تاریخ : ۱۳٩٦/٢/۱۳
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

سرمایه یکی از موضوعات مهم در اقتصاد است و دانشمندان و اقتصاددانان، برای سرمایه اشکال متنوعی قائل شده و برای آن تعاریفی ارائه شده است.
انتخابات به خودی خود از موضوعات این کانال نیست اما به واسطه ماهیت رشته ای مباحث تخصصی در این مورد ارائه می شود. بحث "سرمایه سیاسی" یکی از این مباحث تخصصی مرتبط است. سوال این است که چرا در برخی کشورها و برخی موارد انتخابات این همه روی نرخ ارزها، کسب و کار، بازار سهام و ... تاثیر می گذارد و چگونه برخی مواقع این اثر مثبت، بعضا منفی و بعضا ضعیف یا قوی است؟
سرمایه سیاسی، اصطلاح و نظریه ای است که برای دادن قابلیت اندازه گیری و مقایسه و هم شکل کردن موضوعات ارائه شده است.
سرمایه سیاسی در یک مقیاس که مقیاس داخلی است، بر قدمت و توسعه یافته و جاافتاده بودن تشکیلات و زیر ساختهای سیاسی، وجود تفاهم بین سیاستمداران، مشارکت مردمی، اقبال عمومی به دولت و حمایت از مواضع دولت، ... و در سطح دیگر که مقیاس بین المللی است، میزان تفاهم و هماهنگی با جامعه بین المللی و خصوصا قدرتهای بزرگ، میزان نفوذ بین المللی، میزان محبوبیت، بازوهای اجرایی و اعمال قدرت بین المللی و ... را مد نظر قرار می دهد.
ریسک سیاسی از سالها قبل مورد توجه بوده و اندازه گیری می شده است اما با نبودن اندازه و روابط سرمایه سیاسی، سیستم معادلات ناقص و غیر قابل ارزیابی می نموده است.
یکی از کاربردهایی که ارتقای مفهوم سرمایه سیاسی می تواند داشته باشد نقش آن در توسعه مفهوم، راهبردها، ابزارها و تاکتیکهای اقتصاد مقاومتی است.
اما در این مقاله به بررسی برخی نکات کلی و کاربردی اشاره خواهد شد.آندریاس فریتس و توماس وسترن در کتاب " ذهن زیبا در بورس" عنوان می دارد که ارزش اوراق مالی مانند اوراق سهام و پول، بیش از هر چیزی به احساس اعتماد مردم به ساختار اقتصادی و مالی و حکومتی ربط دارد و مردم در بازارهای مالی در واقع احساسات و ذهنیات خود را مبادله می کنند.
این یک نکته کلیدی است که می تواند بحث سرمایه سیاسی را به آنچه که در بازارها و دنیای واقعی اقتصاد رخ می دهد پیوند دهد و بتوانیم تحلیلهای خوب و مفید از حال و آینده اقتصاد ارائه دهیم.


در ادامه بحث سرمایه سیاسی شایسته دیدم مروری مجدد بر تعریف کلاسیک سرمایه در اقتصاد داشته باشیم و از قضا چنین تعریفی را در کانال انجمن اقتصاددانان ایران یافتم:
"موجودی سرمایه یا «دارائی‌های تولید شده ثابت مشهود» عبارت است از مجموعه کالاهای سرمایه‌ای فیزیکی مشهود کشور که قابل اندازه‌گیری بوده و در فرایند تولید کالاها و خدمات و ایجاد درآمد نقش دارند.
بنا به تعریف نظام حسابهای ملی، موجودی سرمایه، خالص ارقام تجمعی تشکیل سرمایه با توجه به طول عمر مفید آنها می‌باشد. بنابراین موجودی سرمایه را می‌توان مجموع ارزش «ساختمان و تأسیسات» و «ماشین‌آلات و تجهیزاتی» دانست که در فرایند تولید مورد استفاده قرار گرفته یا قابل استفاده هستند."
همانطور که در بالا هم به طور ضمنی اشاره شده است این تعریف برای کاربرد در چارچوب حسابهای ملی کشور ها و احتمالا چارچوب SNA93 معرفی شده است و قطعا در دنیای پیشرفته و پیچیده اقتصادی این تعریف چندان پاسخگو نخواهد بود.

این موضوع فقط به بحث حسابهای ملی محدود نمی شود و در حسابداری شرکتی یا بنگاهی نیز ما با مفهوم ارزش دفتری، ارزش حسابداری، ارزش ذاتی، ارزش ذهنی، ارزش انتظاری و ارزش اقتصادی بارها مواجه می شویم.
کسانی که در کار بازارهای مالی هستند حتما شاهد بوده اند موقع تغییر مدیریت شرکتها بعضا تغییرات قابل توجهی در قیمت سهام آنها رخ می دهد. حال سوال این است که با این تغییر مدیریت چه تغییری در ارزش دارایی ها و سرمایه شرکت حاصل می شود، جواب تقریبا بدیهی است چون سرمایه گذاران اغلب دارایی ها را بر اساس بازدهیشان ارزشگذاری می کنند نه هزینه های ثبت شده در دفتر، و وقتی مدیریت تغییر می کند می تواند با تغییر بهره وری باعث افزایش بازدهی سرمایه شده و در نتیجه ارزش اقتصادی و ذهنی دارایی های شرکت را افزایش دهد.
سرمایه سیاسی دقیقا با چنین مکانیزمی تعبیر و به کار برده می شود . اما این فقط اثر اولیه است اما اثر ثانویه ای هم قابل بهره برداری است وقتی که اقبال سیاسی افزایش می یابد امکان جذب منابع و دارایی های بیشتر و جدیدتر و آن هم در قیمتهای رقابتی تر فراهم می شود و این اثر فزاینده ای است که رخ می دهد. و مدیران و سیاستمدارانی که بتوانند از این اثرات ثانویه که می تواند تا بارها تکرار شود به خوبی ارزیابی مجدد کرده و بهره برداری مناسب نمایند سیاستمداران قوی تر و موفق تری خواهند بود.
لازم به ذکر است که مانند اغلب پدیده های اقتصادی، اینجا نیز حرکت صعودی و نزولی مشابه هم عمل نمی کنند به عبارت دقیق تر در حرکت صعودی قابلیت  و کارآمدی مدیریت برای استفاده از اثرات مثبت ضروری است و اثرات مثبت لزوما به سیستم تحمیل نمی شوند ( مثلا لزوما سرمایه خارجی بدون اراده و برنامه وارد سیستم نمی شود) اما در روند نزولی، هیچ نوع فعالیت ناکارآمد اضافی ضروری نیست بلکه خود ناکارآمدی اثرات ثانویه را موجب می شود.

در مقاله حاضر بیش از آن که سعی شود یک رویه آکادمیک را دنبال گردد تلاش شده است تا با نگاهی کاربردی و بر اساس اولویتهای احتمالی خواننده نکات کلیدی و سیگنال در خصوص بحث سرمایه سیاسی و انتخابات ارائه شود و ترتیب ارائه مطالب نیز گاه بر اساس اولویت کاربردی است تا تسلسل افتتاح، پیگیری و نتیجه گیری علمی.
گفتیم که سرمایه از چند روش ممکن است ارزش گذاری شود که ارزش دفتری/ثبتی/ حسابداری یک نمونه آن است که عمدتا در مورد دارایی های مشهود به کار می رود.
ارزش گذاری بازاری نیز یکی دیگر از روشهاست که باز بیشتر در مورد دارایی های مشهود و تا حدودی دارایی های غیر مشهود در یک قرن اخیر به کار رفته است.
ارزش گذاری ذهنی نیز روشی است که بیشتر در مورد دارایی ها و سرمایه های نامشهود به کار می رود و ما اثر این ارزش گذاری ذهنی را غالبا در تفاوت ارزش دفتری و ارزش بازاری می توانیم حس کنیم.
همانطور که عرض شد افراد در ارزش گذاری های خود گاه دست به پیشبینی هایی زده و اصطلاحا بر اساس فرضیه انتظارات عقلایی تغییرات آینده را در قیمت های فعلی منعکس می کنند.
این یک نکته بسیار مهم و حیاتی است که می تواند برخی پدیده ها را پیشگویی و توجیه نماید.
یکی از این مسائل وضعیت بازار مسکن در ایران است.  چند سال پیش، بخش عمده ای از فعالان اقتصادی و مردم ایران که اغلب فرآیند انتظارات خود را به صورت تطبیقی شکل می دهند بر اثر  یک سری تحولات حجم عظیمی از نقدینگی و سرمایه را به این بازار انتقال داده و باعث افزایش قابل توجه قیمت شدند. در این بازار قیمتها بسیار زودتر از عوامل بنیادی و تاثیر گذار رشد کردند که نوعی پیش خور شدن سود در بازار می باشد که یکی از مکانیزمهای تشکیل حباب احتمالی در بازارها می باشد.
چنین وضعیتی را در سهام خودرو سازی ها در دوره بعد از بر جام داشتیم و سهام خودرو سازی ها علیرغم زیانده بودن با افزایش قابل توجه قیمت مواجه شدند. برای همین بعد از رسیدن این صنعت به سودآوری نمی توان افزایش قابل توجهی در قیمتها انتظار داشت.
در خصوص سرمایه سیاسی نیز ما چنین وضعیتی داریم؛ یعنی اینکه، وقتی که حرکات و نتایج حرکات از قبل پیشبینی می شوند موقعی که خود اقدام انجام شده یا به نتیجه می رسد تغییر قابل توجهی در بازار ها رخ نمی دهد اما وقتی که نتایجی مغایر پیش بینی ها رخ می دهد واکنش بازارها تند و قابل توجه است.
مثلا، واکنش تند یا نسبتا تند بازار های داخلی خصوصا بازار سهام به انتخاب آقای احمدی نژاد و نیز واکنش کلی بازار های بین المللی به انتخاب آرامم بیش از آنکه به شخصیت و رفتار این افراد بستگی داشته باشد به این علت بود که نتیجه با پیشبینی تطابق نداشت.
حال باید یک مطلب را به قضیه افزود و آن اینکه چه کسانی با چه توان اقتصادی و با کدام فیلد فعالیت و با کدام شخصیت روانی و اقتصادی پیش بینی درست و یا نادرستی انجام داده اند و الان در وضعیت مطلوب یا نامطلوب قرار دارند.
طبیعی است هر چه متانت اقتصادی و سیاسی فعالانه که پیشبینی آنها خطا درآمده بیشتر و توان اقتصادی آنها کمتر و بخش فعالیتی آنها محدود تر و دارای پیوندهای پسین و پیشین ضعیفتر باشد پس لرزه خطای پیشبینی حوادث سیاسی نظیر انتخابات ضعیف تر خواهد بود.
به عنوان مثال در کشوری نظیر ایران خطای پیش بینی اقشاری مانند ساخت و ساز، خودرو، بورس و بانک می تواند شوکهای گسترده تری در مقایسه با گروه هایی نظیر صنف پرورش دهندگان حیوانات خانگی داشته باشد. چرا که این گروه دوم، حجم و نحوه فعالیتش و ارتباطات عملیاتی و مالی اش توان چنین تاثیر گذاری های رادیکالی را فراهم نمی کند. هر چند که در بلند مدت ممکن است تاثیر خاص خود را داشته باشد.

