارد نمایم. اما چون ویکیپدیا یک دانشنامه سورس باز است و ممکن است محتوی آن طی زمان دچار تغییر شود صلاح دیدم مطالب را اینجا نیز درج نمایم تا مورد استفاده علاقه مندان قرار گیرد.

 تاریخچه و وجه تسمیه

وجه تسمیه

بر اساس اطلاعات ارائه شده در کتاب تاریخ دشت مغان، نوشته میر نبی عزیززاده، وجه تسمیه گرمی به اعتقاد برخی از واژه گئرامنه گرفته شده است که به معنی چند عشیره که دارای چراگاه مشترک می‌باشند و به رئیس آنان گئرامنی می‌گفتند. تعداد دیگری اعتقاد دارند این شهر در زمان بابک خرمدین بذ یا بذین داشته‌است و محل آنرا بین محله قلعه باشی و روستای اله درق می‌دانند و قلعه دئیو قالاسی را قلعه بذ می‌دانند. برخی ازمورخان معتقدند این خطه از قدیم محل زندگی چند زنتو از پارتها بوده و واژه گئرمی در گویش پارتها یک واژه مقدس بوده و وجود گورهای خمره‌ای را دلیل می‌آورند. مورخان و محققان دیگری معتقدند این واژه از واژه‌های سومری بوده و از دو قسمت «گئر» و «می»تشکیل شده‌ است «گئر» به معنی آبادی و جای مشخص و یا خانه و «می» به معنی قوانین آسمانی پس «گئرمی» یعنی خانه قوانین و دستورات آسمانی.

نامیدن شهر بخاطر قبیله چم که از یمن به این خطه کوچیده‌اند و در بین اهالی شهر به حسنلو مشهور هستند ریشه در تعصبات قومی داشته و خالی از واقعیت می‌باشد چراکه این قبیله ۲۰۰الی۳۰۰سال است که به این شهر کوچ کرده‌اند و پیران آن خود را متعلق به سرزمین یمن و بعضی هایشان متعلق به اطراف بصره می‌دانستند.

با این حال طبق تحقیقی که اینجانب در زبانهای اطراف گرمی و زبانها باستانی ایران صورت دارم و بر اساس شواهدی از بناهای تاریخی و کتیبه ها و نظایر آن باقیمانده است، نام گرمی واژه ایی احتمالا با ریشه اوستایی و فارسی باستان است که از دو قسمت «گئر» که تغییر یافته و خلاصه شده «آگئر»به معنی آتش و آتشکده و «می» [که خلاصه شده و تغییر یافته میترا به معنی خورشید می باشد] تشکیل شده است. یکی از استنادات بنده نوشته استرابون (62 ق.م تا 19 م) در رساله جغرافیا کتاب ۱۵، کرده – ۳ ، بند ۱۳ می باشد که در وصف طایفه مغان می نویسد: «در آنجا هم چنین آتشکده ها وجود دارد، بناهای غریبی که در میانشان آدریانی قرار دارد که از خاکستر انباشته است و در آنجا مغان پاسدار آتشی هستند که هرگز خاموش نمی شود[۲]هر چند مطلب فوق در مورد کاپادوکیه است که هم اکنون در ترکیه قرار دارد اما چون وصف رفتار طایفه مغان است می تواند برای سایر تحقیقات تاریخی نیز مستند قرار گیرد.

محل های انباشته از خاکستر، وجود 3 تپه گرد که بی شباهت به کاپادوکیه نیستند، تداوم جنگلهای تالش و رسیدن آن به شهر گرمی که منابع چوب و هیزم را به راحتی فراهم می کند و قرار داشتن صخره سنگی قلعه باشی در میان دو رود موجره و گرمی چای که برپایی آتش بدون خطر را ممکن می ساخته است، جزو شواهد بنده بر این مدعی می باشد. بنابراین کلمه مغان که هم اکنون به برکت حاصلخیزی خاک، آب رودهای ارس- دره رود و بالهاری و توسعه های صنعتی انجام شده در جلگه مغان، با واژه دشت عجین و همراه شده است، بیش از آن که با مناطق جلگه ای مغان ارتباط داشته باشد، با مناطق کوهپایه ای و شهر گرمی ارتباط دارد، چرا که اغلب رفتارهای مغ ها با کوه و کوهپایه سازگار تر است تا دشت.