از طرفی می دانیم که انتظارات با احتمالات رابطه تنگاتنگی دارند به عبارت دقیقتر، هر انتظاری یک احتمال وقوع خاص خود را دارد. از آنجا که تعیین احتمال عینی پیچیدگی های منطقی و محاسبات خاص خود را دارد. افراد اغلب از احتمال ذهنی استفاده می نمایند.
بنابراین در کنار مسائل فوق، تشخیص فرآیندهای تعیین احتمال ذهنی و نیز رفتار شناسی عاملین اقتصاد در وضعیتهای مختلف مخاطره یک ضرورت می باشد.
در بازارها مشاهده شده است در برخی موقعیتها عاملین اقتصادی، ریسک بازار را پذیرفته و سریعتر اقدام به تعدیلهای قیمتی یا واکنش در بازار می نمایند. اما در برخی موقعیتها دست به عصا تر حرکت می کنند.
این صرفا به سطح ریسک و موضوعاتی مانند ارزش انتظاری و یا ارزش در معرض خطر ارتباط ندارد بلکه علاوه بر آن ساختار رفتارشناسی افراد در مواجهه با ریسک نیز مهم است.
احساس می شود با ارتقای تجربه و دانش مردم ایران خصوصا برخی فعالان عمده اقتصادی و ورود دانش رفتارشناسی اقتصادی خصوصا رفتارشناسی اقتصادی در موقعیتهای دارای ریسک، رفتارهایی با سطح هوشمندی و متانت بالاتر را شاهد باشیم به نحوی که واکنش بازار به قضیه بر جام در حد واضحی از واکنش به قطعنامه 598 متفاوت بود.

در این میان افزایش تعداد فعالان در بازارها و تفاوت رفتارهای گروهی از انفرادی نیز بسیار مهم است.
در سالهای اخیر یکی از پدیده های غالب، رشد قابل توجه مشاوره ها، کتابها، کنفرانسها و دوره های رفتار شناسی برای فعالان اقتصادی و کار آفرینان بوده است.

منبع:
@eghtesadherfei
http://t.me/eghtesadherfei


برچسب‌ها: اقتصاد, سرمایه گذاری, اقتصاد بخش عمومی, ادوار تجاری
تاریخ : ۱۳٩٦/٢/۱۳
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

نهم تا 14 اوت سال 2016، #مجمع_اجتماعی_جهان (WSF:World Social Forum) در اجلاس خود موضوعی را در دستور کار داشت که علیرغم تاریخچه تقریبا پانصد ساله موضوعی جدید محسوب می شود چون جدیت در اجرای آن به سالهای اخیر بر می گردد.
#درآمد_پایه (Basic income ) یکی از موضوعات و ابتکارات #اقتصاد_رفاه و #نظریه_تامین_اجتماعی است که شاید ارتباط بسیار تنگاتنگی با یکی از بحثهای جدی چند سال اخیر کشور یعنی یارانه نقدی دارد.
کشورهای اروپایی که در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم در سایه مجموعه سیاستهایی که به #دولت_رفاه ( Welfare State ) شناخته می شود توانست سطح بسیار بالایی از رفاه اجتماعی را فراهم سازد. امروزه و در پی سه دهه #خصوصی_سازی سیاست جدیدی را در پیش گرفته است که به نام " #درآمد_پایه"  ( Basic Income) شناخته می شود.
درآمد پایه، درآمدی است  در سطحی حداقلی، که به کلیه شهروندان صرف نظر از داشتن یا نداشتن شغل، داشتن یا نداشتن پوشش بیمه های اجتماعی، جنسیت، سطح درآمد و بسیاری از متغیرهای دیگر پرداخت می شود. این درآمد به جای آن که خانوار را هدف داشته باشد، اشخاص را مدنظر قرار می دهد.
 اهداف در نظر گرفته شده برای این سطح درآمد عبارتند از: مبارزه با قراردادهای ظالمانه کار ، آزادی، برابری، کارایی، مالکیت عمومی کره زمین و سهم عادلانه از آن، منافع عادلانه از پیشرفتهای فناوری، انعطاف پذیری بازار کار، کرامت انسان، کاهش وابستگی به سرپرست خانوار، تامین توازن منطقه ای و کمک به مناطق محروم و .... عنوان شده است.
اما این ابزار سیاستی مسائل #تحلیل_اثر_بخشی ( Impact Assessment Analysis)خود را داشته و موافقین و مخالفین خودش را هم دارد.
پیگیری مباحث درآمد پایه می تواند کمک موثری در تعمیق و غنا بخشی مباحث و تحقیقات داخلی مرتبط با یارانه نقدی باشد.
یکی از مطالبی که در این ارتباط طرح می شود، این است که #بیمه_های_اجتماعی که الان وجود دارند عوایدی را برای ایام #بیکاری کسانی در نظر می گیرند که حداقل مدتی شاغل بوده اند.
 این در حالی است که این افراد خود می توانسته اند، مبلغی را به عنوان ذخیره احتیاطی ایام احتمالی بیکاری کنار بگذارند. از طرفی، ارتباطات کاری و تجربه شغلی امکان بهتری را برای اشتغال مجدد آنها فراهم می نماید.
اما کسانی که هنوز نتوانسته اند شغلی پیدا کنند چه؟
واقعیت این است که سیستم فعلی تامین اجتماعی کافی و بسنده نبوده و هیچ پوششی برای این قبیل افراد فراهم نمی کند. این امر منجر به شکننده شدن بازار کار و ریزشی شدن دستمزدها و اقتصاد می شود.
اما با استفاده از سیستم درآمد پایه از این مسئله پیشگیری می شود.
شاید اوج توجه به این نظریه در سال 2016 در آستانه انتخابات 5 ژوئن کشور سوئیس بود. زمانی که سوئیسی ها باید برای پرداخت درآمد پایه ای برابر 30000 فرانک سوئیس در سال ( معادل 30275 دلار در آن تاریخ و تقریبا معادل 983 میلیون ریال) در یک همه پرسی عمومی شرکت می کردند.
در سال 2017 این نظریه پیشرفت قابل ملاحظه دیگری داشته است و آن مطرح شدن سیستم جهانی در آمد پایه (UBI:Universal Basic Income) می باشد.
کورش بهشتی گرمی


برچسب‌ها: اقتصاد, public policy, اقتصاد بخش عمومی, اقتصاد رفاه
تاریخ : ۱۳٩٦/۱/٢٠
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

#اقتصاد_اسلامی و زیر مجموعه های آن از جمله گرایشهای اقتصاد در ایران و برخی کشورهای اسلامی دیگر نظیر مالزی، مصر و عربستان می باشد. وجود افراط و تفریط های گاه و بیگاه دنیای اسلام ضروری می نماید تا یک اندیشمند دنیای اسلام آگاهی های خاص از این حوزه داشته باشد.
بحث مذاهب اسلامی یکی از موضوعات مهم جهان اسلام است که تاثیر قابل توجهی در کنشها و صف آرایی های خصوصا سیاسی و البته دارای تاثیرات و پس زمینه های اقتصادی داشته است.
واقعیت این است تقسیم بندی مذاهب به سادگی که در مدارس و محافل عمومی آموزش داده می شود نیست.
مذاهب در اسلام از ۴ دیدگاه تقسیم بندی می شوند:

1- دیدگاه #کلام

در این دیدگاه حداقل 5 مذهب عمده وجود دارد که عبارتند از اشعری، ماتریدی، وهابیت، اهل حدیث و شیعه

2- دیدگاه #فقه

این دیدگاه همان مذاهب را ارائه می دهد که به طور معمول می شناسیم.
و مذاهب شیعه اثنی عشری، شافعی، حنبلی، زیدی، مالکی و حنیف عمده ترین گروهها هستند.

3- دیدگاه #عرفان

در دیدگاه عرفان مذاهب مختلفی مانند صوفیه، نقشبندی حضور دارند.

4- جنبشها و حرکت های اسلامی معاصر:

استارت این حرکتها با #حرکت_وحدت بود که توسط افرادی چون شیخ عبده در مصر، سید جمال الدین اسدآبادی، اقبال لاهوری زده شد و به نوعی با افرادی نظیر نهرو و امام خمینی به اوج رسید. حتی افرادی نظیر محمدرضا شاه پهلوی به این جنبش گرایش داشته اند و پیش قدمی وی برای تشکیل سازمان کنفرانس اسلامی و برخی نهادهای بین المللی اسلامی گواه این مدعی می باشد و تقریبا تا اواخر قرن بیستم جنبش غالب جهان اسلام بوده است. اما دیدگاه وحدت گرایی دیدگاه چندان منسجمی هم نیست و برخی دیدگاهها تقابل جدی با هم دارند این تفاوت دیدگاه در وحدت گرایی اسلامی علت تقابل جدی برخی کشورهای اسلامی است.
در مقابل این جنبش، یک سری جنبش با دیدگاههای شبه ملی و شبه مدرن وجود داشته اند که به علت تنوع آنها زیاد نمی توان در یک گروه طبقه بندی کرد.
دیدگاه های افرادی چون دکتر شریعتی، عبدالکریم سروش، مصطفی کمال آتاتورک و تعداد زیادی دیگر در این گروه قرار می گیرند که می توان آنها را در دو گروه کلی #جنبشهای_اسلامی مدرن نما و #جنبشهای_اسلامی ملی_محلی یاد کرد.
استفاده از علوم نوین بشری جهت تفسیر و اثبات احکام اسلام از مشخصات گروه اول است. و
 خواندن نماز به زبانهای ترکی یا فارسی یکی از نمادهای گروه دوم است.

حرکت بعدی #جریان_سلفی است. برخلاف تصور برخی سنی بودن با سلفی بودن یکی نیست و حتی وهابیت با سلفی بودن یکی نیست اما به علت اینکه اولین و عمده ترین رهبران این جنبش از کشورهایی نظیر عربستان بودند. به نوعی هم تاثیر از این افراد پذیرفته و هم با وهابیت مشتبه شده است. سلفی بودن بر خلاف جنبش وحدت که بیشتر گرایشی حداقلی به صورت رهایی از استکبار و استعمار و سیاسی داشته است. دیدگاهی خالص گرایانه و برگشت به عصر پیغمبر دارد. عمده ترین گرایش این جنبش، جبهه گیری در مقابل احکام فقهی ثانویه خصوصا احکامی است که به اصطلاح جهت تطبیق احکام اسلام با مسائل روز صادر شده است.
سلفی ها یک گروه واحد نیستند با این حال تندرو ترین سلفی ها، سلفی های وهابی هستند.

5- دیدگاه امام عهد و #آخرالزمان:

دیدگاه نسبت به امام عهد و آخرالزمان نیز یکی از دلایل ایجاد فرق اسلامی خصوصا در مذهب شیعه بوده است.

منابع و مآخذ:
ویکی پدیا فارسی
ویکی شیعه
agony.com
islamwuest.net
hawzah.net
welayatnet.com

https://t.me/eghtesadherfei


برچسب‌ها: اقتصاد, اقتصاد اسلامی, ایران, تحریم، امنیت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی
تاریخ : ۱۳٩٦/۱/۱٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

مقدمه:

پس از طی دوره ای که حدود نیم قرن به طول کشید و روند شدید گرایش به ریاضی و آمار و کاربرد آن در اقتصاد وجود داشت و به ویژه در 2-3 دهه اخیر شتاب بیشتری گرفته بود، می توان گفت که بستر های ریاضی و آماری و نظری اقتصادی به حدی پیشرفت و قوام یافته است تا از سایر علوم خصوصا علوم انسانی و رفتاری بتوان بهتر در مطالعات اقتصادی بهره گریری شود. بنابراین زیر شاخهای به نام رفتارشناسی اقتصادی پدید آمد و یکی از پایه های مهم اقتصاد محاسباتی نیز رفتارشناسی اقتصادی قرار داده شد.

البته به علت ماهیت های عملیاتی و رقابتی و نیازهای علمی و اجرایی، بازاریابان و محققان بازاریابی اولین و عمده ترین کسانی بودند که از مفاهیم رفتارشناسی اقتصادی در کارهای خود استفاده کردند و هم اکنون نیز عمده ترین سفارش دهندگان و استفاده کنندگان نتایج پژوهشها و مطالب اقتصادی بازاریابان هستند. واژه تبلیغات غیرآشکار یا تبلیغات زیر آستانه حسی یکی از مفاهیمی است که شاید در متون بازاریابی با آن برخورد داشته باشید. پس از این گروه معامله گران بازار های مالی و بورس بازان نیز از گروههایی بودند که به نحو گسترده تر و سریعتر از دیگران از مفاهیم رفتار شناسی اقتصادی بهره گیری کردند.

رفتار شناسی اقتصادی در واقع یک دیسیپلین میان رشته ای بین روانشناسی، اقتصاد،مدیریت، جامعه شناسی، ریاضی و آمار است. شاید بتوان تمایل به ورود به رفتارشناسی اقتصادی را در نظریاتی مانند نظریه انتظارات عقلایی، نظریه بازار کارا، نظریه رفتار مصرف کننده، نظریه رفتار تولید کننده، نظریه بازیها و برخی نظریات دیگر به صورت آشکار یا پنهان مشاهده کرد.

در واقع برخلاف ادعای برخی منتقدین که عنوان می کنند، مدل اقتصادی انسان را به صورت موجود تک بعدی در نظر می گیرد که تنها دنبال سود است اما اقتصاد به پیچیدگی های انسان و جامعه انسانی و محیط پیرامون آن واقف است اما ضرورت دارد جهت عدم ورود به سایر حوزه های علمی و پیگیری اهداف و مسئولیتهای دانش اقتصاد و اجتناب از پیچیدگی های غیر ضروری (که خود موضوع بحثها و نظریه های عمیقی در فلسفه و منطق می باشد. ) و برخی معیارهای کارایی علمی و نظری دیگر، این قبیل فرض ها وجود داشته باشد اما این مانع، کامل و غیر قابل رفع نمی باشند.

مفهوم رفتار شناسی که در این مقاله( و احتمالا برخی مقاله های بعدی) مورد بررسی قرار خواهد گرفت، مفهوم آستانه حسی است که در ابتدا تلاش می کنیم مفهوم روانشناسی آن را دقیق تر تبیین کنیم.

مفهوم آستانه حسی

 آستانه حسی مفهومی اساسی در روانشناسی است. اگر چه این مفهوم را اولین بار، فیلسوفی به نام هربارت در سال 1824 به کار برده است، ولی بدون شک، وِبر فیزیولوژیست بین سالهای 1824 و 1850 این مفهوم را برای نشان دادن رابطه میان تغییرات محرک و احساس به کار برده است. او عملاً نشان داد که برای مفهوم احساس اختلاف یا تفاوت میان دو تحریک باید حد اقل شدت محرک میان آنها احساس شود( آستانه اختلافی). برای اینکه موجود زنده بتواند به محرک های ضعیف پاسخ دهد یا این که دو محرک ضعیف را متمایز از یکدیگر احساس کند، باید شدت محرک به اندازه ای باشد که بدان حساسیت نشان دهد ( آستانه مطلق احساس).

به عبارت دیگر احساسات نه به وسیله برخی از بخش های احساسی بلکه با تغییر در ورودی احساسی برانگیخته می شوند. چیزی که ما ادراک می کنیم، همین تفاوت ها در ورودی احساسی است. برخی از تفاوت ها در ورودی یا آستانه های احساسی، در بازاریابی اهمیت دارند؛ مانند آستانه مطلق و آستانه تشخیصی یا تفاوت های قابل توجه.

تعریف این اصطلاحات را بدین صورت می توان ارائه داد:

آستانه مطلق:

برخی آستانه مطلق را حداقل شدت محرک لازم که در 50% موارد احساس شود. آستانه مطلق عبارت است از پایین ترین حد ورودیِ قابل تشخیص برای دریافت کننده های حسی بدن.

آستانه مطلق نباید با آستانه خودآگاهی مترادف در نظر گرفته شود. بازاریابان گاهی از محرک های احساسی ای استفاده می کنند که برای مصرف کنندگان واضح و روشن نیستند. محرک های بازاریابی می بایست به سطح آستانه مطلق برسند تا بر مصرف کنندگان تاثیرگذار باشند.

آستانه مطلق ممکن است تحت تاثیر عوامل فیزیولوژیکی مانند افزایش سن، افزایش یابند. عوامل فیزیولوژیکی ممکن است احتمال دریافت ورودی های احساسی توسط برخی اشخاص را کاهش دهد. به عنوان مثال افراد جوان در مقایسه با افراد مسن، نسبت به احساسات بویایی حساس ترند. آستانه مطلق همچنین با تغییر در عوامل جمعیت شناسی تغییر می یابد.

انسانها ( به عنوان مثال در بازار یابی مصرف کنندگان) به وسیله "همراهی نکردن"، خود را با محیط احساسی وفق می دهند؛ با به کارگیری فیلتر های ادراکی برای حذف محرک های ناخواسته. برای همین به عنوان مثال بازاریابان به طور دائم تلاش می نمایند با استفاده از شیوه های جدید برای عبور از آستانه مطلق، همراهی مجدد مصرف کنندگان را برانگیزانند. یا مثلاً،  محققان صدا شناسی دریافته اند که صدای انسان در صورت داشتن فرکانسی بین 2 تا 6 کیلو هرتز، بیشترین تاثیر را دارد. نمونه هایی از آستانه های احساسی مطلق در شکل زیر قابل مشاهده اند.

 

آستانه اختلافی:

حداقل شدت لازم میان دو محرک که در 50% موارد تفاوت آن برای آزمودنی قابل تشخیص باشد.

به طور مثال آستانه مطلق در حس شنوایی حد اقل محرک صوتی است که فرد در پنجاه درصد موارد آزمایش آن را بشنود. و آستانه اختلافی در حس شنوایی حداقل شدت میان دو محرک صوتی است که در پنجاه درصد موارد آزمایش، آزمودنی تفاوت آن را تشخیص دهد.