از طرفی با توجه به اینکه حداقل 7 نقطه در آذربایجان به همین نام شناخته می شود که دو مورد از آنها در همین شهرستان(خود شهر گرمی و روستایی چسبیده به بخش انگوت)، سه مورد جمهوری آذربایجان، یک مورد آذربایجان غربی (روستایی در ارومیه)، و یک مورد آذربایجان شرقی (رودخانه ای در میانه) به همین نام شناخته می شوند، و تشابه اسمی با شهر آذربایجانی نشین گرمی (Gremi) در استان کاختیگرجستان باید در این خصوص تحقیق بیشتری صورت گیرد.

لازم به ذکر می دانم طایفه ای در جنوب ترکیه زندگی می کنند که به نام «گرمی لی اوغلانلاری» شناخته می شوند و بر این باورم احتمالا این طایفه در دوره صفوی با ساکنین فعلی این شهر تبادل شده باشند چرا که پس از تشکیل حکومت شیعی صفوی در ایران دو کشور بخشی از جمعیت شیعه و سنی خود را با هم تبادل کردند، اما حافظه تاریخی مردم شهرستان و اسناد موجود چیزی در این خصوص ارائه نمی دهد بنابراین نظریه ارتباط تاریخ کهن گرمی با کاپادوکیه تقویت می شود. طایفه مزبور غذایی با برنج درست می کنند که «گرمی پلو« نامیده می شود و بر همین اساس ممکن است گرمی نام گیاه یا ادویه ای باشد.

لازم به ذکر است که واژه های «قرم» و «القرم» و «قرمی» در کتب تاریخی مختلف که به زبان عربی نگاشته شده اند برای شبه جزیره کریمه به کار رفته اند و گاها به اقوام ترک زبانی که در این شبه جزیره نیز به قرم و قرمی شناخته شده اند اما شواهدی برای ارتباط کریمه با شهر گرمی شناسایی نشده است.

در ادامه لازم به ذکر می دانم با توجه به مطالبی که در خصوص آلانها، آلانیا که ساکنین و نام باستانی مغان می باشد خوانده ام احتمال دارد واژه گرمی ریشه آلبانی نیز داشته باشد.

با این حال ذکریا ابن محمد قزوینی در کتاب آثار العباد و اخبارالبلاد در وصف مغان می نویسد:

» موغان، ولایتی است واسع از آذربایجان. دهات و آبادی دارد. هرکه از اردبیل به تبریز رود، این ولایت در طرف راست او واقع شده، موغان گرمسیر است و باقی آذربایجان سردسیر. و ترکمانیه در آن سکونت داشته اند به جهت کثرت علوفه و خوشی زمستان و حال تاتار ترکمانیه را از آنجا بیرون کرده و خود آنجا قشلاق می کند[۳]

با توجه به اینکه موطن اصلی تاتارها از کریمه بوده است احتمالا مهاجران وارد شده از عراق و یمن در قرن دهم هجری همان واژه ای را که نویسندگان عرب و ایرانی برای کریمه به صورت قرم- غرم - القرم یا مشابه آن به کار می برده اند در خصوص تاتارهای ساکن این شهر و این منطقه به کار برده اند و به مرور زمان به علت لهجه ترکی- آذربایجانی مردم منطقه واژه به گرمی تغییر یافته است. هرچند پذیرفتن سرنوشت مشابه برای 7 نقطه جغرافیایی چندان سهل نمی نماید.

همچنین این سند ادعایی را که مطرح شده است که زبان ترکی بعد از صفویه و از قرن 10 و 11 هجری در این منطقه رایج شده است رد می کند و سابقه آن را حداقل به قرن هفتم هجری و حتی پیش از آن برمی گرداند.

تاریخچه و آثار تاریخی

تاریخ شهر و شهرستان گرمی با تاریخ منطقه مغان و آبادی هایی نظیر برزند، باجروان و بذ در هم آمیخته است. متاسفانه اغلب آثار تاریخی موجود شهرستان به درستی حفاظت نشده و در نتیجه تخریب و یا از کشور قاچاق شده اند. بخشی اندکی از آثار تاریخی کشف شده از این شهرستان در موزه شهرکاشان نگهداری می شوند و البته بخش اندک ولی حائز اهمیتی از آثار مکشوفه از آن در موزه کپنهاگ دانمارک نگهداری می شود.

تپه باستانی (آغامعلی تپه سی) سند معتبری از پیشینه تاریخی این شهربوده که در ۹ کیلومتری شهر و در نزدیکی روستای (شوکورلو) واقع است. همچنین اولین پارچه در تپه همت که دراصل به رنگ قرمزبوده ودارای زمینه شطرنجی با نشان صلیب شکسته یا همان گردونه خورشید یا گردونه مهر می باشد بافته شده در ایران درتپه همت روستای سالالا (در مکاتبات دولتی سلاله) از توابع شهرستان گرمی کشف شده که هم اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. به تازگی سنگ قبرهای تاریخی در گورستان حفاظت شده روستای آلیله مغان(گئرمی) کشف گردیده این سنگ قبرها مربوط به دوره تیموری، اسلامی دارای نقوش هندسی دوره اسلامی است و آیاتی از قرآن کریم به خطوط نسخ عربی و کوفی بر روی آنها حکاکی شده است. گورستان آلیله باید جزو آثار ثبت ملی شده دانست، قدمت سنگ قبرهای شناسایی شده به 750 سال پیش برمی گردد. حالت محرابی و گنبدوار این سنگ ها بیانگر این است که سنگ قبرها بر مزار افراد مذهبی و مورد احترام نصب شده اند. همچنین قدمت شهرستان گرمی به 250 سال قبل از میلاد برمی گردد و در روستاهای رمضانلو، دریامان و پرمهر آثاری از دوره اشکانی کشف شده است.

متاسفانه جز کتاب تاریخ دشت مغان (که بیشتر در خصوص تاریخ معاصر آن مستند است) تحقیق مهمی در تاریخ این شهرستان انجام و یا حداقل منتشر نشده است.

این شهر دارای چهار دوره تاریخی آبادانی بوده است که از هم گسسته می باشند. یکی قرون کهن و اساطیری است که آثار فراوانی از سنگ حجاری ها، نقاشی های روی سنگها، ظروف و ... از آنها بدست آمده است. از آثار به دست آمده از این دوران چنین برداشت می شود که احتمالا در این دوره صرفا در حد عبادتگاه و محل اسکان برخی از کاهنان و سربازان و احتمالا محل نگهداری گنجها و ذخایر از این شهر استفاده می شده است و جمعیت قابل توجهی در آن ساکن نبوده است. از شخصیت های اساطیری منطقه از فردی به نام دئوتامورث ( تهمورث دیو) یاد می شود که گویا بسیار قوی هیکل و نیرومند بوده است و طبق افسانه ها زیر کوه سیفار گیر افتاده است اما زنده است. این افسانه نیز ارتباط تاریخ گرمی با کاپادوکیه و مغان را نزدیک تر و قوی تر می نماید چرا که کاپگادوکیه نیز متشکل از تونل های زیر زمینی بوده است که مردم تا سالها در آن می توانسته اند پنهان شوند.

دوره دوم مربوط به دوران اشکانیان[۴]و ساسانیان است. در این دوره بناهای زیادی در اطراف شهر ایجاد شده است که یکی از مهمترین آثار این دوره بنای قیز قلعه سی می باشد که در فاصله 15 کیلومتری شمال شهر و در کنار جاده گرمی به بیله سوار و نزدیک بخش انجیرلو واقع شده است اما هم اکنون از نظر تقسیمات کشوری جزو شهرستان بیله سوار است. اثر دیگر قلعه برزند واقع در دهستان برزند است که متاسفانه از آن نیز مراقبت خاصی نشده است. از این قلعه در جنگهای اشعث کندی در آذربایجان و نیز جنگ افشین با بابک خرمدین یاد شده است و نقش مهمی داشته است. همچنین کاریز(قنات) لنگان از آثار باقی مانده از دوران ساسانی است.