بدین گونه هر حسی آستانه مطلق و اختلافی مخصوص به خود را خواهد داشت.

 

آستانه تشخیصی و قانون وبر:

 یکی از انواع آستانه ها، آستانه دو نقطه ای یا آستانه تشخیصی است. آستانه دو نقطه ای عبارت است از حداقل فاصله ای که اجازه می دهد تا دو محرک  نزدیک به هم، جدا از یکدیگر تشخیص داده شود.

 آستانه تشخیصی  که آستانه تفاوت های قابل توجه (JND) هم نامیده می شود، یکی دیگر از آستانه های حسی مهم است. این مفهوم به معنای کمینه تغییرات لازم در احساسات، برای قابل تشخیص شدن آن توسط انسان است. آستانه تشخیصی متمرکز بر "تغییرات در احساسات" است نه "کمینه احساسات" و از این جهت با آستانه مطلق تفاوت دارد.

هر تحریک احساسی برای اولین بار و یا تغییر در تماس ( به عنوان مثال از نوازش ملایم به شدید) مغز را وارد طوفانی از فعالیت ها می کند. اما افزایش دوز محرک هایی در همان سطح، منجر به برانگیختگی دریافت کننده های احساسی، در سطحی بسیار پایین تر می شود.

برای تشریح این مفهوم، نظریه ای به نام قانون وبر بیان می دارد که "هرچه محرک های احساسیِ ابتدایی قوی تر باشند، محرک های ثانوی برای ادراک به عنوان یک تفاوت، می بایست دارای شدتِ اضافی بیشتری باشند". یک نتیجه فرعیِ این تئوری این که برای بیشتر مردم، درک تفاوت میان یک محرک تاخیری و یک محرک ابتدایی، نیازمند دریافت دو برابر میزان محرک ابتدایی است. بر اساس قانون وبر، سطح تغییرات قابل توجه به میزان قدرت محرک های پیشین وابسته است.

این آستانه احساسی می تواند در توضیح برخی مسائل حوزه اقتصاد صنعتی مانند برندها و اثر تبلیغات توضیح دهنده خوبی باشد.

 

آستانه ادراک سوسو:

یکی دیگر از انواع آستانه های حسی ، آستانه ادراک سوسو  است. این بحث مربوط به خاموش و روشن شدن نور و ادراک ما از این تناوب است. چنانچه میدانیم روشنایی وسایلی مانند چراغ مهتابی و بعضی لامپ هایی که با برق شهر کار می کنند؛ در واقع، درحال خاموش و روشن شدن هستند و به دلیل سرعت بالای آن، ما قادر به ادراک درست آن نیستیم. به طور مثال، در لامپ مهتابی فرکانس یا بسامد سوسو، 50هرتز اس ؛ یعنی در هر ثانیه 50  بار خاموش و روشن می شود. میانگین آستانه ادراک سوسو حدود 42 هرتز است.

سابقا برنامه های تلوزیونی، ویدئو ها و فیلمهای سینمایی با تواتر 24 فریم در ثانیه نمایش داده می شد تا حرکت طبیعی به نظر برسد اما با پیشرفت های الکترونیکی این تواتر به بالای 60 تصویر در ثانیه افزایش یافته است برای همین بخشی از کیفیت تصویر مشاهده شده در وسایل امروزی در همین افزایش تواتر نهفته است.

برخی از محققین خصوصاً محققین بازار یابی معتقدند با گنجاندن فریمهای تبلیغاتی در بین این 60 فریم، موفق شده اند از طریق تبلیغات زیر آستانه حسی تا 58% افزایش در فروش حاصل کنند. هر چند این قبیل مدعیات هنوز کامل پذیرفته نشده اند ولی برخی بنگاهها و سازمانها از آن استفاده می کنند.

کاربرد آستانه های حسی در سیاست گذاری اقتصادی و اقتصاد:

رد پاهایی از کاربردهای آستانه های حسی را شاید بتوان در نظریه ها و مدلهایی مانند IS_LM ، نظریه رجحان نقدینگی، نظریه انتظارات بازگشت کننده، مدل فراغت_ کار و استخراج منحنی عرضه از آن و موارد مختلف دیگر دید. اما به علت عدم ورود صریح به مباحث رفتارشناسی و آشنایی با مبانی روانشناسی مربوطه باعث عدم تحقق درک، شناخت و توسعه کافی می شود.

در مثال کاربردی ایران، می توان درک نمود که به علت بالا بودن تواتر افزایش قیمتها در ایران بسیاری از تغییرات قیمتها و مقدار آنها در ایران درک نمی شوند به عبارتی تنها اگر تواتر افزایش قیمت ها بیش از اندازه مشخصی باشد این افزایش رخ خواهد داد. از طرفی مشاهده می شود که درجوامع تورمی مانند ایران تا حد مشخصی از تورم ، بدون واکنش خاص پذیرفته می شود و واکنش تنها پس از تحقق حداقل میزانی از آن رخ می دهد.


برچسب‌ها: اقتصاد, روانشناسی و رفتار شناسی اقتصادی, اقتصاد محاسباتی, public policy
تاریخ : ۱۳٩٦/۱/۱٥
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

تحلیل بازار های کالایی یکی از عمده ترین رویکردهای این وبلاگ خواهد بود. در این بین آهن، فولاد و سنگ آهن از بازار های مهم جهانی هستند و این وبلاگ نیز به آن توجه فیژه خواهد داشت.

بخش عمده و شاید کل صادرات سنگ آهن ایران به چین است، پس جا دارد تحلیلی بر تجارت خارجی و تولید و مصرف آهن، فولاد و سنگ آهن چین داشته باشیم.
ترامپ ضد صادرات فولاد چین به آمریکا عوارض ویژه و قابل توجه وضع کرده است اما طبق گزارش مدیریت تجارت بین المللی ایالات متحده آمریکا، صادرات فولاد و محصولات کارخانجات فولاد سازی چین در سال 2016 معادل 83 میلیون تن بوده است که حدود 11% تولید این کشور می باشد  این در حالی است که سایت ورد استیل رقم صادرات فولاد و محصولات فولادی چین را 111.5 میلیون تن اعلام کرده است و کل تجارت جهانی این محصولات را 301 میلیون تن اعلام کرده است و تقریبا 28% الی 37% کل صادرات فولاد و محصولات فولادی جهان است.
تولید ناخالص داخلی GDP چین همچنان رشد بالای 6 درصد خود را حفظ کرده است و پیش بینی صندوق بین المللی پول نیز حاکی از آن است در سال 2017 نیز رشد چین ادامه خواهد یافت. در ضمن این رقم صادرات حدود 2 میلیون تن بیش از سال 2015 بوده است.
همچنین افزایش رشد اقتصادی در آمریکا به همراه پیامدهای برگزیت در اروپا می تواند تاثیرات خاص خود را بر بازارهای جهانی خصوصا بازار جهانی فولاد و سنگ آهن داشته باشد.
10 بازار اول صادرات فولاد چین شامل کره جنوبی 13%، ویتنام11%، فیلیپین 6%، تایلند 6%، اندونزی 5% و کشورهای سنگاپور، عربستان سعودی، هند، پاکستان و مالزی هر کدام 3% می باشد که 46 میلیون تن از این صادرات را جذب می نمایند.
واردات فولاد و محصولات فولادی چین هم بالغ بر 13 میلیون تن بوده است. 
کل واردات فولاد آمریکا 35 میلیون تن بوده است که حدود 2 میلیون تن آن به طور مستقیم از چین وارد شده است در حالی که بیش از 60 میلیون تن از صادرات چین توسط کشورهای دیگر صادرات مجدد می شود  از طرفی کشور آمریکا نیز مقدار قابل توجهی واردات فولاد با واسطه دارد بنابراین حجم کلی واردات فولاد آمریکا از چین را چیزی حدود 20 میلیون تن می توان برآورد نمود.

منابع:

http://trade.gov/steel/countries/pdfs/exports-china.pdf

http://www.trade.gov/steel/countries/pdfs/2016/12312016/imports-china.pdf

https://www.worldsteel.org/en/dam/jcr:1568363d-f735-4c2c-a1da-e5172d8341dd/World+Steel+in+Figures+2016.pdf


برچسب‌ها: اقتصاد, اقتصاد بین الملل, بازارهای کالایی, چین
تاریخ : ۱۳٩٦/۱/۸
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی --- که بسی گل بدمد و باز تو در گل باشی

من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش ----- که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی ----- وعظت آنگاه دهد سود که قابل باشی

در چمن هر ورقی دفتر حال دگر است ----- حیف باشد که ز کار همه غافل باشی

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف ----- گر شب و روز در این قصه مشکل باشی

گرچه راهی است پر از بیم زما تا بر دوست ----- رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی

حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد------ صید آن شاهد متبوع شمایل باشی

افلاک دوباره چرخیدند و به نکته ای رسیدند که نوروزش می خوانیم و در این ایام صمیمانه از خداوند متعال رستگاری و سعادت را برای همه شما آرزو مندم .

دنبال شعری جذاب برای تبریک سال نو این ایام بودم که شعر فوق را یافتم و اولین شعری بود که خواندم این شعر خوش لحن و خوش تعبیر را بنده به فال نیک می گیرم و امیدوارم در این سال و سالهای پیش رو غرق سعادت باشید.