طبق کتاب دانش نامه ایران و اسلام، از زمان‌های بسیار قدیم اقوامی در سرزمین مغان سکنی گزیده‌اند که ایرانیان به ایشان آلان یا آلانی گفته‌اند و این کلمه را در زبان اروپایی قدیم مخصوصا در یونانی آلبان و سرزمین آن‌ها را آلبانیاضبط کرده‌اند. در زمان‌های بعد آران را شامل سرزمینی که در میان شروان و آذربایجان ایران بوده‌است می‌دانستند. به طور کلی نام آلان‌ها از آغاز قرن اول میلادی در تاریخ ذکر شده‌است.[۵]

مرحوم سعید نفیسی نام قدیمی مغان را آموکان میداند، او در بخش معرفی سرزمین آلانیان و مردم آن دیار می‌نویسد:

"پای تازیان در سرزمین آران در خلافت عثمان بن عفان (۳۵-۲۳هجری) باز شد. پیش از این خاندانی از آلانیان در این سرزمین پادشاهی داشتند که منقرض شده بودند. این خاندان را در این دوره آلانشاه و یا ایرانشاه خوانده‌اند. منطقه مغان نیز در این دوره به عنوان منطقه‌ای مستقل و تحت فرمانروای خاندان آموکان شاه اداره می‌شده‌است. آموکان نام کهن موقان (مغان) است که اکنون به غلط موغان یا مغان نوشته می‌شود."

دوره سوم دوره اسلامی میانه است در این دو دوره نیز ظاهرا گرمی در حد بازار و محل استقرار برخی صنایع مطرح بوده است. در این دوره مورخین، جغرافی دانان و نویسندگان متعددی نظیر ابن خردادبه، ابن فقیه، اصطخری و بلاذری از منطقه «موقان» یاد کرده اند که منطقه وسیعی را شامل می شده است به نحوی که از شرق به دریای خزر و از جنوب به اردبیل و از غرب به تبریز منتهی می شده است.

بلاذری در کتاب معجم البدان صفحه 186 از دو شهر تبریز و موقان آذربایجان یاد می کند که بعد از جنگهای سالهای 22-25 هجری شمسی که بین نیروهای اسفندیار و سپس بهرام با اعراب درگرفته است طبق صلح حذیفه صلح کرده اند و اشعث کندی به امارت آذربایجان منصوب شده و مقرر شده است 100هزار درهم خراج جمع آوری و ارسال نماید. سپس او در روایت جنگهای سبکری و دیسم در سال 306 هجری دوباره از موقان یاد می کند که سبکری به آنجا فرار کرده است. سپس او در شرح نهضت مستجیر بالله دوباره از موقان یاد می کند نعیمی ( وزیر جستان بن سالار) مستجیر بالله را به آنجا دعوت می کند [۶]

ابن خردادبه در صفحه 17 کتاب المسالک والممالک زمانی که از حاکمان و پادشاهان نواحی مختلف نظیر کابل- کرمان- خراسان- آذربایجان و... یاد می کند از فردی به نام اللان شاه به عنوان پادشاه و حاکم موقان( مغان) یاد می نماید. سپس در صفحه 119 در فهرست شهرهای آذربایجان بعد از یاد کردن از مراغه، میانه، اردبیل، تبریز، خوی و سلماس از موقان و برزند یاد می نماید. [۷]او در صفحه 120 مسیر راه دینور به برزند شرح داده فاصله اردبیل تا موقان را 10 فرسخ اعلام می نماید بر اساس این مسافت در تعیین و تطابق شهر موقان با شهرها و روستاهای فعلی استان و منطقه مغان دچار مشکل می شویم به خصوص که در صفحه 213 فاصله اردبیل تا موقان را 4 فرسخ اعلام می نماید. اما وقتی مسافت های مختلف نظیر تبریز-مرند را تطابق می دهیم (10 فرسخ که الان حدود 71 کیلومتر است) یا وقتی که فاصله اردبیل تا نیر را ( که در المسالک خردادبه فرسخ درج شده و فاصله شهر فعلی نیر تا اردبیل 39 کیلومتر است ) تطبیق می دهیم؛ متوجه می شویم مسافتها تقریبا دقیق هستند. مسئله از آنجا ناشی می شود که سابقا و قبل از عهد نامه های ترکمانچای و گلستان مسیر موقان به اردبیل مثل الان نبوده و تقریبا از مسیر خطی بوده است که شهرهای فعلی نمین و گرمی را در روی نقشه به هم وصل می کند. در این مسیر مسافت گرمی (و شاید هم روستای موغان که در 6 کیلومتری جنوب گرمی و در کنار جاده قدیم اردبیل- مغان قرار دارد) تا اردبیل حدود 77 کیلومتر است که با روایت ابن خردادبه تطابق دارد بنابراین می توان نتیجه گرفت، موقان یا موغان همان شهر گرمی کنونی است. این مسیر به صورت دیرینه ای مسیر مراودات شهر های اردبیل و خصوصا نمینو عنبران با گرمی بوده است.

ابن فقیه 4 بار از جمله در صفحه 582 و زمانی که از شهرهای آذربایجان یاد می کند، از موقان و برزند به عنوان شهرهایی در سرحد آذربایجان و گیلان، نام می برد.

برخی مورخین زمینهای غرب خزر را موغان دانسته اند و این نشان می دهد، گستره و اهمیت تاریخی منطقه مغان بسیار بیشتر از اکنون آن بوده است.

مقدسی در احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم از موقان و برزند به عنوان توابع اردبیل یاد می کند.

حمدالله مستوفی تاریخ نگار قرن هشتم هجری در ذکر دیار آران موغان[در گویش آذربایجانی آران به معنای قشلاق و گرمسیر و دشت تعبیر می شود] می‌نویسد: «هوایش گرمسیر است و به عفونت مایل و حدودش با ولایات ارمن، شیروان، آذربایجان و دریای خزر پیوسته است. حقوق دیوانیش در عهد اتابکان زیاد از ۳۰۰ تومان این زمان بوده است و اکنون ۳۰ تومان و ۳۰۰۰ دینار است [یعنی 303000 دینار جمعا] که بر روی دفتر آمده.» مستوفی، باجروان [دهی در شهرستان ایمیشلی جمهوری آذربایجان] و برزند [که هم اکنون از توابع شهرستان گرمی است] را دیه‌های معمور نوشته و می‌گوید: «برزند هوایش به گرمی مایل است و حاصلش غله می‌باشد[۸]

دور جدید و ترکیب طوایف

تاریخچه پیدایش شهر گرمی در عصر جدید حیات آن به حدود سال ۹۰۰ هجری قمری و دوران صفویبازمی‌گردد که ۵ طایفه شیعه ( آخونلو، حسنلو، کوچری لو، صحبتلو و اردوخانلو) از یمن، کوفه و ترکمن صحرا به این منطقه مهاجرت داده شده و در آن ساکن شدند. سپس مهاجرانی از جمهوری آذربایجان فعلی(چیروون ها)، نمین، اردبیل، تبریز و سایر نواحی به آن اضافه شدند که کالبد فعلی را شکل داد. در طی این دوره اهالی گرمی در نتیجه درگیری هایی که با طوایف اطراف از جمله شاهسونها و طایفه آلارلو جهت حفظ زمین های خود داشتند، برخی روستاها از جمله چلک، شکراب، روستای تنگ، ساری درق، مغوان، رحیم لو، آرانچیو ایلخچیرا ایجاد نمودند.

برخی طوایف دیگر اطراف نیز نظیر مددلو و خلیفه لو از طوایفی هستند که ابتدا از یمن به آذربایجان شمالی ( جمهوری آذربایجان) مهاجرت کرده و سپس با تصرف آنجا توسط روسها به این منطقه مهاجرت نموده اند. بخشی دیگر از طوایف این منطقه نیز باز از مسلمانان مهاجر قفقاز هستند که به «چیروون» در منطقه معروف هستند. در منطقه موران، طایفه ای نیز حضور دارد که باز در دوره صفوی از اصفهان به این منطقه کوچ داده شده اند. علت کوچ دهی طوایف مختلف از مناطق مختلف ایران به این منطقه که در دوره صفویه و تا حدی قاجاریه و افشاریه رخ داده است، چندان مشخص نیست ولی احتمال دارد، صفویه و حکومتهای بعدی در جهت کنترل قزلباشها و شاهسونها دست به چنین کاری زده باشد.

ترکیب جمعیتی این منطقه دائماً در حال تغییر بوده است، و برخی از طوایف ایل شاهسون در مناطق غربی و شمالی شهرستان ساکن می‌باشند و دارای ییلاقها و قشلاقهایی در این مناطق می‌باشند.

مدرسه خواجه نصیر که سال تاسیس آن به 1302 بر می گردد و قدیمی ترین مدرسه سبک جدید استان اردبیل می باشد جزو مباهات مردم منطقه و نشانه های مدنیت جدید بوده است. با این حال ساختمان این مدرسه تخریب شده و در محل آن ساختمان اداری آموزش و پرورش ساخته شده است. ساختمان قبلی این مدرسه 15 سال قبل از تبدیل شدن به مدرسه دولتی ایرانی توسط روسها بنا شده و به عنوان مدرسه روسی اداره می شده است. بر همین اساس اغلب سالمندان شهرستان که متولد حدود 1270-1300 و دارای سواد بودند به زبان روسی و کتابت آن آشنایی داشتند.