برچسب‌ها: ایران, سخن مشاهیر, نوروز
تاریخ : ۱۳٩٥/۱٢/٢٢
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

هویت و قدرت دو مفهوم اساسی در سیاست هستند و هویت سیاسی هر کشور بستگی زیادی به هویت فرهنگی آن کشور دارد. سالهاست هویت ایرانی آماج حمله عناصر ضد ملی مختلف قرار گرفته است . همه نمادهای ملی ما از نوروز و سیزده به در و سفره هفت سین و چهارشنبه سوری تضعیف و تحریف شده یا در معرض تحدید های جدی هستند رائفی پور زور زد سیزده بدر را کمرنگ کند و تحریف کند و حالا دارند ضد چهارشنبه سوری اقدام می کنند. اقداماتی که ظاهرا در جهت حفظ آسایش مردم و پاسداشت شهدای آتش نشان هستند. شهدایی که جسم و جان و نامشان مانند بسیاری شهدای دیگر نان برخی فرصت طلب ها شده است. سالهاست از مسابقات اسبدوانی و کشتی نوروزی و بازی های بومی محلی که در این ایام در ابعاد گسترده و با جدیت و شوق برگزار می شد خبری نیست. من امسال حتی حاجی فیروز هم تا به امروز جایی ندیده ام هر چند خوشبختانه شنیده ام استانداری اردبیل رسم قدیمی تکمچی آذربایجان را احیا کرده است.

نافی آن نیستیم که افرادی ضد ملی و ضد ایرانی با انواع و اقسام آشوب در ایام نوروز، از سرقت منازل و جیب بری و آتش زدن و ازیت کردن و .... سعی می کنند ایرانی ها را از سنتها و آداب کهن خود دور کنند اما این شکلهای خشن خیلی هم در مورد ایرانی ها کارآمد نیستند اما شکلهای خزنده و نرم ضدیت با ایران و ایرانی و فرهنگ و نمادهای کهن آن بسیار خطرناک تر هستند. چون ایرانی ها در مقابل اقدامات آشکار (هر چند خشن) به سرعت واکنش نشان داده و با جدیت برخورد می کنند. اما شکل خزنده و ظاهرا موجه اقدامات ضد هویتی دشمنان چیزی نیست که واکنش سریع و آنچنان جدی مردم و افکار عمومی را برانگیزاند. برای همین خیلی راحت مردم و دستگاههای حکومتی هم با آنها همراهی می کنند.

 این قبیل دشمنان و عوامل آنها، در گام اول  اقدام به استفاده از مواد منفجره و آتش زای غیر متعارف یا در شکل غیر متعارف کرده و تا جای ممکن سعی می کنند رفتارهایی را که خطر ایجاد می نماید انجام دهند یا ترویج نمایند و بدین وسیله حوادث دلخراش ایجاد می نمایند.

در گام دوم روی این حوادث مانور غیر معمول می نمایند؛مثلا در سالهای اخیر به طور متوسط 3-7 نفر در حوادث آتش بازی آخر سال ( که تقریبا یک ماه به طول می انجامد) دار فانی را وداع می کنند که علت اصلی اغلب این حوادث تولید مواد آتش بازی در کارگاههای زیر زمینی و غیر استاندارد و در شرایط نا مطمئن است. قطعا اگر این تولیدات به کارخانجات مجهز و با فرایندهای استاندار منتقل شود ضمن اینکه تولیدات مطمئن تر می شوند کارگران و کارکنان تولید مواد هم در شرایط ایمن تری کار خواهند کرد. بیایید این آمار را با تلفات سیگار- آلودگی هوا- حوادث رانندگی- مواد مخدر- حوادث کار و .... مقایسه کنیم واقعا با کدامیک از علل مرگ و میر ایران قابل مقایسه است و برای مقابله با کدامیک از دلایل جراحت و مرگ و میر و هزینه تراشی چنین با جدیت و قاطعیت برخورد می شود. آیا غیر از این است که برخی از مسئولین جو گیر شده و وظیفه خود را در قبال حفاظت از آیینهای ملی به فراموشی سپرده و به بازیچه اخلال گران ضد هویت و ضد فرهنگ ایرانی تبدیل می شوند؟!

سالهاست که در محافل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، برنامه های صدا و سیما و نظایر آن، حرف از بحران هویت در بین جوانان زده می شود. اما من اعتقاد دارم این ها رد گم کنی است و آن چیزی که واقعیت دارد بحران هویت در بین سیاستمداران است. هنوز تعداد زیادی از سیاست مداران ایرانی که دستی در قدرت و امکانات کشور دارند نتوانسته اند با هویت ایرانی کنار بیایند و بدون اینکه قواره و قدرتی حتی در محفل و مجمع خود داشته باشند و اصلا توانی در درک هویت داشته باشند (تا چه برسد طراحی و ارائه آن) سعی می کنند هویت نوین مجهول و نا مفهومی را خلق و به خورد ملت ایران بدهند. مشکل داشتن با تونع قومی، مشکل داشتن با پیشینه ایران قبل از اسلام- پیشینه ایران قبل از آریاییان- مشکل داشتن با مذاهب مختلف ایرانی و خرده فرهنگها و ... همگی نشان این است که افرادی که باید کامل به مباحث هویتی ایران مسلط باشند و بتوانند در محیط بسیار پویا و پیچیده بین المللی، به صورت رقابتی بتوانند فرهنگ ایرانی را مدیریت کنند اساسا خود در فهم این فهرنگ مشکل جدی دارند.

مثلا در گذشته های دور و در عصر کهن برای مدیریت بسیار خوب جشن نوروز افرادی به نامهایی چون میر نوروزی و عمو نوروز و حاجی فیروز و تکمچی ... همگی بسیج می شدند تا رسوم این ایام را رواج داده به مردم شناسانده و اجرای کار آمد آنها را مدیریت نمایند. ولی در سالهای اخیر با پیشرفت و افزایش امکانات و قدرت دولت حد اکثر چیزی که می بینیم فستیوال فیلمهای خارجی نا مربوط برنامه ها نه چندان جالب صدا و سیما و یک ناهماهنگی تمام در سفر های نوروزی است.

ترقه بازی و هزینه های چهارشنبه سوری یکی از بهانه هایی است که عنوان شده است. جالب است رادیو اقتصاد چند روز قبل برنامه ای داشت و رقم هزینه مردم در چهارشنبه سوری را 2.5 میلیارد تومان عنوان کرد و این رقم هزینه را اتلاف و اسراف معرفی نمود در حالی که رقم پرداخت شده برای خودرو بوگاتی یکی از آقازاده هایی که شغل خودش و پدرس واردات است 18 میلیارد تومان بوده و مراسم عقد و عروسی اش 6 میلیارد تومان هزینه داشته است. 2.5 میلیاردی که در چهارشنبه سوری هزینه می شود می تواند جاذب توریسم باشد و چندین برابر این هزینه درامد برای کشور داشته باشد اما چرا در ایام نوروز عوض اینکه از کشورهای دیگر به کشور ما سفر کنند تا این مراسم بی نظیر و کهن را ببینند هموطنان ما به خارج از کشور سفر می کنند تا از این سنتها به دور باشند؟

هر کدام از ما در طول سال روزهای متعددی را می توانیم برای شخص خودمان جشن بگیریم و دلیلی ندارد ما روزی را روز جشن ملی بدانیم و در تقویم وارد کنیم ولی از مردم بخواهیم در این روز در خانه های خود بمانند و دور هم جمع نشوند و ... چون خطر دارد؟؟!! خوب این روزها در تقویم به صورت خاص درج می شود تا مردم باهم شاد باشند و جشن بگیرند!

بیایید با برگزاری با شکوه هر چه تمام تر نوروز- چهارشنبه سوری و سیزده به در امسال به عناصر ضد ملی یک نه خیلی محکم بگیم. ایجاد وبلاگهای متعدد تخصصی برای این ایام و به اشتراک گذاشتن پرتعداد تصاویر و تبریک وپیامهای نوروزی در شبکه های اجتماعی، نصب پرچم ایران با پلاکاردهای مختلف تبریک ایام نوروز- چهارشنبه سوری و سیزده بدر ، تقسیم شیرین و نقل به صورت عمومی در این ایام ، تعیین میر نوروزی برای محله ها و ساختمانها و مدیریت جشن توسط این افراد و همکاری مردم با این افراد برای برگزاری بهتر این جشن از جمله امکاناتی می تواند باشد که ضمن حفظ مراسم از فعالیت افراد اخلال گر بکاهد و نقش دولت و برخی نهایت های دولت را که از هر فرصتی برای تحکم بیشتر استفاده می کنند کم کند.


برچسب‌ها: ایران, نوروز
تاریخ : ۱۳٩٥/۱٢/۱٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

معاون فناوری اطلاعات بانک مرکزی گفت: اگر استارت‌آپ‌های خلق پول، جذب سپرده و خرید و فروش ارز نکنند، می‌توانند بدون دریافت مجوز از بانک مرکزی فعالیت کنند.

به گزارش بانکداران ۲۴ (Banker)،ناصر حکیمی درخصوص فعالیت استارت‌آپ‌ها در حوزه بانکی، به فارس اظهارداشت: در حال تدوین یک چارچوب برای فعالیت استارت‌آپ‌ها هستیم و اگر براساس آن چارچوب عمل کنند، نیازی به اخذ مجوز از بانک مرکزی ندارند.
وی افزود: به عنوان مثال اگر استارت‌آپ‌ها خلق پول، جذب سپرده و خرید و فروش ارز نکنند، می‌توانند بدون دریافت مجوز از بانک مرکزی فعالیت کنند.
معاون فناوری اطلاعات بانک مرکزی در پاسخ به این سوال که هم‌اکنون چه تعداد استارت‌آپ‌ها در بخش بانکی فعال شده‌اند و آیا بانک مرکزی بر آنها نظارت می‌کند، گفت: تعداد استارت‌آپ‌ها زیاد نیست و شاید هم به نظارت بانک مرکزی بر آنها نیاز نباشد زیرا این‌ها کسب و کارهای اینترنتی است و بانک مرکزی وظیفه نظارت بر آنها را ندارد.
حکیمی درخصوص احتمال تداخل فعالیت استارت‌آپ‌ها با وظایف بانک‌ها، گفت: اگر چارچوب‌ها درست چیده شود، استارت‌آپ‌ها خلاء شبکه موی‌رگی مورد نیاز بانک‌ها که به دلیل حجم بزرگ‌شان ورود به آن بخش‌ها صرفه اقتصادی ندارد را می‌توانند پر کنند و خدمات خوبی را به مردم ارائه دهند.
فین تک مخفف financial technology (ابزارهای نوین مالی) است. استارت‌آپ‌ها یا فین‌تک‌ها، شرکت‌های دانش‌بیان در حوزه کسب و کار هستند که با نوآوری، خدمات و محصولات جدیدی به مشتریان ارائه می‌دهند.
استارت‌آپ‌ها عملیاتی را انجام می‌دهند که برای بانک‌ها توجیه اقتصادی ندارد. هم‌اکنون حدود 30 استارت آپ فعال شده‌اند که تقریبا همه این شرکت‌ها در حوزه فرآیندهای دریافت و پرداخت‌ وجوه فعال هستند.
تسهیل نقل و انتقالات و مبادلات مالی، تسهیل خرید و فروش الکترونیکی کالا و خدمات برای افراد با طراحی روش‌های نوین از جمله حوزه‌های کاری این شرکت‌ها در ایران است.


برچسب‌ها: ایران, پول و بانکداری, بانکداری الکترونیک, کار آفرینی
تاریخ : ۱۳٩٥/۱٢/۱٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

در چند ماه اخیر، بانک مرکزی و شبکه شاپرک به بهانه مقابله با پولشویی، انتقال وجه کسب وکارهای مختلف از طریق کارتخوان‌های مراکز فروش و دفترهای خدماتی را با ۴ ساعت تاخیر و حتی بیش از آن انجام می‌دهند و حتی ارقام خرد زیر یک میلیون تومان نیز بعد از چند ساعت تاخیر وارد حساب فروشنده می‌شود.

به گزارش بانکداران ۲۴ (Banker)، این موضوع باعث شده برخی شرکت‌ها، نمایندگی خدمات مختلف و مغازه‌ها به خاطر کمبود منابع در ساعات کاری خود، عملا از دریافت وجه از طریق کارتخوان‌ها خودداری کنند و شماره کارت خود را به مشتری ارائه می‌کنند تا مشتری از طریق دستگاه‌های عابربانک داخل خیابان، یا اینترنت و موبایل بانک، وجه مورد نظر را واریز کنند و بعد از اطلاع از واریز وجه و ارائه فیش پرداخت شده، اقدام به صدور فاکتور یا ارائه خدمات و فروش کالا می‌کنند.
در همین رابطه و در خلال یک گزارش میدانی، نمایندگی یکی از شرکت‌های بیمه که در ساعات کاری قبل از ساعت 2 بعدازظهر، 10 مورد فروش بیمه‌نامه حدود 500 تا 800 هزار تومانی دارد به تعادل گفت: از صبح حدود 7میلیون خدمات فروخته‌ایم و باید به مشتری بیمه‌نامه ارائه کنیم و در این ساعت مخارج و هزینه‌هایی داریم که باید پرداخت شود، اما به خاطر تاخیر چند ساعته در واریز وجه مجبور هستیم که به جای استفاده از کارتخوان، مشتری را به عابر بانک‌ها و انتقال کارت به کارت از طریق عابر بانک‌ها ارجاع دهیم تا مبلغ واریزی همان لحظه واریز شود و ما بتوانیم بیمه‌نامه را به مشتری ارائه دهیم.
یکی از مشتریان هم می‌گوید 3سال است که از این نمایندگی بیمه شخص ثالث خریداری می‌کنم، هر سال شاهد این وضعیت هستم و مدیر این نمایندگی اعلام می‌کند که مبلغ را باید کارت به کارت واریز کنم. اما این موضوع با رضایت مشتری و تکریم مردم همخوانی ندارد و درست نیست که به مشتری گفته شود واریز وجه را با مراجعه به خیابان و عابر بانک‌ها انجام دهید.
مشتریان برخی شرکت‌ها که با این مشکلات مواجه هستند، باید کارت خود را در دست گرفته و در جلوی عابر بانک‌ها صف بکشند تا مبلغ خود را واریز کنند، فیش دریافت کنند و ضمن اتلاف وقت، با مشکلات مختلفی مواجه می‌شوند. در حالی که کارتخوان‌ها برای همین موضوع تهیه شده که مشتری به عابر بانک‌ها و کارت به کارت کردن نیاز نداشته باشد.
یکی از مشتریان سوال می‌کند که اگر مبلغ 500 تا 800 هزار تومان واریز حق بیمه مشمول مقررات مقابله با پولشویی می‌شود، چرا وجه کارت به کارت شامل این مقررات نیست، چه فرقی بین پرداخت از طریق کارتخوان با پرداخت از طریق کارت به کارت وجود دارد و چرا ریسک، خطر و مشکلات مختلف را شرکت‌ها به افراد منتقل می‌کنند تا با اراده افراد، این انتقال وجه را انجام دهند.
ضمن اینکه در این روش مشخص نیست که این واریز وجه برای چه منظوری انجام شده است؛ زیرا وقتی در نمایندگی، مغازه یا فروشگاه و شرکت مبلغ با کارتخوان واریز می‌شود، مشخص است که برای انجام کاری، ارائه خدمات یا فروش کالا واریز شده است اما وقتی از طریق عابر بانک وجه به حساب یک شخص واریز می‌شود مشخص نیست که این پول بابت چه کاری واریز شده است.
براین اساس، تاخیر در وجه اقلام خرد زیر 5 میلیون تومان از طریق کارتخوان‌ها عملا با هدف مقابله با پولشویی مغایرت دارد؛ زیرا اگر منظور مقابله با پولشویی نظارت بر اقلام درشت است، نباید اقلام ریز کارتخوان‌ها با تاخیر مواجه شود و اصولا نباید مبلغ ریز و خرد را مشمول مقابله با پولشویی ارزیابی کرد.
نکته دیگر این است که انتقال از طریق کارتخوان‌ها اتفاقا منظور از انتقال وجه را بهتر مشخص خواهد کرد و مشخص است که کارتخوان فروشگاه یا دفتر خدمات، برای چه نوع واریزی‌هایی نصب شده است. اما در واریزی مبالغ از طریق عابر بانک تنها نام 2نفر صاحب کارت مشخص می‌شود و منظور از ارائه خدمات یا کالا یا قرض و... مشخص نمی‌شود و مشخص نیست چه نوع خدمات یا کالاهایی در انتقال وجه موردنظر بوده است.
این موضوع عملا باعث خواهد شد تعداد تراکنش‌های کارتخوان‌ها کاهش یابد و به تدریج شرکت‌ها، مغازه‌ها و دفتر نمایندگی شرکت‌ها جزو مراکز کم تراکنش و با مبلغ گردش مالی کم ارزیابی شده و بانک‌ها نیز تمایل به ادامه این نوع خدمات را از دست می‌دهند؛ در نتیجه بسیاری از این کارتخوان‌ها جمع‌آوری خواهد شد.
همانطور که تاکنون 350 هزار کارتخوان بدون تراکنش یا کم تراکنش جمع‌آوری شده و هزینه آن کمتر از درآمد حاصل از گردش مالی و رسوب حساب‌ها بوده است و برای بانک‌ها صرف نمی‌کند که این کارتخوان‌ها را حفظ کنند، در آینده نیز تحت تاثیر مشکلات انتقال وجه و مقررات مقابله با پولشویی، بسیاری از ابزارهای بانکداری الکترونیک یا جمع‌آوری می‌شود یا حداقل از نصب و افزایش آن جلوگیری خواهد کرد و این موضوع عملا مغایر با هدف گسترش بانکداری الکترونیک است.
در شرایطی که بانک‌های جهان به سمت حذف عابر بانک، شعبه، کارت، کارتخوان و... می‌روند و موبایل‌بانک‌ها جایگزین ابزارهای قدیمی می‌شود؛ جای این پرسش مطرح است که چرا سیستم بانکی و نظام پرداخت و شاپرک، به جای گسترش بانکداری الکترونیک و کاهش شعب و عابر بانک‌ها، عملا به سمت کاهش استفاده از ابزارهای جدید مانند کارتخوان‌ها به بهانه مقابله با پولشویی رفته است؟
نگاهی به رقم تراکنش‌های 1000هزار میلیارد تومانی بانکداری الکترونیک که متوسط رقم هر تراکنش 100 هزار تومان است، نشان می‌دهد سهم عمده از این تراکنش‌ها را عابر بانک‌ها به عهده دارند درحالی‌که با 350 میلیون کارت موجود قاعدتا باید کارتخوان‌ها سهم اول را داشته باشند و با بیش از 500 میلیون حساب بانکی موجود در کشور و حدود 100 میلیون موبایل فعال، 50 میلیون تلفن‌موبایل هوشمند و... انتظار می‌رود که سهم موبایل‌بانک و کارتخوان‌ها افزایش یابد.
بر این اساس، روشن است که قوانین و مقررات باید به سمتی برود که از هزینه سنگین عابربانک‌ها و شعب بانک‌ها کاسته و استفاده از موبایل‌بانک‌ها و کارتخوان‌ها را افزایش دهد.
وقتی متوسط تراکنش‌ها 100 هزار تومان است، نیازی نیست که انتقال وجه کارتخوان‌ها با 4 ساعت تاخیر انجام شود و می‌توان ارقام درشت بالای 5میلیون تومان را تحت نظارت قرار داد و مقررات پولشویی نباید باعث شود که عملا کارتخوان‌ها، کم‌کار شوند و به تدریج جمع شوند.
از سوی دیگر، مقابله با پولشویی باعث شده بانک‌ها مشتریان خود و شرکت‌ها را وادار کنند که در شعب آنها حساب باز کنند و درنتیجه افراد دارای کسب و کار و فعال اقتصادی عملا بیش از 10 کارت و حساب بانکی در جیب و محل کار خود دارند. در حالی که اگر منظور نظارت بر تراکنش و انتقال وجه است، این نظارت می‌تواند از طریق یک حساب و یک بانک نیز انجام شود و نیازی نیست همه بانک‌ها مردم را وادار کنند که در هر بانک یک حساب و یک کارت داشته باشند.