تاریخچه زبان ترکی در شهرستان گرمی و محدوده تاریخی مغان

همانطور که در بخش تاریخ هم ذکر شد زکریا ابن محمد قزوینی در قرن هفتم نیز مردم این خطه را از اقوام ترکمان و تاتار دانسته است بنابراین زبان ترکی در منطقه قدمت طولانی دارد.

طبق کتاب «بررسی ساختار اجتماعی اقتصادی ایل شاهسون»، ظهور ترکان در منطقه شرقی آذربایجان به مهاجرت گروهی از ترکان غز که نخستین هسته ترک را در آذربایجان تشکیل می‌دهند، مربوط می‌شود. ترکان غز که بیشتر در مناطق شرقی دریای مازندران ساکن بودند، برای اولین بار در سال ۳۹۶ ه. ق به خراسان روی آوردند.

سلطان محمود غزنوی که خود از سلاطین بزرگ ترک بود در سال ۴۲۶ ه. ق (۱۰۲۵م) به فرارود (ماوراءالنهر) لشکر کشید و ارسلان اسرائیل را دستگیر کرد. پس ار آن اتباع سابق ارسلان به این ادعا که از جور و ستم امرای خود در زحمت بودند، از سلطان محمود تقاضا نمودند تا به آنان اجازه دهد در شمال خراسان مسکن کنند و حفاظت از آن نواحی را به عهده گیرن. سلطان محمود از این رو اجازه داد تا چهار هزار خانوار ترکمن (سلجوقیان و گروه‌های چادرنشین غز) از جیحون بگذرد و در نزدیک فراوه، سرخس و ابیورد سکونت نمایند.

این قوم در زمان سلطنت جانشینان سلطان محمود سر به طغیان برداشته و برای پیدا کردن اقامتگاه بهتر وسیع تر به شمال غرب ایران سرازیر شده و خود را به حوالی کوه سبلان رسانیدند. عده زیادی از آنان در اردبیل و دشت مغان و مجاور آن اقامت گزیدند و موجب ترویج زبان ترکی بین اهالی ساکن آذربایجان شدند که امروزه ما آن را زبان ترکی آذری می‌گوییم. بنابراین طبق این سند نیز قدمت زبان ترکی در منطقه حداقل تا قرن پنجم هجری عقب می رود. اما بر اساس استناداتی و اقوالی که در مورد اقوام قرون اولیه بعد از اسلام و قبل تر از آن وجود دارد احتمالا زبانهای دیگری نظیر آلانی و پارتی در منطقه رایج بوده است.

منابع و مآخذ:

  1. تحلیل اقلیمی گرمی به استناد آمار وبسایت جهانی (worldweatheronline.com)، خانکشی زاده، زمستان ۱۳۹۴
  • پژوهشی در جغرافیای مغان، سید محمد ابراهیمی، انتشارات نیک آموز،

 


تاثیر تجارت کالاهای سرمایه ای بر اشتغال

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : کورش بهشتی : ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٤/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

ارزیابی موافقت نامه های تجارت ترجیحی

لینک خلاصه مقاله گسترش صمت:

http://www.smtnews.ir/note/7823-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D9%81%D9%82%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%AC%DB%8C%D8%AD%DB%8C.html


25 شغل پر جاذبه سال 2015 از نظر گلاس دور

وبسایت گلاسدور که یک سایت تخصصی بازار کار  ویژه متخصصان و نیروی کار ماهر است 25 شغل یا به عبارت دقیقتر تخصص پر جاذبه دربازار کار را معرفی کرد.

این مشاغل بر اساس تعداد آگهی استخدام ثبت شده در این سایت، تعداد نفر استخدامی و میزان حقوق در نظر گرفته شده تعیین شده اند که به شرح ذیل می باشند:

1- دستیار پزشک: آگهی استخدام این شغل بالغ بر 45000 نفر بوده است و میانگین حقوق در نظر گرفته شده بالای سالانه 111 هزار دلار است

2- مهندس نرم افزار کامپیوتر: آگهی های استخدام این شغل بالای 104000 مورد و میانگین حقوق در نظر گرفته شده 98هزار دلار در سال می باشد.

3- مدیر توسعه کسب و کار: دارای آگهی با 11000 فرصت شغلی بوده است و میانگین حقوق سالانه آن 94000 دلار می باشد

4- مدیر منابع انسانی: آگهی های استخدام این رشته شغلی بیش از 8000 فرصت شغلی را شامل بوده و میانگین حقوق در نظر گرفته شده 96000 دلار می باشد.

5- مدیر مالی: دارای آگهی با 9700 فرصت شغلی و حقوق سالیانه 122000 دلار علت رتبه پایین تر این رشته شغلی امتیاز کمتر در مسیر شغلی می باشد که شاخص دیگر ارزیابی می باشد.

6- مدیر بازار یابی: 14000 فرصت شغلی با 110 هزار دلار حقوق سالیانه و امتیاز مسیر شغلی برابر با مدیر مالی

7-مدیر پایگاه داده ها: 9790 فرصت شغلی با 97800 دلار حقوق سالیانه و امتیاز مسیر شغلی مشابه با 2 مورد بالا

8- مدیر تولید:بیش از 10000 فرصت شغلی و 113000 دلار حقوق سالیانه یکی از رشته های جذاب است اما امتیاز مسیر شغلی ضعیفتری نسبت به موارد بالا دارد.

9- دانشمند داده کاوی: بیش از 3400 فرصت شغلی و 104 هزار دلار حقوق سالانه و امتیاز مسیر شغلی 3.8 که 0.3 بالاتر از بهترین نمره رتبه های بالاتر است.

10- مدیر فروش: بیش از 26000 فرصت شغلی ولی حقوق سالیانه تنها 76000 دلار و امتیاز مسیر شغلی 3.3 برابر با مدیر تولید

11- معمار سولوشن: نزدیک 4000 فرصت شغلی و 121600 دلار میانگین حقوق سالیانه در نظر گرفته شده و مسیر شغلی 3.4

12- مهندس مکانیک: 16000 فرصت شغلی و تنها 73000 دلار حقوق و دستمزد در نظر گرفته شده و امتیاز مسیر شغلی 3.3

13- مدیر کنترل کیفیت: بیش از 26000 فرصت شغلی حقوق و دستمزد در نظر گرفته شده به طور میانگین 77000 دلار و امتیاز مسیر شغلی 3.2

14- تحلیل گر کسب و کار: فرصت شغلی بیش از 21000 حقوق و دستمزد در نظر گرفته شده بیش از 74000 دلار آمریکا و امتیاز مسیر شغلی 3.2

15- مهندس برق الکترونیک:فرصت شغلی بیش از 10000 و میانگین حقوق در نظر گرفته شده نزدیک به 77000 دلار آمریکا و امتیاز مسیر شغلی 3.2

16- مدیر شبکه

17- مهندس سازه

18- مدیر روابط عمومی

19- فیزیو تراپیست

20- مدیر پروژه

21- مدیر خدمات مشتریان

22- مدیر زنجیره عرضه(فروش)

23- توسعه دهنده موبایل

24- پرستار پزشکی

25- مهندس فروش

 

اطلاعات بالا نشان می دهد بیشتر جاذبه شغلی در 2 حوزه فناوری آی تی و نیز فروش و بازاریابی متکی می باشد.

نویسنده : کورش بهشتی : ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

اکون-جابز سایت تخصصی کاریابی اقتصاد

چون مشغول یک تحقیق در خصوص فرصتهای شغلی رشته اقتصاد بودم بد ندیدم تا مطالب جالب خود را در این وبلاگ هم بیاورم.

در بین سایتهای مختلفی که برای فارغ التحصیلان رشته اقتصاد پیشنهاد شغلی دارند وبسایت اکون جابز(www.econ-jobs.com) یک وبسیات تخصصی کاریابی برای فارغ التحصیلان اقتصاد است. البته هم اکنون اکثر فرصتهای شغلی که در این سایت درج می شود مربوط به کشور ایالات متحده آمریکا در درجه اول و انگلستان در درجه دوم می باشد. در بررسی بنده تقریبا تمامی شغلهایی که در سایر کشورها ( که محدود به چند کشور نیوزلند- لوکزامبورگ-کره جنوبی، امارات عربی متحده- چین و آفریقای جنوبی است) صرفا استخدام برای فارغ التحصیلان مقطع دکتری است.

نویسنده : کورش بهشتی : ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

← صفحه بعد