منبع :http://banker.ir


برچسب‌ها: ایران, پول و بانکداری, بانکداری الکترونیک, تجارت الکترونیک
تاریخ : ۱۳٩٥/۱٢/٧
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

کشور چین، به عنوان یکی از اعضای دائمی 5 گانه شورای امنیت سازمان ملل متحد و کشور سوئیس نیز به عنوان یک کشور پیشرفته در قلب اروپا، و در مرز چند قدرت عمده درگیر در دو جنگ جهانی، دو نماد عمده و مثال زدنی از بی طرفی در نیم تا یک قرن اخیر بوده اند. کشور سوئیس برای سالهاست که به عنوان یک کشور پیشرفته و با سطح رفاه بالا مطرح است در حالی که شاید از پتانسیل های طبیعی چندانی نیز برخوردار نیست. کشور چین هم در 30 سال گذشته نرخ رشد اقتصادی بالای 6 درصد و در یک برحه ای از زمان حتی بالای 10% را تجربه کرده است.

امروز چند مقاله در مورد معاملات در بورس اوراق بهادار می خواندم که در سه مورد از آ«ها به اصل بی طرفی و عدم تعصب برای موفقیت در بازار بورس تاکید شده بود. با کمی تفکر در حوزه های مختلف و تامل در خصوص کاربرد بی طرفی این نتیجه را آشکار کرد  که بی شک بی طرفی، یکی از راهبردها و شاید یکی از اصول اساسی برای موفقیت در زندگی انسانها است.

در تحقیقات و استدلالها و استنباطهای علمی، باید بی طرف بود تا تحقیق قابل قبول باشد و پیشرفت در علم را حاصل کند. کل اصول و روشها و محتوی فلسفه علم در واقع تلاشی را نمایان می کند که سعی دارد نظر شخصی و جانبدارانه را حذف و نظری بی طرفانه را ارائه نماید. ارائه شرایط آزمایشگاه استاندارد و نیز مطالعات تجربی و نظایر آن همگی تلاشهایی برای بی طرفانه کردن نظرات هستند.

در داوری ورزشی باید بی طرف بود تا داوری بی عیب و نقصی ارائه کرد. هنگام ازدواج و انتخاب همسر باید بی طرف بود تا نکات مثبت و منفی و را خوب دید، هنگام خرید ملک باید بی طرف بود تا بتوان موقعیت واقعی رشد و رفاه یک منطقه را دید و برنده بود. ارتباط بهتر با مشتری و مدیریت کارآمد مشتری مستلزم این است که بی طرفی و رهایی از پیش زمینه های ذهنی حاصل شود.

برای سیاستگذاری کارآمد و کسب منافع حداکثری برای کشور، ضروری است که تا حد ممکن بی طرف بود. زیرا تعلق به جناح خاص  ( سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیک و...) باعث می شود تا برخی گزینه های خوب به علت عدم تطابق با سلیقه های جناح کنار گذارده شده و برخی گزینه های بد به کار گرفته شوند. در مدیریت منابع سازمانی هم بی طرفی یک اصل اساسی و مهم برای کسب نتیجه خوب است.

در مسابقات، خصوصا مسابقات ورزشی هم باید بی طرف فکر کرد، نباید مقهور نام و آوازه و قدرت رقیب بود یا به خاطر نتایج و عملکرد گذشته آن را دست کم گرفت. کلا تفکر جانبدارانه و متعصب باعث گرایش به اطلاعات نا معتبر یا نامرتبط گذشته می شود و تحلیل غلط ارائه می دهد. یا باعث حذف گزینه های انتخابی نا مرتبط یا مناسب شده یا گزینه های نامرتبط و نامناسبی را پیشنهاد می دهد.

اما باید توجه نمود بی طرفی با خلق طرف جدید موضوع متفاوتی است. برخی کشورها و حرکتها در دنیا وجود دارند که در ظاهر و بیان اصل بی طرفی را پیگیری می کند ولی در اصل ممکن است، دنبال طرف سوم/جدید باشند. انزوا از نشانه های تمایل به خلق طرف سوم/ جدید است. کسی که دنبال بی طرفی است، اصولا با همه روابط و برخورد حسنه و منطقی و اصولی دارد اما کسی که دنبال خلق طرف سوم است ممکن است در گام[های] اول انزوا را در پیش بگیرد.

کشور سوئیس، به عنوان یک کشور بی طرف، رابطه حسنه گسترده و متعادل و متوازن را با همه کشورها خصوصا کشورهای پرقدرت اروپایی در دستور کار خود قرار داده است و این رابطه برای تقویت و توسعه آن کشور بسیار موثر و کار آمد بوده است. اما کشوری مثل ایران علیرغم عضویت در جنبش عدم تعهد، شعار نه شرقی و نه غربی و کلی اقدامات مشابه دیگر، روند مناسبی نداشته است. علت این بوده است که ایران بی طرف نبوده است بلکه جانب دار بوده و در صدد خلق طرف سوم( یا بیشتر ) بوده است.

لازم به ذکر است حتی علیرغم تعلق به یک جناح، شما می توانید عملکرد بی طرفانه ای داشته باشید. مثلا علیرغم داشتن سهام شرکت، در مورد واقعیتهای بازار و روند آن تحلیل بی طرفانه ای داشته باشید. همچنین می توان از کشورهایی مثل فرانسه، انگلستان و آلمان نام برد که علیرغم تعلق به جبهه بلوک غرب در موارد نسبتا زیادی مستقل عمل می نمایند.

همچنین در تحقیقات علمی، هم می توان دید که علیرغم اینکه مدل یا روش خاصی برای انجام تحقیق انتخاب می شود اما سعی می شود که در جمع آوری اطلاعات، وارد کردن آنها در مدل و تفسیر نتایج بی طرفی حفظ شود. بی طرفی علمی به معنی آن نیست که شخص از همه نوع ابزار و مدل تحلیلی و تحقیقی استفاده نماید بلکه بیشتر به معنی آن است که سعی کند با دستکاری اطلاعات یا روش ورود اطلاعات و یا تفسیر نتایج سعی نماید فرضیه یا تئوری را توجیه و اثبات نماید.

طبیعی است که استقرار طرف سوم در حالی که رقبای قبلی بسیار قوی بوده و از مزیت First + یا مزیت ورود زودتر برخوردارند، نیازمند قدرت بسیار بیشتر و هزینه قابل توجه تر است. از طرف دیگر گرایش به انزوا عملا توان و قدرت بازیگر را کاسته و امکان صرف هزینه را کم می کند.

وقتی طرف سوم/جدید ناشناخته و مبهم باشد، اوضاع بسیار بدتر است.


برچسب‌ها: اقتصاد بین الملل, اقتصاد, تحریم، امنیت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی, سیاست و انتخابات
تاریخ : ۱۳٩٥/۱٢/۱
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

موسسه ریسک دات نت Risk.net طی مصاحبه هایی که در ماههای نوامبر و دسامبر سال 2016 با مدیران و متخصصان ریسک در موسسات مالی شامل بانکها، بیمه ها و مدیران دارایی انجام داده است این 10 ریسک عمده را از بین مخاطرات موجود انتخاب و اولویت بندی کرده است:

1- ریسک سایبری:

رتبه نخست ریسک عملیاتی ، همانند سال 2016 و برای دومین سال پیاپی، ریسک سایبری و امنیت داده است. برخلاف تصوری که در گذشته می رفت و امروز هم در کشور ما تقریبا تفکر غالب است فضای مجازی و فناوری اطلاعات و ارتباطات ریسک های مربوط به اطلاعات و ارتباطات را نتوانسته کاهش دهد و خود هم اکنون از موضوعات اصلی ریسک عملیاتی است.

حملات سایبری نه تنها افزایش یافته است، بلکه جهش یافته و موذی تر هم شده است از سرقت 81 میلیون دلاری ماه فوریه از بانک بنگلادش که با نفوذ هکر ها در سیستم ارتباطات سوئیفت انجام شده بود تا سرقت 3.1 میلیون دلاری از 9000 مشتری بانک تسکو که در ماه نوامبر با استفاده از بریج داده ها انجام شد باعث شد که ریسک سایبری در صدر اخبار ریسک در طول سال گذشته قرار بگیرد.

اما مثل اینکه، حملات حیثیتی موردی و تهدید ناظران علیه بنگاههایی که پایداری سایبری آنها ضعیف است برای وادار کردن بانکهای خوشنام به عمل  کافی نیست.

در سپتامبر 2016، سازمان رفتار مالی انگلستان، اعلام کرد که جرایم سایبری در بنگاههای تحت نظارت آن از تنها 5 مورد در سال 2014 به 75 مورد در سال 2016 افزایش یافته است.

بر اساس مقررات عمومی حفاظت داده های اتحادیه اروپا ( General Data Protection Regulation: GDPR) که از سال 2018 اجرایی می شود موسسات مالی مجبور خواهند بود معادل 4% گردش مالی جهانی سالیانه خود را روی حریم خصوصی داده ها سرمایه گذاری نمایند. اگر این مقررات الان اجرایی می بود بانک تسکو مجبور بود 1.9 میلیارد دلار جریمه بپردازد.

2- ریسک مقررات:

از نظر اغلب متخصصان ریسک، مقررات دوران پس از بحران 2008 - تدوین مجدد مقررات بسندگی سرمایه، اصلاحات گسترده ساختار بازار، تغییرات دور از دسترس در عملیات حسابداری، - لیست بلند بالایی از ریسک های عملیاتی را برای موسسات آنها نشان می دهد.

جرایم  و مجازات های عدم انطباق، باز سازماندهی عملیات و ادارات و تغییرات آنی کسب و کار همگی دست به دست هم داده و تهدیدهای پیچیده و دشوار از نظر مدلسازی و تحلیل را معرفی می کند.

 


برچسب‌ها: risk, پول و بانکداری, بانکداری الکترونیک, ریسک
تاریخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٧
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

به راستی بانک خوب و بد با چه شاخص‌هایی شناسایی می‌شوند. آیا بانکی که منابع قابل توجهی را در ترازنامه خود جای داده است بانک خوب شناخته می‌شود یا در کنار این شاخص باید شاخص‌های دیگری هم مورد ارزیابی قرار گیرند.
 بانک‌های کشور باید دارای چه ویژگی‌هایی باشند تا به‌عنوان یک بانک خوب ارزیابی شده و شناخته شوند. برای دستیابی به این شناخت و اوج پختگی کسب‌وکار بانکی ویژگی‌های زیر قابل تبیین هستند:

1- شیشه عمر بانک‌ها اعتماد مردم است و تداوم حیات آنها تنها با استقرار کامل و بدون نقص حاکمیت شرکتی تضمین می‌شود. حاکمیت شرکتی به بیان ساده ایجاد تعادل منافع در بین همه ذی‌نفعان بانک اعم از اجتماع، دولت، سهامداران، کارکنان، مشتریان (اعتباری، سپرده‌ای و خدماتی)، مدیران، ناظران و... است.

2- ساختار محکم سازمانی به نحوی که قائم به شخص نباشد و با تغییر مدیرعامل یا مصلحت‌های انتصاباتی افراد دچار تغییرات پیاپی و زیان‌بار نشوند. ساختاری که با زیربنای راهبردی در خدمت رسالت، چشم‌انداز، ماموریت و فرآیندهای تعریف‌شده است.

3- تمامی سهامداران البته نسبت به سهم خود در انتخاب هیات‌مدیره نقش موثر داشته باشند و سپس هیات‌مدیره در انتخاب رئیس هیات‌مدیره و مدیرعامل نقش مستقل و کلیدی داشته باشند. انتخاب مدیرعامل توسط سهامداران عمده و سپس انتخاب هیات‌مدیره و حتی در مواردی انتخاب رئیس هیات‌مدیره توسط مدیرعامل بدعت رایجی است که در ادامه مسیر، کار بانک را مشکل کرده و از هر حرکت بلندمدت و ارزش‌آفرینی باز می‌دارد و بانک روزمره و شخصی اداره خواهد شد.

4- بانکی با سرمایه ناکافی نمی‌تواند شریک و امین خوبی برای مردم باشد. به دلایل فراوان مقاومت در برابر افزایش سرمایه بانک‌ها زیاد است و مهم‌ترین دلیل دید کوتاه‌مدت و نفع‌طلبی فوری و بیماری تعجیل است که در حال نهادینه شدن در جامعه ایران است. نگاهی به متوسط سرمایه 10 بانک اول دنیا و مقایسه آن با جمع کل سرمایه همه بانک‌های خصوصی و دولتی ایران می‌تواند شدت این عقب‌ماندگی را نشان دهد. بانک خوب از هم‌اکنون خود را برای اجرای بال 3 آماده کرده است.


برچسب‌ها: اقتصاد, پول و بانکداری
تاریخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٧
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

بانک مرکزی از چند ماه قبل بانک ها را ملزم کرد تا صورت های مالی خود را براساس استانداردهای جهانی به روز کنند و این الزام همراه شد با مشکلاتی برای بانک ها و سهامدارانشان در بورس!

البته باید تأکید کرد که ریشه مشکلات بانک ها و حواشی باز و بسته شدن نمادشان در بورس عمل به دستور جدید بانک مرکزی برای انطباق با استانداردهای جهانی و اصلاح صورتهای مالی نبود بلکه این مشکلات ریشه در تخلفاتی دارد که سالها در نظام بانکی رایج بوده است.

طبق گفته مسئولان نظام بانکی و همچنین سیاست گذاران پولی و بانکی آنچه بانک مرکزی بعنوان صورت‌های مالی نمونه در قالب استاندارد‌های بین المللی گزارشگری مالی (IFRS) در اختیار بانک ها قرار داده، جزئی از این استانداردهاست نه همه آن.

بانکی ها می گویند باوجود اینکه در دستور جدید مقید به اجرای جزئی از استانداردهای جهانی IFRS شده ایم ولی بازهم نمی توانیم در کوتاه مدت این استاندادرها را اجرایی کنیم چراکه برای این کار نیاز به اموزش داریم و این کار هم زمان بر است!

به نوشته تسنیم، درصورتی که استاندادرهای بین المللی گزارشگری مالی در صورت های مالی جدید بانک ها اعمال شود؛ همگرایی در گزارشگری مالی ایجاد خواهد شد چراکه طی سال های اخیر، گزارش دهی بانکها و صورت های مالی آنها با استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی انطباقی نداشت و این موضوع باعث عدم همگرایی در صورت های مالی بانک ها می شد. با اجرای صورت های مالی نمونه جدید بانک مرکزی در قالب استانداردهای بین المللی گزارشگری مالی (IFRS) همگرایی در صورت های مالی بانک ها و موسسات اعتباری را شاهد خواهیم بود.

 

برای مطالعه کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.


برچسب‌ها: اقتصاد, ایران, پول و بانکداری, بورس اوراق بهادار
تاریخ : ۱۳٩٥/۱۱/٢٧
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

به گزارش وب سایت صندوق بین المللی پول، کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین المللی پول گفت: «بعد از سالها رشد کند اقتصاد جهانی انتظار می رود که ضرب آهنگ اقتصاد جهانی در سال جاری و آینده میلادی سرعت بخشیده شود.»

وی تصریح کرد:روند صعودی رشد اقتصاد جهانی در سال طی سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ میلادی در اقتصادهای پیشرفته و نوظهور نمایان خواهد شد.

رئیس صندوق بین المللی پول خاطر نشان کرد: این بدان معنا نیست که از خطر رهایی یافته ایم و البته افزایش درگیری ها و نیز روند نزولی بهای نفت می تواند بر روی رشد اقتصاد جهانی و نیز میزان درآمد دولت ها تاثیر منفی بگذارد.

لاگارد گفت: «اگرچه بهای نفت به تازگی با افزایش روبرو شده اما انتظار نمی رود که قیمت آن به سطح قبل از سال ۲۰۱۴ میلادی بازگردد».

وی در ادامه گفت: «اگر کشورها یک سیستم پیشرفته مالیاتی را ایجاد کنند، قادر به ایجاد منابع مورد نیاز برای رویارویی با چالش های بیشتر و نیز ایجاد یک رفتار کارآمد و نیز عادلانه در نظام اقتصادی خود می شوند و تحقق این امر مسلما نیازمند یک استراتژی جامع برای اصلاح سیاست مالیاتی و همچنین اصلاح اداره درآمد است و منظور آن است که برای چه چیزی و از چه شخصی باید مالیات گرفت و جمع آوری مالیات به چه گونه ای باشد. »

رئیس صندوق بین المللی پول گفت: «گام بعدی در جهت رشد اقتصادی بیشتر کشورها، ایجاد رابطه میان اصلاح سیاست مالیاتی با اصلاح اداره درآمد است که این موضوع موجب می شود تا کشورها از دردسرهای زمان بر که در گذشته درگیر آن بوده اند، دور باشند و گام بلندی را در جهت پیشرفت طی کنند. »

او تصریح کرد:تحقق این امر با تقویت ظرفیت مدیریت مالیات در ابتدای فرآیند اصلاحات صورت می گیرد و این موضوع می تواند به تولید درآمد و نیز درآمد قابل اطمینان برای شماری از کشورها تبدیل شود


برچسب‌ها: اقتصاد بین الملل, ادوار اقتصادی, اقتصاد بخش عمومی, مالیات و یارانه
تاریخ : ۱۳٩٥/۱۱/۱٩
نویسنده : کورش بهشتی
نظرات ()

یک نوازد در پنجمین روز تولد، با تصمیم پدر و مادر، سهامدار دو شرکت خودرویی و سیمانی شد.

به گزارش پایگاه خبری بورس پرس، آوینا قربانی در پنجمین روز تولد، سهامدار دو شرکت خودرویی و سیمانی شد.

والدین وی که از کارکنان دو شرکت بورسی هستند، با هدف سرمایه گذاری بلندمدت، اقدام به خرید سهام زامیاد و سیمان شرق برای این نوزاد کردند.

براساس این گزارش، خرید سهام برای نوزادان و کودکان یکی از سنت ها و رویه های جاری بورس کشورهای مختلف بوده و طی سال های رونق بورس ایران نیز، این فرهنگ با هدف سرمایه گذاری پس اندازها شکل گرفته و برخی سرمایه گذاران تهرانی، اصفهانی ، شیرازی و مشهدی و... برای نوزادان خود یا اطرافیان، سهام شرکت های بورسی و یا دیگر اوراق را خریداری می کردند.

این روال هر چند در سال های اخیر کمتر مشاهده شده اما با در نظر گرفتن ماهیت بازارهای سهام و لزوم سرمایه گذاری با دیدگاه بلندمدت و سرمایه غیر ضروری، می توان با انتخاب شرکت های برتر صنایع مهم ، در دوره های ۵ و ۱۰ ساله به بازدهی های خیره کننده و گاه باور نکردنی رسید.


برچسب‌ها: اقتصاد, سرمایه گذاری, بورس اوراق بهادار, ایران


آخرین مطالب
   
 
متن دلخواه شما